eitaa logo
خانواده امن
182 دنبال‌کننده
9.7هزار عکس
4.5هزار ویدیو
10 فایل
با لمس آدرسهای زیر عضو کانالهای ما در تلگرام و ایتا شوید: تفسیر قرآن: @alquran_ir نهج البلاغه: @nahj_ir صحیفه سجادیه: @sahifeh_ir اخلاق، اوج نیاز @nyaz_ir عرفان، اوج ناز @nazz_ir خانواده امن در ایتا @amn_org بیداری در ایتا @bidary_ir مدیریت: @bidaryir
مشاهده در ایتا
دانلود
◽️◽️◽️ ◽️◽️ شباهت دل با آب ◽️در حیرتم از خلقت آب؛ ◽️اگر با درخت هم‌نشین شود، آن را شکوفا می‌کند. ◽️اگر با آتش تماس بگیرد، آن را خاموش می‌کند. ◽️اگر با ناپاکی‌ها برخورد کند، آن را تمیز می‌کند. ◽️اگر با آرد هم‌آغوش شود، آن را آماده طبخ می‌کند. ◽️اگر با خورشید متفق شود، رنگین‌کمان ایجاد می‌شود. ◽️ولی اگر تنها بماند، رفته‌رفته گنداب می‌گردد. ◽️دل ما نیز بسان آب است، وقتی با دیگران است زنده و تاثیرپذیر است و در تنهایی مرده و گرفته است. ◽️باهم‌ بودن‌هایمان را قدر بدانیم. ‎‌‌‌◽️◽️◽️ @amn_org
◽️در خانۀ خیالی‌مان وقتی سر سفره می‌نشینیم، دنیا و لذت‌هایش نمی‌تواند ما را از تو غافل کند. ◽️همه، حتی بچه‌ها می‌دانند که خدا هر چه نعمت به ما داده صدقه‌سر توست. ◽️غذاهای سفره، ما را یاد تو می‌اندازد. بچه‌ها وقتی بوی غذا به مشام‌شان می‌رسد، بی‌اختیار نام تو را بر لب می‌آورند. هر لقمه غذا یک قدم ما را به تو نزدیک می‌کند، چون ما را غرق یاد و محبت تو می‌کند. ◽️میوه‌ها وقتی به دست بچه‌ها می‌رسد، از تپش قلب‌شان بیشتر می‌شود آهنگ نام تو را شنید. ◽️میوه‌ها هر کدام‌شان یادآور توست برای بچه‌های ما. ◽️ ما در خانۀ خیالی‌مان به آنها یاد داده‌ایم که اگر تو نبودی، میوه‌ها میلی برای رسیدن و طعم‌گرفتن نداشتند. ◽️دورهمی‌های ما با میوه و غذا شبیه دورهمی‌های ما با قرآن و دعاست. این دو دورهمی ما را به یاد تو و خدای تو می‌اندازد. چقدر شیرین است، غرق شدن در تصویر این خانۀ خیالی! ◽️شبت بخیر محور هستی! بخیر ◽️ @amn_org
※  بِسْــمِ اللهِ الرَّحْــمٰنِ الرَّحیـــمْ ※
🍏🍏🍏 🍏🍏 امیرالمؤمنين علیه‌السلام: 🍏 إظهارُ الغِنى مِن الشُّكرِ، إظهارُ التَّباؤسِ يَجلِبُ الفَقرَ؛ 🍏 اظهار توانگرى گونه‌اى شكر است. فقير نشان دادن، فقر مى‌آورد. 🍏 ميزان‌الحكمه، جلد ۸، صفحه ۵۳۳ 🍏🍏🍏 @amn_org
620.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍏🍏 بِسْمِ اللَّهِ، آمَنْتُ بِاللَّهِ، تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ، ما شاءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ 🍏 در نگـرانی هـا گـم شـده ام آرامـش ایـن روزهـایم بـاش... @amn_org
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍏🍏 به آمرزش خدا نمیرسی الا....... @amn_org
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍏وابستگی بچه به پدر بهتر از وابستگی به مادر است؟! 🍏اگر ترس در بدن انسان بماند ، خیلی از موفقیت هارا از دست می‌دهد!! عزیزی @amn_org
وظیفه والدین : 🍏محیط راغنی کنید و اجازه دهید کودک خودش محرک ها را انتخاب کند. 🍏 چیزی به او تزریق نکنید @amn_org
🍏🍏🍏🍏 🍏زمانی که فرزندانمان کوچک اند، نسبت به رفتار های اشتباه آنها صبرمان بیشتر است و در کنار خنده هایش، اشک هایش را هم تاب می آوریم، در کنار تمیزی و عطر و بویش، کثیفی و بوی تعفن کهنه یا پوشکش را تحمل می کنیم و در کنار سلامت و شادابی اش، بر بیماری و ناخوشی او صبر می نماییم و... 🍏اما وقتی بزرگ تر می شود، به جای اینکه صبرمان بیشتر شود برعکس اندک میشود و دیگر آن ها را بر نمی تابیم. 🍏وقتی مرتکب اشتباه می شوند با تندی به آن ها می تازیم و سرزنش و توبیخشان می کنیم، در حالی که وقتی کوچک بودند و روی لباسمان خرابکاری می کردند در عین ناراحتی می خندیدیم و بعد از تمیز کردنش، لپش را محکم بوسیده و نوازشش می کردیم. 🍏چرا با بزرگ شدن آن ها صبر ما کمتر می شود؟ علت آن است که وقتی کوچک اند تقریبا همه ی اشتباهات آن ها را غیر عمد و سهوی می دانیم و مقصر قلمدادشان نمی کنیم، 🍏 ولی از سنی که زبان باز می کنند کم کم بیشتر اشتباهاتشان را عمدی و اختیاری می دانیم و زمانی که به نوجوانی می رسند، تمام رفتار هایشان را برنامه ریزی شده و عمدی تلقی میکنیم و بر آن ها برچسب توطئه گر و حیله گر می زنیم. 🍏خطای ما در این است که رشد عقل را در فرزندانمان دلیل بر این می دانیم که آن ها نباید خطایی مرتکب شوند و مانند فرشته ها پاک و بی عیب باشند. 🍏🍏🍏 @amn_org
🍏🍏🍏 🍏🍏 دو زکات و دو داستان و یک انسان! 🍏زرگری نزد شیخ دانایی رفت و گفت: می‌خواهم زکات مال خود را بپردازم، به چه‌ کسی بدهم؟ 🍏شیخ گفت: برو و اولین نیازمندی که در شهر دیدی، زکات مال خود را به او ده. 🍏زرگر آمد و پیر نابینایی در کنار خرابات دید که بر زمین نشسته بود. کیسه‌ای از زر زکات مال خود به او داد و نابینا خوشحال شد. 🍏روز بعد رفت و دید نابینای دیگری کنار اوست که نابینای زکات بگیر به او می‌گوید: خدا خیر بدهد. دیروز زرگری آمد و کیسه‌ای زر به من داد و من در عشرتکده شهر رفتم و تا صبح مستی و با کنیزکان جوان عشق‌بازی کردم. 🍏زرگر تا این سخن شنید، برآشفت و پیش شیخ آمد و گفت: من از تو خواستم راهی نشان دهی که بتوانم زکات مال خود بپردازم. این چه راهی بود که حرف تو را گوش کردم و مال را یک‌باره به یک عشرتگر دادم! 🍏شیخ دیناری به او داد و گفت: حال این یک دینار را ببر و به اولین فقیری که دیدی ببخش. 🍏زرگر در راه مردی دید که چهره‌ای شکسته داشت. دینار در کف دست او نهاد. مرد سید علوی بود. شادمان شد و همان‌جا سجده شکری کرد. 🍏زرگر به‌دنبال آن مرد علوی راه افتاد. دید در خرابه‌ای رفت و از زیر لباس خود کبوتری مرده را به خرابه انداخت. برگشت و زرگر را دید. 🍏 زرگر پرسید: این چه بود؟ 🍏مرد گفت: فرزندانم سه روز است که گرسنه‌اند و تاب گرسنگی نداشتند. این کبوتر مرده را برای آن‌ها می‌بردم تا بخورند که خدا تو را نزد من حواله کرد و کبوتر را در خرابه انداختم. خدا را هزاران‌مرتبه شکر. 🍏زرگر با چشمانی اشک‌بار نزد شیخ بازگشت و داستان را تعریف کرد. 🍏شیخ گفت: دو زکات بود و دو داستان و یک انسان! 🍏هرگز در کار خداوند تردید مکن. وقتی می‌خواهی بدانی مالت چقدر حلال است، کافی‌ست نگاه کنی که به دست چه‌ کسی می‌رسد و در چه راهی مصرف می‌شود. 🍏 تذکرة الأولیاء 🍏🍏🍏 @amn_org
🍏در خانۀ خیالی‌ام هر کسی آب می‌نوشد، به یاد تو می‌افتد. ما در این خانه همگی می‌دانیم شیرینی و گوارایی آب را مدیون توایم. هر چقدر آب بیشتر به دل‌مان می‌نشیند، بیشتر به یاد تو می‌افتیم. 🍏ما در هنگام نوشیدن آب یاد شهید کربلا را هم به رنگ یاد تو در می‌آوریم. چون می‌دانیم که آب، بانی اشک توست. نمی‌شود تو آب بنوشی و یاد جد تشنه لبت نیفتی و مگر می‌شود یاد غم تو در هنگام نوشیدن آب بیفتیم و آب بنوشیم و دل‌مان برای تو نگیرد؟ 🍏ما وقتی به یکدیگر آب تعارف می‌کنیم، در اصل یاد تو را به هم تعارف می‌کنیم و با صدای آبی که در ظرف می‌ریزد، صدای نام تو را می‌شنویم. 🍏خلاصه آب خوردن در خانۀ خیالی من دنیایی است برای خودش پر از عشق بازی با یاد تو. 🍏شبت بخیر آب حیات! بخیر 🍏 @amn_org