سلام بر خواهر کوچولوی گلم.
اولا عیدت مبارک و امیدوارم یه سال خیلی قشنگ داشته باشی
و ممنون که کمک کردی پرسفونه رو پرت کنیم بیرون .
دوما ، توی بازی گریس ، اون جایی که گیر کردی دیواره ، باید برگردی عقب و اون جایی که ستون ها کوتاهن ازشون بری بالا
#لورال
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام لوراللللللل✨
چطوری آبجی بزرگهه؟
قربونتتت عید تو هم مبارک امیدوارم سال
قشنگ و در لحظه های ناز نازی داشته باشییییی
و اینکه مرسی بابات راهنمایتتت
باورم نمیشد،نه نه نه این من نبودم که این کار را کرده باشم؛بزارید همه چیزی را از قبل توضیح بدهم، از همان اول از همان روزی که برای اولین بار نازلی را دیدم،سال اول دانشگاه بود و من نیز برای ادامه تحصیل به این کشور آمده بودم و زبانشان را خوب بلد نبودم،نازلی،همان دختر ریزه میزه با چشمان درشت قهوه ای و موهایی به رنگ شب به سمت من آمد و سعی کرد که با من ارتباط برقرار کند؛خب من متوجه منظورش نمیشدم و حتی نمی توانستم به او بگویم که متوجه حرف هایش نمی شوم ، دیگر کلافه شده بودم و با صدای نسبتا بلندی به او گفتم که متوجه حرف هایش نمی شوم،و در جواب با اوج خونسردی به زبان خودم شروع به صحبت کرد و خود را معرفی کرد. گفت که اسمش نازلی است و به اجبار خانواده اش به این رشته آمده و خودش به هنر علاقه بیشتری داشته،گفت که بابت قدش احساس خجالت میکند که من در جوابش گفتم اما خیلی بامزه هستی! و او خیلی آرام خندید