eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
80 دنبال‌کننده
635 عکس
270 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
در سایه هبوط آدم به زیستن می نوازیم، ساز زندگانی را که چنگ می‌زند هر نوایش بر پیکر انسانی‌ را _الف.سین.رآ
در خیال دور تو می‌شوم هر لحظه دورتر از خود و به خود می گردم به دنبال خود و می یابم خود را در خاطر خود که منقش است به نقش و نگار تو _ الف.سین.رآ
مشت هایم کوچک است، انگورهایم اندک است، باغچه حیاط خانه ما خلوت است، شاخه های تاکستان کوچک مان را از بالا می بینی که آویزان است، در حیاط خانه ما حیات سبزی در جریان است... _الف.سین.رآ
_آدم ها... اونها هم فرق دارن. رنگشون، زبونشون. بعضی ها چاقن، بعضی ها لاغر. بعضی ها طبع گرم دارن و بعضی ها سرد. آدم ها هم قیمت دارن. اکثرشون اما ارزونن؛ میشه با دویست تا تک تومنی خریدشون. با این همه تفاوت، یه وجه مشترک دارن. دهنن! دهها تریلیون سلول و دهها عضو تو بدن دارن اما دهنن... فقط دهن. بذاریشون برات فسلفه میگن، همشون یه جمله از سقراط بلدن، از افلاطون، از انیشتین و از هر بزرگ و کوچیکی اما فقط بلدن بگن. عین طوطی. ازشون بخوای همون یه جمله رو که صد بار به زبون آوردن رو توضیح بدن، لال میشن، خفه میشن و ساکت. چون فقط دهنن. ظاهرشون قشنگه، متشخصن، عاقلن، خوشگلن، خوشتیپن و هزار کوفت خوش و قشنگ دیگه اما پوچن. بشکافیشون، به هیچی نمی رسی، جز یه کا ِست ضبط شده... آدمها کاست های ضبط شدن. یه مشت کاست که ُپَرن از صدا، از آواز؛ آوازهایی که دم از عاشقی میزنن، از امید، از زندگی ولی اگه به همون آدم بیای از دردت بگی، از بدبختیت بگی، عین همون کاست می پیچه بهم و دل و رودش می زنه بیرون و خفه میشه، چون سوادش بیشتر از اون قد نمیده. چون تا همون جا رو فقط حفظه. چون فقط دهنه!
این شکلی‌ام که حتی دغدغه ترک روی دیوار رو هم دارم...
دیوان عشق می سرایم، مجنون بخوان
در خیال پرواز بود، رویای یک زندانی تبعیدی .. | الف.سین.رآ |
لازم به ذکر است که بگویم به دنبال بازگشت؛ نباشید، نباشید، نباشید این لحظه ها رو ما زندگی کردیم حتی به غلط، حتی به اشتباه حتی، به پشیمونی رفت، تموم شد، پایان به بازگشت فکر نکنید ولی به گذشته فکر کنید!!! چه بسا دوره‌اش کنید، زیر و روش کنید ازش درس بگیرید، تجربه اش کنید ولی نخواهید که برگردید، باور کنید اگر قرار به برگشت باشه باز همون قصه رو رقم می زنید چرا؟ چون شما آدم گذشته هستید اینی که الان هستید نتیجه از سر گذرندون اون گذشته است که شما رو کوبونده و از نو ساخته رفقا خوشحال باشید که ازش گذشتید حتی به سختی، حتی این شکلی که نای ادامه دادن نداشتید، ولی دیدید که شما جان سخت تر از این حرف ها هستید که بگید دیگه نمی کشم شما حتی اگر نکشید زندگی شما رو می کشه به اون سمتی که باید ازش عبور کنید از زندگی عبور کنید، عبور کنید، عبور کنید مکث، توقف، استپ اینهاست که شما رو می کشه نه ادامه دادن، نه در جریان بودن که خود خود زندگی حرکت،حرکت،حرکت خوشحال باشید اتفاقا که از پسش براومدید و ازش عبور کردید و تونستید یک صفحه دیگه از کتاب زندگی تون رو تکمیل کنید خوشحال باشید! چون قرار ی صفحه جدید رو زندگی کنید با توشه و تجربه ای که کسب کردید و اتفاقا قدردان گذشته باشید که شما رو تبدیل به آدمی جدید کرد، آدمی که قراره از پس خیلی سخت ترها از این ها بر بیاد شما زندگی رو بردید، چون تونستید بگذرید _ما را به سخت جانی خود این گمان نبود شکیب اصفهانی | الف.سین.رآ |