eitaa logo
🌸 اندکی تامل 🌸
77 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.1هزار ویدیو
11 فایل
هدف ازتشکیل کانال بصیرت افزایی و روشنگری و شفافیت سازی در مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و روزجامعه میباشد. ✔ #کپی_مطالب_آزاد_با_ذکر_صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 اندکی تامل 🌸
#پارت_51 خیلی شب خوبی بود و سر حالم آورده بودن،بعد از اینکه لباسامو عوض کردم به اتاق مطالعه رفتم و
هر دو رو برگردوندیم و با چهره خواب آلود حسین روبرو شدیم که معرضانه لب می زد _ این سر و صدا ها چیه اول صبحی راه انداختید، نمیزارید آدم بخوابه _همش تقصیر زهراست، اون اول شروع کرد زهرا اخمی بهم کرد و به سمت حسین رفت، نشست، دستشو گرفت و ازش معذرت خواهی کرد. حسین رفت دست و صورتشو شست و سه نفری سر میز حاضر شدیم و شروع به صبحونه خوردن کردیم. بعد از صبحونه با فکری که به ذهنم رسید رو به زهرا گفتم بیا اتاقم کارت دارم، من رفتم و بعد از دو سه دقیقه زهرا هم اومد _جانم داداش کارم داشتی؟ _آره، در مورد یه موضوعی میخوام ازت مشورت بگیرم _بفرما _دیروز که خودم و علی رفتیم بیرون یه پیشنهادی بهم داد که دو دلم قبول کنم یا نه _چه پیشنهادی؟ _گفت بیا اربعین با هم بریم کربلا لبخندی که سعی در کنترل کردنش داشت روی لباش نمایان شد _خودت چی فکر می کنی؟ _نمیدونم، از یک طرف دلم نمی خواد حرفش رو زمین بزنم مخصوصا وقتی اینقدر اصرار داره از طرف دیگه هم اصلا همچین جاهایی رو قبول ندارم، همه هم اینو میدونن اگه برم بقیه نمیگن اینکه خودش اصلا این چیزا رو قبول نداره چه طور رفته زیارت؟ _(بعد از چند لحظه سکوت)خب تو به این خاطر برو که بفهمی این چیه که ۲۰میلیون آدم رو دور خودش جمع می کنه؟چی داره؟ تاحالا برا خودت سوال نشده؟ _چرا سوال شده اما می گم همه شون گول خوردن _خب خودت برو تجربش کن تا واقعا برات جا بیفته که دلیلش چیه، اصلا برو تا این که گول خوردن کاملا برات روشن بشه _حرف درستیه _به بقیه هم همینو بگو حرفاش منطقی بود و تصمیم خودم رو گرفتم که با علی برم‌،پا شدم لباس پوشیدم و سوار بر ماشین به سمت دانشگاه رفتم ادامه دارد..... ✍ط، تقوی @andaki_tamol