او باید تمرین میکرد؛
بریدن را،
گذشتند را،
اوی خودم را می گویم!
باید ذره ذره درد می چشید،
آرام و آهسته احتیاطش کرد،
دست کشیدن سخت است،
و به مراتب دست شستن از ان سخت تر؛
از جان باید دست شست!
زیادی سنگین است!!!
نگرانش نیستم او باید جایگاهاش را به یاد می آورد،
حیفش است که در اینجا بپوسد؛
تعلق داشتن را باید فراموش میکرد،
وگرنه زمین گیر میشد!
زیادی باید سبک بشود انقدر که چو پَری باشد در جریان باد؛
بایستی تسلیم بودن را یادبگیرد،
باد رقاصی ماهری ست!
آری، باید کم کم رها بشود،
بپرد،
بالا برود،
اوج بگیرد؛
او متعلق به اینجا نیست . .
الف.سین.رآ | ⁰⁴.¹¹.⁰³ | #پرواز_آزادی
یک ممبری تو یک کانالی از ادمین پرسیده که هدفت چی بود که کانال زدن؟؟
سوال خیلی خوبی بود؛
هدایت شده از أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
عزیزانِ عزیز و معزّز و تعزیز شده
نسل کشی در دنیای مدرن اندکی (خیلی کوشولو🤏) روشهاش تغییر کرده
سلام عزیزم چیزی شده که انقد آشفته ای، که دیگه این کانالی رو که من انقد دوسش دارم و به چندتا از دوستام معرفیش کردم رو دوست نداری یا حسه خوبی نداری بهش؟
.
سلام به روی ماهت عزیزجان
درست میشه ان شاءالله، هر شروعی یِ پایانی داره . .
لطف و محبت شماست
الحمدالله که لطف خدا شامل حالمون بوده که شما اینطور فکر می کنید
خیرِ ان شاءالله
احساس میکنم زیادی بیهوده شده مسیر اینجا
حیان
از اون دسته کانالهایی که من نشستم یک دوره از اول پیامهاش رو خوندم
قشنگه، نور داره، میشه فهمید ادم پشت اون کلمهها همون آدم خوب ست که حست میگه ؛)
بنت الصابر
همونی که میتونه یک تلنگر باشه برای ی شروع، نگاهش قشنگه، باید قشنگ نگاه کرد،
از اون دست کانالهایی که راه نشون میده!