eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
81 دنبال‌کننده
635 عکس
270 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
ااا راستی شب اخر ماه رجبِ :))؟
سلام، از اینجایی سلام میکنم که همه‌مون روی این نقطه وایسادیم، یک نقطه که برای بعضی‌ها شد نقطه عروج و بعضی‌ها هم نقطه سقوط! ایامی رو گذروندیم که بس از روزهایی بود که نوید آمدنش را هزاران سال پیش می دادند، روزهایی که خیلی نزدیک است به ان اتفاق عظیم بشری، روزهایی که همه دست به دعا بودند برخی برای باورها و برخی برای آگاهی‌ها، برخی به نزاع و برخی به صلح، برخی به آتش و برخی به گلستان ابراهیم، همه مشغول بودند به ثنا ولیکن که برخی از برای فتنه و برخی برای آرامش، نزاعی در گرفت از برای وصول حق که به سوء استفاده دشمنان در آمد و این وسط برخی شدند شهید و برخی هم کشته و برخی مظلوم و برخی ظالم و داستان شد، داستان عروسک‌های خیمه شب بازی سردمداران قدرت غرب که دست‌های پشت پرده تئاتر خونینی را به نمایش گذاشتند که تن سپید جامعه را به سرخی رنگ خون در آورد . . ⁰⁴.¹⁰.³⁰ | الف.سین.رآ |
هم سن و سال خودمون بود... اما الان اون کجاست و ما کجا...
می‌دونید در این مدت خیلی پیام فوروارد کردم تو کانال حالا بیشتر به خاطر دسترسی که نداشتم برای نوشتن چرا که دوست داشتم این احساسم رو با شما به اشتراک بگذارم ولی نشد پس آنچه که احساس من رو به وجد می آورد رو براتون فرستادم و باور داشتم که همونی که من حس کردم رو شما حس می کنید به همون میزان که هموطن هم هستیم به مقدار سهم‌مون از این خاک به ترازوی‌های عدالت منطقمون و به اشک‌های جاری مظلومیت ملت‌مون و به قیمت شیعه امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودنمون به هزینه‌ای که برای ظهور باید پرداخت کنیم نه که به اندازه فشارهای متحمل بر مردم فلسطین نه به میزان معینی!
روزهایی بر ما گذشت، که ما دیگر آدم‌های سابق گذشته نخواهیم بود *
خیلی دوست دارم بنویسم که جبران روزهای‌گذشته بشه ولی دیدم که چی رو می خواهم واقعا جبران کنم؟ خودم رو؟ حرفام رو؟ فکرم رو؟ اتفاقی هایی که گذشت؟ آفرین دقیقا نکته همینه که گذشته، گذشته؛
می دونید چیه؟ این که این مدت یادگرفتم که میشه نبودن هم زندگی‌ کرد، یعنیی اینکه نباشی تو فضای مجازی ، اوایل شاید یکم سخته بود ولی به مرور واقعا عادت شد ولی واقعیت اینکه فقط دلم برای اینجا تنگ شده بود و شاید یِ وقتی تصمیم گرفتم که این دلتنگی همیشگی باشه :)
عزیز جانم خدا تو رو از بدی‌های جهان محفوظ کند که تو را لایق این همه تحمل رنج نیست زیبای قلب من، همیشه در قلبم جاری بمانی عزیز قلبم؛
"اللهم احفظ لنا سیدنا و نور عیننا و قلبنا الذی بین جنبینا قائدنا امامنا الخامنه ای"
هدایت شده از - تعلّق .
نامه ایی به مراجع تقلید: سلام‌علیکم کُتُبِتان را جمیعا خواندیم گویا ناقصی دارد خط نوشتیم که اطلاع داده باشیم به محضرتان ، فردا روز نگویید چرا نگفتید ، مومنین و مومنات فلان شدند و بهمان شدند ! اسبوع الماضی کتبتان را ریز به ریز قرائت کردیم ، به دنبال حکم‌فقهی‌ِ «بوسیدن» ، نوشتید امر ممتنع است و قبیح است ، گفتیم به روی چشم فقط نظاره ی محبوب میکنیم و حسرت میخوریم . «آغوش گرفتن» را جستیم گفتید حرام است ، با خود گفتیم امر مراجع تقلید است و اجرایش واجب ، از خیر گرمای تنش هم گذشتیم . الیوم که اهنگ رفتن کرده بود سریعا رساله‌تان را گشودیم بلکن به دلبر عارض شویم که "" از مومنة ای چون شما بعید است که حرام مرتکب شوید ودامن تقوای خود را آلوده به معصیت «رفتن»کنید "" اما از توقیع شریفتان هیچ نیافتیم الا اینکه فرمودید پشت سر مسافر آب بریزید ، ما هم کوتاهی نکردیم و آب دیده را بدرقه راهش کردیم، اما نماند ... هذه المرسولة ، استفتائیست پی حکم فقهیِ «رفتن» . منصفانه است که برود و باز هم نظاره کنیم و لقمه‌ی حسرت بجویم ؟! از محضرتان تقاضامندیم که حرامش کنید این فعل مقبوحه محزونه را و مومنین را انقدر در فراق مومنات نگمارید.  باز هم خود دانید ریش و قیچی دست شماست زیاده عرضی نیست ، سایه‌یتان مستدام مِن مجنونِـــــها الی مراجع التقلید عظام و اصحاب الرسالة _محب