هوالحکیم
• یادداشتِ یک ایرانی مقیم اروپا را مطالعه میکردم؛ به اینجا که رسیدم متوقف شدم:
• « ... چقدر اراده داشتم واسه اومدن، چقدر قوی بودم واسه دل کندن، چقدر عجیب بودم که دل از همه چیز کندم و برای همیشه اومدم.
[همیشه] واژه سنگینیه؛ اینقدر سنگین که گاهی مثل بختکی چاق روم میوفته و نفسم رو میگیره......
و حالا غير قابل هضمه که یه دفعه این حجم از دل گندگی رو از کجا آوردم.......
مهاجرت داستان خیلی ترسناکیه
👈 رفاه نسبی که اینجا دارم تاوان سنگینی داشت.
واسه تحمل این تاوان باس خیلی مرد باشی تا بتونی توی غربت زندگی کنی.
گم و گیج و تلخ و بی گذشتهام توی شهری که پناه داده به من.»
🔬 پاتولوژی فرهنگی
@CuPathology
#مهاجرت | #روایت_حقیقت
@almohanaa