ببینید هر چیزی هر چیزی که فکرش رو کنید دارای هدف است
همسن حیوان ولو هدفش به نظر ما پست و حقیر است خوردن و خوابیدن است ولی همین هدف است
حال آنکه شعور و ادراک ندارد ولی ادمی دارد
ادمی که شعور و درک این را دارد پس ورای تمام نیازهای موجود است
شما نگاه میکنی می بینی نیازهای تمام موجودات خلقت را در خود داری
اب که گیاه میخواهد
غذای که حیوان میخواهد
خوابی که موجود میخواهد
همه را داری
پس تو محتاج هستی نیازی داری چون ادم خلیفه ی خدا به روی زمین است باید تمام موجودات را درک کند تمام نیازها را
در کنارش خداوند تمام حاجت ها را گذاشته و همه چیز فراهم است
حالا اگر بر اثر مرور زمان این نیازها گسترده شده بطبع حاجت هم حاصل است
خب این تا اینجا
ما فهمیدیم نیازی هست و پاسخی برای ان هست
حالا این خود نیازها هم پله هایی هستند برای رسیدن
عجیب است نه؟
اینکه این نیازهایی که کلا می گوییم پست و حقیر هستند می شوند پله ی رشد و ترقی ما
اما خب خداوند ما حکیم است و رب ست پرورش دهنده است
چیزی بی حکمت نیست حالا اگر ما شعور درک و فهم ان را نداریم به معنای وجود نداشتنش نیست
شما برای همین نیازها باید احساس نیاز کنی
یعنی اگر کسی را می بینید بخور و بخواب کار اوست یقینا در همین حد احساس نیاز کرده صرفا
ولو خوابیدن و خوردن باشد
و پاسخ هم دریافت کرد برای همین نیاز
حال اگر شما در همین مرتبه ماندی و احساس نیازی بیشتری نکردی مشکل شماست که نیازی پیدا نکردی
وَاِلا که خداوند پاسخ میدهد و اسباب ان فراهم هست
حالا این نیازها که پله های رسیدن هستند
پله های رسیدن به کجا هستند؟؟؟
این ها پله های رسیدن به هدف هستند
اگر شما خواب را میخواهی این هدف شما از زندگی است تقصیر خداوند نیست شما خودتان را در این حد دیدهاید
ولی اگر شما پا فراتر گذاشته و احساس نیاز بیشتری کنید خداوند اجابت میکند
حالا اگر شما هدف های کوتاه مدت داری مشکل از شماست
اگر بخواهیم به خیلی عقبتر برگردیم به پله های اولین ماجرا
می شود شناخت خودتان