زیرزمین
#BSD
بونگو برای من صرفاً یک انیمه یا مانگای ناتمام نبود. بونگو دری بود بیصدا که به روی جهانی دیگر گشوده شد؛ جهانی که در آن، نامهایی چون دازای اوسامو، آلنپو، داستایوفسکی و دهها نویسندهی دیگر، از روی جلد کتابها برخاستند و به انسانهایی زنده با رنجها، تردیدها و حقیقتهایشان بدل شدند.
آساگیری با خلق بونگو، تنها شخصیتهایی خیالی نیافرید؛ او ردِّ انسانهایی را دنبال کرد که روزی با واژههایشان جهان را شکافتند و زخمی از خود بر تاریخ ادبیات گذاشتند. هر شخصیت، پلی بود به سوی یک نویسنده و هر نویسنده، جهانی که میشد سالها در آن زیست و باز هم به انتهایش نرسید.
شاید بونگو نخستین گامی بود که مرا از انزوای جهان کوچک خودم بیرون کشید و به وسعت ادبیات رساند؛ جایی که فهمیدم بسیاری از تاریکترین احساسات انسان، سالها پیش نوشته شدهاند و پیش از آنکه در وجود من متولد شوند، بر صفحههای کتابها زیستهاند.
برای من، بونگو فقط یک شاهکار بصری نبود؛ نقطهی تلاقی ادبیات و روایت بود، اثری که مسیر کتابهایی را که بعدها خواندم تغییر داد و نگاه دیگری به جهان در من ساخت.
#یادداشت
بونگو فقط یه شاهکار گرافیکی نبود، یه شاهکار ادبی بود.
همیشه مدیون آساگیری میمونم با شخصیتهایی که خلق کرده.
چرا کتاب؟ چون فیلم حق مطلب رو ادا نمیکنه
چون اونی که تونسته در این ژانرها یه شاهکار نوشتاری خلق کنه خیلی خیلی هنر کرده!
زیرزمین
چقدر مردم گارد دارن نسبت به گوتیک و گروتسک
دلیلش هم اینه که وقتی میگی گوتیک دخترای لباسسیاه صلیبدار با رژ سیاه و چشمایی به سیاهی سیاهچاله میاد تو ذهنشون
زیرزمین
دلیلش هم اینه که وقتی میگی گوتیک دخترای لباسسیاه صلیبدار با رژ سیاه و چشمایی به سیاهی سیاهچاله میا
متنفرم از این که ترندیات ساخته دست بشر باعث شده همهچیز یه معنای دیگه پیدا کنه و ارزش واقعیش پایمال بشه