eitaa logo
علی‌ولی‌الله
672 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
مشاهده در ایتا
دانلود
سیدالشهداﷺ از حضرت یحیی که به نا حق، سر از بدنش جدا کرده بودند، بسیار یاد میکرد، میفرمود: از بی ارزشی و خواری دنیا نزد خداوند متعال همین بس، که سرِ یحیی به فاحشه‌ای در بنی‌اسرائیل هدیه شد. زینب سلام‌الله‌علیها هم عصر عاشورا رو به عمر سعد کرد و فرمود ای پسر سعد! از خواری دنیا نزد خداوند متعال همین بس که تو صدای دختر علیﷺ را می‌شنوی... @alill0 | بحارالانوار،ج۴۴،ص۳۶۵
گر علی‌بن‌ابی‌طالب بوَد معیار صبر آن که صبرش با علی باشد برابر زینب است @alill0 | ژولیده نیشابوری
حضرت زينب‌سلام‌الله‌عليها فرمودند: زمانى كه ابن‌‌ملجم‌ لعنة‌الله‌عليه پدرم را ضربت زد و من اثر مرگ را در آن ‌حضرت مشاهده كردم... پدرم به من فرمود: گويا تو و دختران اهل‌بيت را در اين شهر كوفه اسير و ذليل و ترسان می‌بينم. شما می‌ترسيد از اينكه مبادا مردم شما را بربايند. صبركنيد! صبركنيد! به حق آن خدائی كه حبه را می‌شكافد و بشر را می آفريند در آن روز غير از شما و دوستان و شيعيان شما دوستی در روی زمين براى خدا نخواهد بود.‌ @alill0 | كامل‌الزيارات، ص۲۶۶
کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من وای از شام که بغض پدرم را دارند... @alill0 | هاشمی
چنانکه در تواریخ است تیمور لنگ چون بر شرق و غرب شام تسلط یافت، آن دیار را که اهل عناد با خاندان رسالت و راضی به قتل ایشان بودند خراب کرد! پس وقتی تیمور به شام وارد شد و گردن اهل شام در برابر او خاضع شد و اهل شام دانستند که تیمور نسبت به آنها بدخلق و سختگیر است پس سعی کردند به واسطه ازدواج به او نزدیک شوند تا او را نسبت به اهل شام نرم‌خو کنند. لذا بزرگ اهل شام پیش تیمور آمد و گفت: ای امیر، ما میخواهیم دختری را که صاحب صفات نیک و زیبایی و عقل و کمال است و جز شما لایق کس دیگری نیست به تزویج شما دربیاوریم! پس تیمور پذیرفت و دستور داد تا عروس را برای آمادگی جشن عروسی به حمام شهر ببرند و بازارها را زینت کنند و به رقص و طرب بپردازند و اسباب نکاح و مراسم عروسی را مهیا سازند! پس اهل شام دختر را به حمام بردند و اسباب عروسی را آماده کردند، در این حال امیر تیمور به خادمش دستور داد که ناقه‌ای ضعیف و بی‌پرده و بدون پوشش و بدون پالان تهیه کند و آن را بر در همان حمام ببرد و عروس را سوار آن ناقه کند و در کوچه‌ها و بازار بگرداند و همه اهل شهر باید به آن دختر خیره شوند. پس خادم نیز چنین کرد! وقتی شیوخ شهر شام غلام تیمور و شتر ضعیف و بی‌پرده را دیدند گفتند: این چه کاری است؟ غلام گفت: این دستور امیر است! پس مردم و شیوخ شهر از حیرت به یکدیگر نگاه میکردند و بسیار غضبناک شدند. پس به سوی تیمور لنگ رفتند و گفتند: خدا امیر را سلامت بدارد، این چه کاریست که خادم شما انجام داد؟ و ما حقیقتا از سخن او مطمئن نیستیم و حاشا که به مثل تویی چنین دورغی ببندد؟ امیر تیمور گفت: وای بر شما، من او را اینچنین دستور داده‌ام. اهل شام گفتند: چطور چنین دستوری دادید؟ خدا و رسول به این خواری ما راضی نیستند و در جاهلیت نیز با بزرگان چنین نمیکردند. تیمور گفت: وای بر شما اهل شام، اگر شما این عمل را نمی‌پسندید چرا همین کار را قبلا با عترت پیامبرتان کرده‌اید؟ شیوخ گفتند: ای امیر، این دختر از بزرگ زادگان اهل شام و اهل شرف و حسب و نسب است، و این دختر از نظر مقام بالاترین، و در عفت پاکدامن ترین اهل شام است، او دختر حاکم ماست! پس وقتی کلام شامیان بدینجا رسید تیمور‌ گریبان خود را پاره کرد و چنان گریست تا غش کرد و وقتی به هوش آمد گفت: وای بر شما ای اتباع یزید و فرزندان اتباع یزید! به من خبر دهید که کدام شاهی برتر از رسول‌اللهﷺ و کدام دختری پاکدامن‌تر از دختران امیرالمومنینﷺ است؟ شما دختران پیامبر را در بازارهایتان گرداندید و با زنانتان برای تمسخر آنها از خانه‌هایتان خارج شدید. دوزخ بر شما باد، آیا حسینﷺ حجت خدا و فرزند حجت خدا نبود که اهل و عیالش را درحالیکه اسیرتان بودند سوار بر ناقه‌ها از شهری به شهر دیگر به اسارت بردید؟ @alill0 | شجره طوبیٰ، ج۱، صفحه۴۶
باد صبا ببر به نجف روضهٔ مرا روضه بخوان که دختِ علی در امان نبود @alill0 | هاشمی