eitaa logo
علی‌ولی‌الله
706 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
مشاهده در ایتا
دانلود
محبت شه مردان مجو ز بی پدری که دست غیر گرفته‌ست پای مادر او بایرام خان { @alill0 }
بهلول غالب اوقات در آسیابی به سر می‌برد، و عصایی به همراه داشت و هرگز از آن جدا نمی گشت. بچه‌ها جای او را می‌دانستند و او را اذیت می‌کردند. وقتی آزار آنها زیاد می‌شد به آسیابان می‌گفت: «تنور داغ شده است و آتش جنگ شعله گرفته. حال با دلیلی که از جانب خدا دارم به کارزار بروم. چه می‌گویی؟» آسیابان می‌گفت: «تو هر چه می‌خواهی انجام ده.» وی از جا می‌پرید و به سوی کودکان با عصا حمله‌ور می‌شد و کودکان بر زمین می‌افتادند و گاه عورت آنها نمایان می‌شد. بهلول می‌ایستاد و می‌گفت: «عورت مؤمن پناهگاه اوست، اگر این پناهگاه نبود، عمروعاص از دست امیرالمؤمنینﷺ در صفین نجات نمی یافت» و سپس حمله می‌کرد و چون بچه‌ها فرار می‌کردند می‌گفت: «امیرالمؤمنینﷺ ما را فرمان داده است که هر کس به جنگ پشت کنَد او را تعقیب نکنیم و بر مجروح حمله نکنیم» پس نزد آسیابان باز می‌گشت و عصا بر زمین می‌انداخت. کشکول شیخ بهایی، ص۷۲۹ { @alill0 }
مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس اسرار کرم ز خواجهٔ قنبر پرس گر طالب فیض حق به صدقی حافظ سرچشمهٔ آن ز ساقی کوثر پرس حافظ شیرازی { @alill0 }