#تلنگر
🔹زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد
هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود ،
مثل قطره های آب که صخره های سنگی را می فرسایند.
🔹مراقب شرایطی که به آن عادت می کنیم باشیم!
🔹ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم:
-به کجا می روم؟
-آیا من سالم تر
-مناسب تر
-شادتر و...
از سال گذشته ام هستم؟
-و اگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در "کارهای خود تجدید نظر کنیم!"
#خودشناسی
🍂🍃🍂🍃🍂🍃
@amiremoomenin
#تلنگر
🔴یک دقیقه مطالعه!
در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد.
همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید.
صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری.
او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید!
همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد . هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد.
روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود
🔻این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. .......یا هر بیماری دیگری مادامیکه روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا خود بیماری.لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم و تلاشمان فقط آگاهی دادن در مورد پیشگیری و درمان باشد.
@amiremoomenin
#تلنگر
السلام علیک یا اباصالح المهدی
عزیزی میگفت: با خودم حساب کردم دیدم از هشتاد میلیون جمعیت ایران حداقل 50 میلیون نفر روزانه دست کم بیست بار از کرونا حرف میزنند یا میشنوند. چرتکه انداختم که اگر هر کدام روزی بیست بار گفت و شنود کرونایی داشته باشند، میشود روزی یک میلیارد. با خودم گفتم اگه به جای کلمه کرونا هر کدام خدا را تلفظ میکردند چه میشد!؟
حرفش خیلی به دلم نشست
دیدم عجب دردی است این دلمشغولی کرونایی.
با خودم فکر کردم و گفتم: امام زمان علیه السلام صاحب و مولای ماست. خودش فرموده به واسطه من بلا از شما دور میشود. ای کاش به جای آن یک میلیارد کرونا گفتن، به نیت امام زمانمان صلوات می فرستادیم.
اصلا بیایید با هم قراری بگذاریم.
هر جا اسم کرونا آمد، برای سلامتی امام زمان صلوات بفرستیم.
امام هم، مهربان است و کریم. خیالتان راحت زیر دین کسی نمی ماند...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@amiremoomenin
#تلنگر
#ویروس_کرونا
👽 از وقتی ویروس کرونا آمده
🌀 روزی بارها دستهایمان را میشوئیم
🌀 در و دیوار و دستگیرۀ درب و محیط کار و زندگی خود را ضد عفونی میکنیم
🌀 نزدیک کسی که مشکوک است نمیرویم
🌀 از حضور در اماکنی که احتمال آلودگی وجود دارد، میپرهیزیم و...
👆 این کارها بسیار عالی و لازم است؛
اما فقط یک نکته:
🔆 «تقوا» دقیقا یعنی همین؛
👈🏻 یعنی همینطور دقیق، مراقب پاکی قلبمان باشیم؛
👈🏻 از گناه و کارهای مشکوک به معصیت دوری کنیم؛
👈🏻 در معاشرت با افراد مشکوک به آلودگی، مراقب باشیم؛
👈🏻 از حضور در محافل آلوده به گناه بپرهیزیم؛
👈🏻و اگر آلوده شدیم، با استغفار و توبه، روح خود را شستشو دهیم.
⚠️ یادمان باشد؛
✔️ اگر از سلامتی خود مراقبت نکنیم از زندگی دنیا محروم میشویم؛
اما...
✔️ اگر با گناه، قلب و جان ما آلوده شود و دنبال بهبود نرویم، از زندگی ابدی محروم خواهیم شد.
👈🏻 ای کاش حداقل به اندازۀ دنیای خود، نگران آخرت خود هم بودیم؛
@amiremoomenin
#تلنگر
سالهاست زمین به کرونا مبتلاست
هرکودک جنگ زده، سرفه خشکی ست که تن زمین را میلرزاند
تب حرص و قدرت، جانش را سوزانده؛
و انسانها هراسان بدنبال نیازهای ناتمامشان میدوند تا بیشتر دوام بیاورند.
کرونا امنیت را نکشت
زمین سالهاست که نا امن شده.
استاد محمد شجاعی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@amiremoomenin🌹
🍄🍁🍄🍁🍄🍁🍄🍁🍄🍁
#تلنگر
🏞چشمه باش ...
استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود .بعد از یک پیاده روی طولانی همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتند استراحت کنند .
استاد به هریک از آنها لیوان آبی داد وار آنها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند .شاگردان هم همین کار را کردند ولی هیچ یک نتوانستند اب را بنوشند چون خیلی شور بود .
بعد استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت واز آنها خواست از آب چشمه بنوشندو همه از آب گوارای چشمه نوشیدند .
استاد پرسد :«ایا آب چشمه شور بود؟»وهمه گفتند:«نه ...آب بسیار خوش طعمی بود». استاد گفت :«رنج هایی که برای شما در این دنیا در نظر گرفته شده است نیز همین مشت نمک است نه بیشتر ونه کمتر ...این بستگی به شما دارد که لیوان آب باشید و یا چشمه که بتوانید رنج ها را در خود حل کنید . پس سعی کنید چشمه باشید تا بر رنج ها فائق آیید».
.....★♥️★.....
@amiremoomenin
.....★♥️★.....
#تلنگر
🍃حقیقت زندگی
خوش به حال منتظران تو!
مزۀ زندگی را میفهمند!
ما که هر چه قدر نفس کشیدیم
طعم زندگی را نچشیدیم.
بارها گفتهام که همیشه میترسم
پیش از آن که زندگی کنم، بمیرم.
کسانی از مرگ میترسند که زندگی نکردهاند.
اینها از مرگی به مرگ دیگر منتقل میشوند
وقتی مرگ اوّل وحشتناک است
معلوم است که مرگ دوم چقدر رعبنگیز است.
آنها که اوّل زندگی میکنند و بعداً میمیرند
مرگ برایشان ورود به یک زندگی برتر است
و وقتی زندگی اوّل، برایشان شیرین است
معلوم است که زندگی دوم شیرینتر است.
من از مرگ میترسم
پس معلوم است زندگی نکردهام.
زندگی را به من بچشان
تا این قدر از مرگ نترسم.
باز هم رسیدم به انتظار تو
من برای نهراسیدن از مرگ
باید هر چه زودتر منتظر تو شوم
و برای منتظر تو شدن
باید دلم را از هر چه محبّت غیر توست پاک کنم.
آقا!
من آبرویم را خیلی دوست دارم.
بارها روزگار به من ثابت کرده
حاضرم دینم را بدهم، آبرویم را نه.
هر چه دلت بخواهد توجیه روی توجیه بلدم
تا محبّتی را که به آبرویم دارم
طوری نگاه کنم که از سر و رویش دین و خدا ببارد
امّا وقتی خوب نگاه میکنم به این محبّت
میبینم روزی اگر بین تو و این آبرو مخیّر شوم ...
چه قدر بد که باید بگویم
آبرو را انتخاب میکنم؛ تو را نه.
باید چه کار کرد برای کندن ریشۀ محبّت این آبرو.
آبرویی که بر تو ترجیح داده شود
مایۀ بیآبرویی در نزد خداست.
چرا آن آبرو را میبینم، این بیآبرویی را نه؟
تو اگر بیایی شاید اوّلین سرمایهای که از من بخواهی، آبرویم باشد
اگر تو آبرویم را خواستی و من دو دستی آن را چسبیدم
باید چه خاکی به سر بریزم؟
فکری به حالم کن آقا!
حال و روزم خراب است.
زبالهدان دلم آلودهتر از آنی است که فکر میکردم
این زبالهدان هر چیزی بشود
منتظر تو نخواهد شد.
تا دلم زبالهدان است، طعم زندگی را نخواهم چشید.
راضی نشو بدون زندگی مرگم فرا برسد.
روزت بخیر حقیقت زندگی!
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@amiremoomenin
#تلنگر
🔺ربطی نداره متأهلی یا مجرد،🔺
مکث را تمرین کن.
گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم!
گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم!
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم!
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم!
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم!
گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم!
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم!
و گاهی...
گاهی...
گاهی...
تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم!
کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهیهای زندگیمون باشیم.
کاش یادمون نره که فقط:
"یکبار زندهایم و#زندگی میکنیم،
فقط یکبار"
@amiremoomenin
#تلنگر
🔺️ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.
🔹️پﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر میشود؟
🔹️"ﺗﺮﺱ" ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ میشود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به "پشت ﺳﺮ" ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم میشود!
🔹️ تا جایی که شیر میتواند به او برسد؛ یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ طعمه ﺷﯿﺮ نمیشود!
🔹️ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪﯼ ﺷﯿﺮ نخواهد شد.
🔹️ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ! ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ؛ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ...
@amiremoomenin
#تلنگر
زندگی هر کدوم از ما از این چهار حالت خارج نیست:
1⃣ شروع خوب و پایانی خوب:سعدا
2⃣ شروع بد و پایانی بد؛خاسرین
3⃣ شروع بد و پایانی خوب؛احرار
4⃣ شروع خوب و پایانی بد؛اخسرین
زیان بارترین آن ها شکل چهارم است که هم در ابتدا از هوس رانی جاماندند و هم در پایان به فضاحت و زشتی کشیده شدند.
بقول مرحوم امیری فیروز کوهی:
شباب عمر به دانش گذشت و شیب به جهل
کتاب عمر مرا فصل و باب پیش و پس است
پس 👈 ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه🌷
🌺خدایا عواقب همه امورمون ختم به خیر و خوشی و سعادت بفرما🌺
@amiremoomenin
#تلنگر
🍃🍂🍃
شما به میزان ایمان
و اعتماد به نفستان ، جوان
و به اندازه تردیدها
و ترستان پیر می شوید؛
در حد آرزوهای تان موفق،
و همسنگ نا امیدی های تان
شکست خواهید خورد
💕
درد و رنج
نشانهی این است که چیز تازهای
در شما میخواهد متولد شود.
هرچقدر دشواریتان بزرگتر باشد
به تولد آن چیز نزدیکتر هستید.
در این شرایط آسان است
فکر کنید که این شکست
و از دست دادن، پایان کارتان است
اما متوجه خواهید شد که این شرایط
شما را در سطح تازه ای از تقدیرتان
متولد میکند
༻༻🌻༺༺
☘🌹
#تلنگر
روزی چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند، نزد یک استاد رفتند و از او پرسیدند:
استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی آرام و خشنود به نظر میرسی، لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟
استاد گفت: بسیار ساده!
*من زمانی که دراز میکشم، دراز میکشم.*
*زمانی که راه میروم، راه میروم.*
*زمانی که غذا میخورم، غذا میخورم.*
ان چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است.
به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم, پس چرا خشنود نیستیم و آرامش نداریم؟
استاد به آنها گفت:
*زیرا زمانی که شما دراز می کشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید،*
*زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید،*
*زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید.*
*فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید!*
زمان حال، *تقاطع* گذشته و آینده است و شما در این تقاطع نیستید بلکه در گذشته و یا آینده هستید...
به این علت است که از لحظههاتان، لذت واقعی نمیبرید
زیرا همیشه در جای دیگر سیر میکنید و حس میکنید زندگی نکردهاید و یا زندگی نمی کنید.
@amiremoomenin