eitaa logo
علیرضا مهرپرور
184 دنبال‌کننده
946 عکس
1.9هزار ویدیو
180 فایل
در این کانال یافته ها را تقدیم میکنم ارتباط @mehrparvar110
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ بیست و دوم جمادی الثانی سالروز قتل ابوبکر بیست و دوم جمادى الثانى سال ۱۳ هجری قمری عتیق بن عثمان معروف به ابوبكر بن ابی قحافه در سن ۶۷ سالگى، از اين جهان به واصل شد و به شتافت، ابوبکر ملعون مدت دو سال و بيست و دو روز‌ را کرد و بود كه از شهادت پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به انتخاب اعضاى خليفه غاصب شد، ابوبكر ملعون چنان بود كه حتی عمر بن خطاب ملعون با آنكه خود بود، از مرگ ابوبکر گفت: با ابوبكر امرى بدون و مشورت و دقت بود، مثل ، كه خداوند مسلمانان را از شر آن محفوظ داشت، هركس چنين كارى را تكرار كند او را ، در مرگ او نوشته‌اند: عمر بن خطاب ملعون برای ابوبکر ملعون را جلو انداخت و به اسم او را نمود و او را به عنوان خلیفه مسلمین قرار داد، ولی دائما درصدد این بود که ابوبکر ملعون بمیرد تا به برسد، وقتی دید دو سال گذشته و ابوبکر ملعون نیز هنوز است گرفت او را ، بالاخره در روز هفتم جمادى الثانی ابوبکر ملعون را مسموم کرد و به اين دليل او تب كرده و تا پانزده روز اين تب ادامه داشت، سرانجام در بیست و دوم جمادى الثانی عمر بن خطاب ملعون دید که ابوبکر فلذا که زیر سرش بود را او گذاشت و بر روی آن و ابوبکر ملعون نیز زیر مقعدِ عمر بن خطاب کبود و سیاه شد و نفسش بند آمد و با به واصل شد و به شتافت، اما قبل از مرگش در این چند روز مریضی عثمان ملعون را براى نوشتن درباره خلافت طلب كرد كه امر خلافت بعد از ابوبكر ملعون با عمر بن خطاب ملعون باشد، او كلمه‌اى گفت و بيهوش شد، و بقيه را عثمان لنگ از پيش خود نوشت كه امر خلافت با عمر بن خطاب ملعون است، وقتی ابوبكر ملعون به هوش آمد عثمان ملعون تمام را برایش خواند و گفت من عمر بن خطاب ملعون را کردم، ابوبکر ملعون نیز او را دعا كرد كه آنچه خودش می‌خواسته را نوشته است، اینجاست که بايد : چرا هنگامى كه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در روزهاى آخر و خواستند تا بعد از خود را به خداوند كنند نسبت به آن مقام ما ینطق عن الهوی داده‌اند؟! منابع: بحارالانوار ج ۳۰ ص ۴۴۳ ، الغدیر ج ۳ ص ۲۴۱ ، بحارالانوار ج ۲۹ ص ۵۲۱ ، ج ۳۰ ص ۵۱۹ ، تتمةالمنتهى ص ۱۰ ، تاريخ الخلفاء ص ۸۱ ، وقایع الایام ص ۲۷۹ ، الغدير ج ۵ ص ۳۷۰ اللهم العن الجبت و الطاغوت اللهم عجل لولیک الفرج
‍ یکم رجب ولادت امام باقر (علیه‌السلام) اول رجب سال ۵۷ هجری قمری (علیه‌السلام) در روز جمعه و در مدینه منوره به آمدند، (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به جابر بن عبدالله انصاری فرمودند: ای جابر تو من را خواهی دید، او من و به من است، سلام مرا به او برسان، بزرگوارشان امام سجاد (علیه‌السلام) و بزرگوارشان (سلام‌الله‌علیها) امام حسن (علیه‌السلام) است، (علیه‌السلام) است كه از و نسب شريفشان به پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌رسد، فلذا (علیه‌السلام) و از ایشان از امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) هستند، همچنین دوم ماه رجب سالروز بزرگداشت امام باقر (علیه‌السلام) (سلام‌الله‌علیها) است، امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هشام بن عبدالملک ملعون برای و به حاکم مدینه نوشت که پدرم، (علیه‌السلام) و مرا به بفرستد، او هم به ما را به فرستاد، در آنجا ما را معطل کردند و به هشام بن عبدالملک ملعون بردند، هشام بن عبدالملک ملعون در آن روز همه سربازان مسلح و سپاه خود را آماده داشت و ماهری را حاضر کرده بود، وقتی نگاهش به پدرم افتاد به حضرت گفت با به هدف، تیری بزنید، (علیه‌السلام) فرمودند: مرا کن، هشام بن عبدالملک ملعون که می‌خواست به خیال خودش حضرت را رسوا کند گفت تیرزدن دیگری ، بعد داد به حضرت دادند، (علیه‌السلام) را پرتاب کردند و دقیقا به اصابت کرد، را زدند و به پشت خورد و آن را به کرده و به نشست، نیز را و به خورد، چند دیگر پیاپی افکندند که بر پشت آمده و آن را می‌کرد، امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هر که پدرم می‌زدند، انگار بر هشام می‌خورد و متغیر می‌شد، تا آنکه در دیگر بی‌تاب شد و گفت: خوب انداختی ای (علیه‌السلام)، تو هستی، هشام بن عبدالملک ملعون که از پیشنهاد خود بسیار پشیمان شده بود، با به فکر فرو رفته و امام را کرد و تا مدتی (علیه‌السلام) را به انداخت. منابع: جلاء العیون ص ۸۵۳ ، بحارالانوار ج ۴۶ ص ۲۱۲ ، مناقب ج ۴ ص ۲۲۷ ، اصول کافی ج ۱ ص ۴۶۹ هدیه میلادشان به محضر امام عصر ۱۴ مرتبه ذکر شریف یا علی یا علی یاعلی اللهم عجل لولیک الفرج 🆔https://eitaa.com/reyhanatonabiesfahan کانون فرهنگی ذاکرین ریحانة النبی(س)