5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ شهادت جانسوز
امام هادی علیه السلام بر
عاشقان آن حضرت تسلیت باد
@amn_org
※ گاهی یک نفری !
و مسیری را باز میکنی به وسعت آسمان و با خود میبری جمعیتی را که راه گم کردهاند!
و گاهی تقسیم میشوی در نفوسی که پروریدهای و قرار است با تو و بعد از تو قرنها راه باز کنند برای گمکرده راهان!
و تو شدی مصداق تکرار کلمهی هادی،
در نفوسی که از شیرهی جان تو سیراب شدند و وسعت گرفتند.
※ و این است ماجرای تو و عبدالعظیم ها...
✦ ویژه شهادت امام هادی علیه السلام
@amn_org
@Ostad_Shojae
🔹🔹🔹
🔹🔹 پلهایی که باید بسازیم
🔹سالها دو برادر با هم در مزرعهای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی میکردند.
🔹یک روز بهخاطر یک سوءتفاهم کوچک، با هم جروبحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
🔹یک روز صبح در خانه برادر بزرگتر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجاری را دید.
🔹نجـار گفت:
من چند روزی است که دنبال کار میگردم، فکر کردم شاید شما کمی خردهکاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
🔹برادر بزرگ جواب داد:
بله، اتفاقا من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن. آن همسایه در حقیقت برادر کوچکتر من است.
🔹او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد و وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. حتما این کار را بهخاطر کینهای که از من به دل دارد، انجام داده است.
🔹در انبار مقداری الوار دارم، از تو میخواهم تا بین مزرعه من و برادر کوچکم حصاری بکشی تا دیگر او را نبینم.
🔹نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازهگیری و ارهکردن الوار.
🔹برادر بزرگ به نجار گفت:
من برای خرید به شهر میروم، اگر وسیلهای نیاز داری، بگو تا برایت بخرم.
🔹نجار در حالی که بهشدت مشغول کار بود، جواب داد:
نه، چیزی لازم ندارم.
🔹هنگام غروب وقتی برادر بزرگ به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کار نبود.
نجار بهجای حصار، یک پل روی نهر ساخته بود.
🔹کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:
مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
🔹در همین لحظه برادر کوچکتر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادر بزرگش دستور ساختن آن را داده است.
🔹از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او بهخاطر آن سوءتفاهم و کندن نهر معذرت خواست.
🔹دوباره هردو برادر به روزهای خوش دوستی برگشتند. برادرها نجار را دیدند که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
🔹نزد او رفتند و بعد از پرداخت مزدش و تشکر، از او خواستند تا چند روزی مهمان آنها باشد.
🔹نجار گفت:
دوست دارم بمانم ولی پلهای زیادی هست که باید آنها را بسازم.
🔹🔹🔹
@amn_org
🔹در خانۀ خیالی من، بچهها این را خوب میدانند که پدر و مادرشان اگر با هم الفت دارند، از لطف ولایت توست و اگر با آنها مهرباناند به خاطر عمق ارادت به توست.
🔹بچهها میدانند که وقتی ولایت تو در دلها ریشه میکند، «مَن»ها از زندگی مِنها میشوند و فقط تویی که بر دلها حکومت میکنی. وقتی که پای «من» از خانهها بریده شود، همۀ بحثها به سوی تو کشیده میشود. همۀحرف و حدیثهای خانۀ خیالیام حوالی این دو سؤال میچرخد: تو چه چیزی را دوست داری و از چه چیزی بدت میآید؟
🔹بچهها محبتهای پدر و مادر به یکدیگر و محبت آنها به خودشان را که میبینند، زبان به ثنای تو باز میکنند و با هر قربان صدقهای که پدر و مادر خرجشان میکنند، بیاختیار خدا را به خاطر داشتن تو شکر میکنند.
🔹مگر میشود کسی در این خانۀ خیالی زندگی کند و از یاد تو تهی شود؟ هیهات!
🔹شبت بخیر بهانۀ محبت!
#شب بخیر 🔹
#محسن_عباسی_ولدی
@amn_org
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️▪️امام هادی (علیه السلام):
▪️وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ :
▪️ مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اَللَّهَ يُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ اَلْخَالِقَ لَمْ يُبَالِ سَخَطَ اَلْمَخْلُوقِينَ وَ مَنْ أَسْخَطَ اَلْخَالِقَ فَلْيَيْقَنْ أَنْ يَحُلَّ بِهِ سَخَطُ اَلْمَخْلُوقِينَ
▪️هر كس از خدا بترسد از او بترسند،
▪️و چون خدا را فرمان برد از او فرمان برند،
▪️و هر كس كه از خالق اطاعت كند ديگر هيچ باكى از غضب و خشم مخلوق نداشته باشد،
▪️و هر كس كه خدا را بخشم آرد مسلّما بداند كه دچار خشم مخلوقين خواهد گرديد.
🏴 شهادت امام #هادی علیهالسلام تسلیت باد
@amn_org