4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍏🍏 به آمرزش خدا نمیرسی الا.......
@amn_org
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وظیفه والدین :
🍏محیط راغنی کنید و اجازه دهید کودک خودش محرک ها را انتخاب کند.
🍏 چیزی به او تزریق نکنید
@amn_org
🍏🍏🍏🍏
🍏زمانی که فرزندانمان کوچک اند، نسبت به رفتار های اشتباه آنها صبرمان بیشتر است و در کنار خنده هایش، اشک هایش را هم تاب می آوریم،
در کنار تمیزی و عطر و بویش، کثیفی و بوی تعفن کهنه یا پوشکش را تحمل می کنیم و در کنار سلامت و شادابی اش، بر بیماری و ناخوشی او صبر می نماییم و...
🍏اما وقتی بزرگ تر می شود، به جای اینکه صبرمان بیشتر شود برعکس اندک میشود و دیگر آن ها را بر نمی تابیم.
🍏وقتی مرتکب اشتباه می شوند با تندی به آن ها می تازیم و سرزنش و توبیخشان می کنیم، در حالی که وقتی کوچک بودند و روی لباسمان خرابکاری می کردند در عین ناراحتی می خندیدیم و بعد از تمیز کردنش، لپش را محکم بوسیده و نوازشش می کردیم.
🍏چرا با بزرگ شدن آن ها صبر ما کمتر می شود؟ علت آن است که وقتی کوچک اند تقریبا همه ی اشتباهات آن ها را غیر عمد و سهوی می دانیم و مقصر قلمدادشان نمی کنیم،
🍏 ولی از سنی که زبان باز می کنند کم کم بیشتر اشتباهاتشان را عمدی و اختیاری می دانیم و زمانی که به نوجوانی می رسند، تمام رفتار هایشان را برنامه ریزی شده و عمدی تلقی میکنیم و بر آن ها برچسب توطئه گر و حیله گر می زنیم.
🍏خطای ما در این است که رشد عقل را در فرزندانمان دلیل بر این می دانیم که آن ها نباید خطایی مرتکب شوند و مانند فرشته ها پاک و بی عیب باشند.
🍏🍏🍏
@amn_org
🍏🍏🍏
🍏🍏 دو زکات و دو داستان و یک انسان!
🍏زرگری نزد شیخ دانایی رفت و گفت:
میخواهم زکات مال خود را بپردازم، به چه کسی بدهم؟
🍏شیخ گفت:
برو و اولین نیازمندی که در شهر دیدی، زکات مال خود را به او ده.
🍏زرگر آمد و پیر نابینایی در کنار خرابات دید که بر زمین نشسته بود. کیسهای از زر زکات مال خود به او داد و نابینا خوشحال شد.
🍏روز بعد رفت و دید نابینای دیگری کنار اوست که نابینای زکات بگیر به او میگوید:
خدا خیر بدهد. دیروز زرگری آمد و کیسهای زر به من داد و من در عشرتکده شهر رفتم و تا صبح مستی و با کنیزکان جوان عشقبازی کردم.
🍏زرگر تا این سخن شنید، برآشفت و پیش شیخ آمد و گفت:
من از تو خواستم راهی نشان دهی که بتوانم زکات مال خود بپردازم. این چه راهی بود که حرف تو را گوش کردم و مال را یکباره به یک عشرتگر دادم!
🍏شیخ دیناری به او داد و گفت:
حال این یک دینار را ببر و به اولین فقیری که دیدی ببخش.
🍏زرگر در راه مردی دید که چهرهای شکسته داشت. دینار در کف دست او نهاد. مرد سید علوی بود. شادمان شد و همانجا سجده شکری کرد.
🍏زرگر بهدنبال آن مرد علوی راه افتاد. دید در خرابهای رفت و از زیر لباس خود کبوتری مرده را به خرابه انداخت. برگشت و زرگر را دید.
🍏 زرگر پرسید:
این چه بود؟
🍏مرد گفت:
فرزندانم سه روز است که گرسنهاند و تاب گرسنگی نداشتند. این کبوتر مرده را برای آنها میبردم تا بخورند که خدا تو را نزد من حواله کرد و کبوتر را در خرابه انداختم. خدا را هزارانمرتبه شکر.
🍏زرگر با چشمانی اشکبار نزد شیخ بازگشت و داستان را تعریف کرد.
🍏شیخ گفت:
دو زکات بود و دو داستان و یک انسان!
🍏هرگز در کار خداوند تردید مکن. وقتی میخواهی بدانی مالت چقدر حلال است، کافیست نگاه کنی که به دست چه کسی میرسد و در چه راهی مصرف میشود.
🍏 تذکرة الأولیاء
🍏🍏🍏
@amn_org
🍏در خانۀ خیالیام هر کسی آب مینوشد، به یاد تو میافتد. ما در این خانه همگی میدانیم شیرینی و گوارایی آب را مدیون توایم. هر چقدر آب بیشتر به دلمان مینشیند، بیشتر به یاد تو میافتیم.
🍏ما در هنگام نوشیدن آب یاد شهید کربلا را هم به رنگ یاد تو در میآوریم. چون میدانیم که آب، بانی اشک توست. نمیشود تو آب بنوشی و یاد جد تشنه لبت نیفتی و مگر میشود یاد غم تو در هنگام نوشیدن آب بیفتیم و آب بنوشیم و دلمان برای تو نگیرد؟
🍏ما وقتی به یکدیگر آب تعارف میکنیم، در اصل یاد تو را به هم تعارف میکنیم و با صدای آبی که در ظرف میریزد، صدای نام تو را میشنویم.
🍏خلاصه آب خوردن در خانۀ خیالی من دنیایی است برای خودش پر از عشق بازی با یاد تو.
🍏شبت بخیر آب حیات!
#شب بخیر 🍏
#محسن_عباسی_ولدی
@amn_org
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣🟣 به یمن آمدنت تازه کن جهان مرا...
@amn_org
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣🟣 حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم..
🟣 فقط باید خودمو درست کنم کمکم کن یا هادی المضلین ...
@amn_org
🟣🟣🟣
🟣🟣 مراقبت نسبت به عادتهای بچه در خردسالی
🟣گاهی بچه از کوچکی عادت میکند به اینکه سلام کند و به مردم احترام بگذارد؛ عادت میکند به اینکه تمیز باشد و لباس و کفش خودش را پاک نگه دارد. گاهی بچۀ یکساله وقتی دانۀ برنج از دستش زمین میافتد، آن را جمع میکند. این بهخاطر عادتپذیری این طفل است.
🟣 اخلاق هم همینطور است. راست گفتن مثل نظافت کردن، و دروغ گفتن مثل کثیف کردن است؛ بچه از طفولیت با این عادتها بزرگ میشود. وقتی این عادتها در طفل جا افتاد، دنبال غذای عادتش میگردد. این یعنی چه؟
🟣یعنی کسی که مثلاً به دروغ عادت کرده، اگر یک روز چند تا دروغ نگفت، مثل کسی که چیزی را گم کرده، احساس کمبود میکند. همانطوری که یک آدم هروئینی اگر چند بار دود نگرفت، احساس خماری و خستگی میکند!
آیت الله حائری شیرازی(ره)
🟣🟣🟣
@amn_org