امروز از ان روزهایی است که به عقب بر می گردم نه که به دیروز و پیروز و یک هفته و یک ماه و یک سال پیش نه، بلکه به نوزده سال پیش بر میگردم دقیقا به روز عرفه که به سال هزار و چهارصد و بیست و شش قمری می شود روز سه شنبه نهم ذی الحجه همان روزی که کودکی پا به جهان گشوده در یومی که منتسب است به روز بندگیِ، بندگی از برای معبود و عبد بودن در برابر آن خالق آفرینش هستی که از ازل صاحب آن بوده تا ابد نیز او را مالک بُوَد، حال این بندگی دو رکن دارد که از ابتدا با تو پا به جهان گشوده و تا انتها با تو نیز همراه خواهد بود، یکی آنکه از ابتدای ابتدا ما را بنده انتظار آفریده اند یعنی از همان آغاز سرشت ما را به منتظر بودن بافته اند و دوم آن که صبور خلق کردهاند به آن معنا که ذره ذره صبر خرج کرده و گذر ایام کنیم و دمی پس از دمی تازه کنیم و حال در میان همهی اینها به یادمان باشد که اگر توانستیم عبد منتظر صبور باشیم معنای بندگی را بجا آوردهایم گرچه که این دو خصلت چو فطرت آدمی از آدمی دمی جدا نبوده باشد و حال شاید میزان و اندازه ان متفاوت باشد که هر که را مقداری از ان باشد به همان میزان که طاقت خرج کرده و تحمل پیشه کرده به سنجش ترازی بندگی که دو کف است در آورند،
نمیدانم که چقدر تو کنون که دو دهه بر من گذشته است به تاریخ آدمیان توانسته ام که بندگی کنم ولیکن امید است به حکمت ان دانایی حکیم که ما نیز روزی عبدی باشیم از عابدان صالح درگاه او . .
¹³⁸⁴.¹⁰.²⁰ | الف.سین.رآ | #شاید_تولد