میدونید در این مدت خیلی پیام فوروارد کردم تو کانال حالا بیشتر به خاطر دسترسی که نداشتم برای نوشتن چرا که دوست داشتم این احساسم رو با شما به اشتراک بگذارم ولی نشد پس آنچه که احساس من رو به وجد می آورد رو براتون فرستادم و باور داشتم که همونی که من حس کردم رو شما حس می کنید به همون میزان که هموطن هم هستیم به مقدار سهممون از این خاک به ترازویهای عدالت منطقمون و به اشکهای جاری مظلومیت ملتمون و به قیمت شیعه امیرالمؤمنین علیهالسلام بودنمون به هزینهای که برای ظهور باید پرداخت کنیم نه که به اندازه فشارهای متحمل بر مردم فلسطین نه به میزان معینی!
روزهایی بر ما گذشت،
که ما دیگر آدمهای سابق گذشته نخواهیم بود *
خیلی دوست دارم بنویسم که جبران روزهایگذشته بشه ولی دیدم که چی رو می خواهم واقعا جبران کنم؟
خودم رو؟ حرفام رو؟ فکرم رو؟ اتفاقی هایی که گذشت؟
آفرین دقیقا نکته همینه که گذشته، گذشته؛
می دونید چیه؟
این که این مدت یادگرفتم که میشه نبودن هم زندگی کرد، یعنیی اینکه نباشی تو فضای مجازی ،
اوایل شاید یکم سخته بود ولی به مرور واقعا عادت شد ولی واقعیت اینکه فقط دلم برای اینجا تنگ شده بود و شاید یِ وقتی تصمیم گرفتم که این دلتنگی همیشگی باشه :)
"اللهم احفظ لنا سیدنا و نور عیننا و قلبنا الذی بین جنبینا قائدنا امامنا الخامنه ای"
هدایت شده از - تعلّق .
نامه ایی به مراجع تقلید:
سلامعلیکم
کُتُبِتان را جمیعا خواندیم گویا ناقصی دارد
خط نوشتیم که اطلاع داده باشیم به محضرتان ، فردا روز نگویید چرا نگفتید ، مومنین و مومنات فلان شدند و بهمان شدند !
اسبوع الماضی کتبتان را ریز به ریز قرائت کردیم ، به دنبال حکمفقهیِ «بوسیدن» ، نوشتید امر ممتنع است و قبیح است ، گفتیم به روی چشم فقط نظاره ی محبوب میکنیم و حسرت میخوریم . «آغوش گرفتن» را جستیم گفتید حرام است ، با خود گفتیم امر مراجع تقلید است و اجرایش واجب ، از خیر گرمای تنش هم گذشتیم .
الیوم که اهنگ رفتن کرده بود سریعا رسالهتان را گشودیم بلکن به دلبر عارض شویم که "" از مومنة ای چون شما بعید است که حرام مرتکب شوید ودامن تقوای خود را آلوده به معصیت «رفتن»کنید "" اما از توقیع شریفتان هیچ نیافتیم الا اینکه فرمودید پشت سر مسافر آب بریزید ، ما هم کوتاهی نکردیم و آب دیده را بدرقه راهش کردیم، اما نماند ...
هذه المرسولة ، استفتائیست پی حکم فقهیِ «رفتن» .
منصفانه است که برود و باز هم نظاره کنیم و لقمهی حسرت بجویم ؟!
از محضرتان تقاضامندیم که حرامش کنید این فعل مقبوحه محزونه را و مومنین را انقدر در فراق مومنات نگمارید. باز هم خود دانید ریش و قیچی دست شماست
زیاده عرضی نیست ، سایهیتان مستدام
مِن مجنونِـــــها الی مراجع التقلید عظام و اصحاب الرسالة
_محب