eitaa logo
🌹 گلستان کودک و نوجوان🌷
2.9هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
889 ویدیو
606 فایل
وبسایت 👈 گلستان کودک و نوجوان 👉 طرح درس،رنگ آمیزی، مسابقه و گزارش برنامه ها و... ویژه مربیان و مبلغان کودک و نوجوان وبسایت ما: amoobahreman.ir تبادلات: @ertebat_golestan فروشگاه ما: @shop_golestan مدیر کانال: @amoo_bahreman
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴بسته ویژه سالروز (ره) پرنده وار آمدی امام غنچه ها شدی امید قلب کوچک تمام غنچه ها شدی تو آمدی و باز هم بهار شد، بهار شد دل تمام دانه ها به تو امیدوار شد تو با کلام گرم خود صدا زدی جوانه را پر از ترانه کرده ای سکوت سبز دانه را پرنده وار پر زدی به سوی شهر لاله ها اگر چه رفته ای ولی نرفته ای ز یاد ما ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
2⃣ «آزادی عمل» بچه ها در حضور امام بسیار آزاد بودند و تا وقتی امام حضور داشتند وسعت عملشان بیشتر از زمانی بود که ایشان نبودند چون فکر می کردند یک حامی دارند و اگر عمل نادرستی انجام بدهند، ما به احترام امام اعتراض نمی کنیم. در نتیجه وقتی امام می آمدند به جای اینکه بچه ها یک مقدار آرامتر باشند، فکر می کردند که حالا هر کاری دلشان بخواهد می توانند بکنند. 📌ادامه دارد... 🌹شادی روح امام خمینی صلوات🌹 🍀اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم 🍀 •┈••✾•💫🌿🌺🌿💫•✾••┈• 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
21.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ویژه ارتحال امام خمینی رحمت الله علیه 💢 جاذبه و دافعه امام خمینی رحمت الله علیه ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
(ره) 🌷 من فقط عکس تو را دیده‌ام توی کتاب قصه‌ها درباره‌ات خوانده‌ام شب وقتِ خواب من شنیدم آمدی بهمن پنجاه‌و‌هفت آمدی با خنده‌ات غصه‌ها از بین رفت سال‌ها مانند کوه در جماران بوده‌ای واقعاً تو رهبرِ خوب ایران بوده‌ای بوده‌ای بابابزرگ تو برای بچه‌ها ای امام نازنین کاش می‌دیدم تو را! شاعر: خانم داوری ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
3⃣ «حواسم پیش بچه هاست» امام نسبت به همه کودکان توجه خاصی داشتند اگر در حسینیه بچه ای گریه می کرد، وقتی به خانه می آمدند به شدت اظهار ناراحتی می کردند که: اینها، بچه های کوچک را در هوای گرم یا سرد می آورند و من حواسم پیش بچه ها می رود و می خواهم مطالبم را زود تمام بکنم که آنها اذیت نشوند. 📌ادامه دارد... 🌹شادی روح امام خمینی صلوات🌹 🍀اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم 🍀 •┈••✾•💫🌿🌺🌿💫•✾••┈• 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
4⃣ « نوازش کودک خردسال» زمانی که ملاقاتهای حضرت امام در قم قطع شد؛ ایشان روزها به باغچه مرحوم اشراقی می رفتند و غروب هم به خانه ایشان در دورِ شهر می آمدند. در مسیر، کودکان دنبال ماشین امام می دویدند. بچه ای هر روز سر راه می نشست و ماشین حضرت امام را که می دید، به دنبال ماشین می دوید. یک روز امام فرمودند ماشین متوقف شود و آن کودک خردسال را نوازش کردند. 📌ادامه دارد... 🌹شادی روح امام خمینی صلوات🌹 🍀اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم 🍀 •┈••✾•💫🌿🌺🌿💫•✾••┈• 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
5⃣ « تماشای برنامه کودک» یک روز برای انجام کاری به داخل منزل امام رفتم، دیدم امام با علی جلوی ایوان نشسته اند و برنامه کودک را از تلویزیون نگاه می کنند. من تعجب کردم که رهبری بنشیند و با مهربانی با یک بچه برنامۀ کودک را نگاه کنند. 📌ادامه دارد... 🌹شادی روح امام خمینی صلوات🌹 🍀اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم 🍀 •┈••✾•💫🌿🌺🌿💫•✾••┈• 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
6⃣ « زهرا کجاست؟» وقتی که در نجف بودیم، دختر من دو ـ سه سالش بود؛ آقا با او خیلی مأنوس می شدند و او می آمد و برای امام حرف می زد. در فوت حاج آقا مصطفی او سر سفره مدام بهانه می گرفت و حرف می زد. روز سوم یا چهارم بود که به مادرش گفتم: سر و صدا می کند. او را نیاور. گفت: باشد، من و او در مطبخ می نشینیم. وقتی سر سفره نشستیم، آقا گفتند: «زهرا کو؟» گفتیم: زهرا آنجا غذا می خورد. گفتند که: «اینجا اذیت می کند؟ خیلی خوب، اگر می گویید اذیت می کند، او را بیاورید اینجا، آن وقت خودتان بلند شوید، بروید!» 📌ادامه دارد... 🌹شادی روح امام خمینی صلوات🌹 🍀اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم 🍀 •┈••✾•💫🌿🌺🌿💫•✾••┈• 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
🏴بسته ویژه سالروز (ره) ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
🌹 امام خمینی (ره) یک روز با مادر روزی که باران بود رفتیم آنجا که نامش جماران بود مادر برایم گفت از انقلاب ما از او که عکسش بود سرتاسر آنجا ‌می‌گفت او بوده بابای مرد و زن آمد که آزادی باشد در این میهن ما بچه‌ها را هم امّید خود نامید تا زل زدم بر او عکسش به من خندید من هم شبیه او در فکر ایرانم سربازی از نسلِ پیر جمارانم ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
🦋 داستان🦋 پیرمرد باغبان و امام خمینی رحمه الله علیه ✅آن وقت ها،توی شهر کوچکی ،امام ما در خانه ای کوچک زندگی می کرد. خانه ی او یک باغچه داشت.باغچه ای بی گل .بچه های امام آن باغچه را دوست داشتند.دلشان میخواست توی آن گل بکارند.گل های سفید وصورتی ،گل اطلسی،لاله عباسی،یاس سفید وخوشبو . اماخاک باغچه خوب نبود،باید عوض میشد.قرار شد که برای باغچه خاک تازه بیاورند.یک روز سرظهر ،وقتی مادر سفره نهار ،صدای در خانه که بلند شدیکی از بچه ها دویدو در باز کرد.پشت در پیرمردی بود که کیسه بزرگی را بر روی شانه اش انداخته بود .توی آن کیسه خاک بود پیرمرد پیرمرد برای باغچه کوچک خانه خاک آورده بود او نفس نفس میزد و زیر ان بار سنگین عرق میریخت با دست های پیر وخاکی پیشانی اش را پاک می کرد بازبان لبهای خشکش را خیس می کرد . امام وبچه ها دور سفره نهار نشسته بودند بوی غذا در اتاق پیچیده بود بچه های کوچک گرسنه بودند بوی غذا گرسنه ترشان کرده بود مادر برایشان غذا می کشید بچه ها میگفتند بیشتر یکم بیشتر!.... و مادر می گفت:بس است !غذا کم است با نان بخورید تاسیر شوید.مادر برای خودش وامام هم غذا کشید .بعد همه آماده غذا خوردن شدندیک مرتبه چشم امام از پنجره باز به حیاط افتاد.پیرمرد را دید.او داشت کیسه خاک را توی باغچه خالی می کرد .امام فهمید او خسته است .تشنه است.فهمید که حتما گرسنه هم هست . با خودش گفت:باید برای او هم غذا ببریم اما توی قابلمه غذایی باقی نمانده بود .. مادر همه را کشیده بود.امام فکر کرد یک بشقاب خالی برداشت چند قاشق از غذای خودش را در آن بشقاب ریخت بعد بشقاب را جلوی بچه ها گرفت وگفت:بچه ها شما هم چند قاشق از غذایتان را توی این بشقاب بریزیدتا برای آن پیرمرد ببریم او هم مثل شما گرسنه است. بچه ها ومادر هرکدام چند قاشق از غذایشان را توی بشقاب ریختند.بشقاب پرشدیکی از پسرها بشقاب غذا را برای پیرمرد برد .پیرمرد خوشحال شد خندید وتشکر کرد . بعد دستهای خاکی اش را شست وبعد شروع کرد به خوردن .با چه لذتی می خورد!....غذای ان روز برای بچه ها با همیشه فرق داشت ازهمیشه خوشمزه تر وبهتر بود .آن روز بچه ها خیلی خوشحال بودند.آن ها یک درس خوب از پدرشان یاد گرفته بودند. به نقل از دختر امام خمینی رحمت الله علیه ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir
زندگی به سبک روح الله_190170044546.zip
1.18M
🦋 زندگی به سبک روح الله 🦋 🔹ده پوسترنمایشگاهی برداشتهایی ازسیره خانوادگی حضرت امام خمینی(ره) ┄┄┅💫🍃🌸♥️🌸🍃💫┅┅┄ 💐🍀 🌸🍀🌹🍀🌼🍀🌺 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2572484621Cb16733d3cf http://amoobahreman.ir