#هیئت
از نگاه قرآن و عترت//۲۵
🛑 روضهٔ مشهود ؟‼️🛑
«قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»
١١١/ بقره
✅ چنانکه در پیش اشاره شد ،از این سخن پروردگار در سورهٔ بقره و از آیهٔ ۱۴۳ انعام و ۴ احقاف و.... به خوبی استفاده می شود که صدق و صواب و استواری هر گفته و هر باوری به این است که قابلیت ارائهٔ استدلال منطقی و برهان محکم برای مخاطب داشته باشد ، پیام تمام پیامبران الهی مستند به دلیل و برهان است و اگر معجزه ای یا إخبار غیبی هم دارند که دارند به عنوان یک محرک جهت بیدار شدن فطرت و پذیرا شدن سخن منطقی آنان است.
✅ اگر غیر معصومی مطلبی را پیش خودش حق بداند ، و بدون داشتن برهان عقلی مقبول و یا دلیل نقلی معتبر آن مطلب را بیان کند ، من حق ندارم آن مطلب را از او قبول کنم ، هر چند ممکن است برخی بسیار معدود از مکاشفات و مشاهدات غیبی برای خود او معتبر باشد اما برای ما فقط و فقط دلیل عقلی و نقلی معتبر معیار است.
✅دغلکاران دورو و دروغگو ، و شیاطین
شیاد و شارلاتان از جهل بعضی از مردم سوء استفاده می کنند و چه بسا هنگامی که از آنان مطالبهٔ دلیل شود ، پاسخ دهند این مطلب مستند به مکاشفات و مشاهدات عرفانی و یا رؤیایی راست است‼️
✅ اگر چه همهٔ حادثهٔ کربلا برای ما گزارش نشده و اگر چه همهٔ گزارش ها به دست ما نرسیده است ، ولی این موجب نمی شود که ما به هر کتابی و لو خطی هم باشد اعتماد کنیم، همانگونه که موجب پذیرش ادعای مشهود بودن گزارش نخواهد بود.
عزیزان هیئتی از ذاکر مطالبهٔ مدرک معتبر کنند و اینکه فلان آقاجون ‼️ این روضه را در مشاهدات عرفانی خود دیده و نوشته و یا گفته است حجت برای نقل حادثهٔ عاشورا نیست.
✅ برای هیئت های حسینی ما زیبنده نیست مثل فرقه های آقاجونیه ‼️رفتار کنند.
🆔@andalibhamedani
#هیئت
از نگاه قرآن و عترت//۲۶
🛑روضهٔ مشهور🛑
«نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»/۱۴۳ انعام
✔️شنیده میشود عدهای برای توجیه روضهای را که خواندهاند استناد به یک یا چند نفر از ذاکرین میکنند و یا میگویند چون این روضه مشهور است ما هم نقل میکنیم، آیا اساسا این قبیل توجیهات قابل قبول است یا نه؟!
✅ اگر شخصی را مشاهده کردیم که:
اولا/ حدیث شناس و متخصص در مقتل بود.
ثانیا/ سیرهٔ او در اعتماد به گزارشهای مقتل، تسامح و سهل انگاری نبود، و معمولا با اتکاء به منابع معتبر سخن میگفت.
ثالثا/ از عوامزدگی و خدای ناکرده عوامفریبی به دور بود.
در این صورت است که ذاکر میتواند به استناد به گفتهٔ این عالم مطلبی را نقل کند.
و لذا اعتماد به نقل هر عمامه به سر و هر مداح قطعا جایز نیست.
✅ شهرت هم وقتی احتمال تحقق یک رخداد را تقویت میکند که بین همان متخصصینی باشد که اهل تسامح و عوامزدگی نباشند. و الا چه بسیار مطالبی که در زبان بعضی از ذاکرین مشهور است اما هیچ اصل و اساسی ندارد.
✅بر همین اساس مرثیه خوان می تواند با استناد به کتابی مثل «ابصار العین» مطلبی را نقل کند، اگر چه باز جای نقد و بررسی برای پژوهشگران در تاریخ باقی است.
🆔@andalibhamedani
#هیئت
از نگاه قرآن و عترت//۲۷
🛑 روضهٔ مکشوف 🛑
«ذَٰلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» حج/۳۲
✅ در بحث شعائر حسینی ثابت شده که اگرچه انجام همهٔ مراتب تعظیم شعائر واجب نیست، ولی اگر در جایی از فعل یا ترک فعل مکلف، عرف برداشت اهانت به شعائر حسینی کند، و اگر مکلف متوجه این برداشت عرفی شود و در عین حال کارش را ادامه دهد، مرتکب حرام شده است.
✅ گاهی عملی به خودی خود مشکلی ندارد و نه تنها اهانت محسوب نمیشود بلکه مصداق تعظیم شعائر اس، اما با توجه به شرائط زمانی، مکانی و ... چه بسا مستلزم نوعی اهانت باشد، به عنوان مثل اگر شخصی با خلوص نیت پرچم عزای حسینی را در محلهای نصب کند ولی علم دارد و یا احتمال قوی میدهد که توسط دیگران به پرچم توهین می شود، در چنین مواردی در اثر به وجود آمدن این تزاحم نباید پرچم را نصب کند.
✅بیان مصائب امام شهید (روحی فداه) و اهل بیت باوفا و اصحاب بزرگوار او (علیهم السلام) چه در قالب نظم و چه به صورت نثر یکی از بارزترین مصادیق تعظیم شعائر حسینی و موجب زنده ماندن حادثهٔ عاشوراست، اما باید توجه داشت که:
اولا/ به لحاظ زمانی، مجالس با یکدیگر تفاوت دارند و در نتیجه مرثیهٔ ویژهٔ روز عاشورا با روزهای معمولی متفاوت خواهد بود.
ثانیا/ مکانها هم متفاوت هستند، از این رو مثلا خواندن برخی مصائب سخت در حرم مطهر حسینی آن هم در مواردی خاص، قابل توجیه است.
ثالثا/مخاطبین به لحاظ معنوی یکسان نیستند، گاهی اکثر مستمعین اهل بکاء و جزع هستند و گاهی اینگونه نیست، ذاکر نباید در مجلسی که مردم به هر دلیلی توجه چندانی به عمق مصیبت ندارند، روضههای سخت بخواند.
✅ گاهی مشاهده میشود مداح محترمی در مجلس ختمی، جانسوزترین روضهها از جمله روضهٔ قتلگاه و ... را میخواند در حالی که بیشتر حضار یا اساسا اهل روضه نیستند و یا به تسلیتگویی و گفتگو با یکدیگر مشغولند، اگرچه این ذاکر قطعا قصد توهین ندارد ولی این نحوه مرثیه خوانی مسلما مصداق تعظیم شعائر حسینی نیست.
✅ سلف صالح ما به ما یاد دادهاند که ذاکر باید مصائب دشوار را با زبان کنایه و اشاره بخواند مگر در موارد بسیار بسیار نادری مثل روز عاشورا و یا در حرم حسینی آن هم در جمعی که اهل جزع و عویل و بکاء باشند آن هم در حدی که مجلس کشش دارد. اساتید و پیشکسوتان بزرگ ما نه تنها سفارش به روضهٔ مکشوف خواندن نمیکردند، بلکه ما را از آن برحذر میداشتند و میگفتند: خواندن روضهٔ مکشوف در جایی که حق آن روضه (البته در حد توان و درک مردم) ادا نمیشود، مناسب ادب رثا نیست و حتی چه بسا در مواردی ناخواسته موجب استهزاء و توهین توسط دیگران شود.
🆔@andalibhamedani
#هیئت
از نگاه قرآن و عترت //۲۸
🔸 منهج #مقبول در منبر 🔸
🔹 چهار نوع گزارش 🔹
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقولوا قَولًا سَديدًا»
۷۰/احزاب
✅ دانشوران دادگر و دوراندیش دانش رجال با داوری دقیق، ردیف راستگویان امین را از ردهٔ دروغگویان خائن جدا کرده اند.و نیز آنان به آسیب ها و آفت های پرآزاری همچون تخلیط ، خیال پردازی ، اعتماد بر منابع ضعیف و یا بی سند ، اعتناء به اشخاص مجهول الحال ، اعتیاد به نقل روایت های غریب و تساهل و تسامح در گزارشگری تصریح دارند.
✅ تعدادی اندک از رامشگران راثی نما و راهزنان به ظاهر راهنما با دانشی بس نارسا و با اتخاذ روشی به غایت ناصواب ، شعائر باشکوه و پر از شور و شعور شیعه را به نمایشی شنیع مبدل کرده اند و شوربختانه با پوشیدن ناروای ردای پاک رثای اهل بیت ( علیهم السلام ) و با تکیه بر مسند رفیع مرثیه خوانی و مدیحه سرایی، گویا رسالت راستین‼️ خود را در برافراشتن رایت رمانخوانی و نقل گزارش های ضعیف و غریب و پرداختن به خواب و پردازش خیال و ایراد خطابهٔ خرافی می دانند‼️ شگفت این که تلبیس ابلیسی و تزیین شیطانی شیوهٔ نادرست این واعظ نمایان و افسانه سرایان خاطی را آنچنان آرایش داده که هرگز آمادهٔ اصلاح سنت سیئهٔ خویش نیستند.
✅ اما در برابر همواره پایمردان و پارسایانی بوده و هستند که پاسداری از حریم منبر و مدح و مرثیه را بر خود فرض می دانستند، اینان کسانی هستند که:
✔️ اولا/اثری از روایات ساختگی و خیال و خرافه ﴿یعنی گزارش های #مجعول و #مکذوب} در منبر آنان نیست .
✔️ ثانیا/ از نقل هر روایت که به هر دلیل فنی در اعتبار آن تأمل جدی باشد ﴿ یعنی گزارش های #مشکوک} در منبر خودداری می کنند،البته در مورد صحت و یا سقم آن روایت اظهار نظر قاطعانه هم نمی کنند.
✔️ ثالثا/از آمیختن راست و دروغ و پنهان کردن دروغ در زیر لوای راست {یعنی گزارش های #مدسوس } پرهیز دارند.
✔️ رابعا/با تکیه و استناد به منابع اصیل، ملتزم به نقل روایات معتبر { یعنی گزارش های #مقبول} می باشند.
✅ اکنون پیام آیهٔ فوق برای اهل منبر روشن می شود، چه این که نخست دعوت به تقوی و پارسایی می کند و آنگاه دستور به گفتار سدید و محکم و استوار می دهد، و سپس بدون فاصله در آیهٔ بعد می فرماید:« یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ». پس صلاح کار من به عنوان یک منبری در دو کلمه نهفته است:#تقوی و #قول_سدید.
✅ معیار منبری مقرب و منبر مقبول الهی تقوی است چرا که: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقينَ» و نشان مهم این مقرب بودن منبری و مقبول بودن منبر او ، اعتماد بر گزارش های #مقبول و اجتناب از گزارش های #مجعول و #مشکوک و #مدسوس است.چرا که:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاسَدِیدًا -- یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا»
🆔@andalibhamedani
گزارشی از صحیح بخاری و صحیح مسلم
#پنج_پرسش_علمی
از علمای محترم اهل سنت
▪️«حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْآنُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ. فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ فَاخْتَصَمُوا، مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ، يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»//صحیح بخاری ج ۷ ص ۱۲۰ و نیز ر.ک:ج ۶ ص۹//صحیح مسلم ج ۳ ص۱۲۵۹
گزارش بسیار تلخ فوق مربوط به اواخر حیات پربرکت حضرت رسول خاتم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است مبنی بر این که آن بزرگوار به اصحاب دستور دادند قلم و کاغذی بیاورند تا نامه ای بنگارند تا امت بعد از او دچار ضلالت نشوند ، اما عمربن الخطاب پس از جسارتی که به پیامبر کرد گفت : حسبنا کتاب الله و همین گفت وگوها ومشاجرات بین اصحاب باعث شد که آن نامهٔ مهم نوشته نشود....
واینک پنج پرسش :
۱/ به نظر شما چرا خلیفهٔ دوم اصرار داشت نامه نوشته نشود مگر با نگارش آن نامه چه رخ می داد؟‼️‼️
۲/ از دیدگاه شما چرا عمر بین کتاب الله و سخن پیامبر تفکیک کرد و از سویی گفت قرآن مارا بس و از سوی دیگر مانع از نگارش سخن نبوی شد، مگر نه اینکه به صراحت قرآن، اطاعت نبی اطاعت خدا و عصیان او عصیان خداست ؟‼️‼️
۳/ آیا می پذیرید که به نظر خلیفهٔ دوم و همراهان او ، عصمت نبوی ( عدم خطا در گفتار و رفتار ) در آخرین لحظات حیات ایشان از بین رفته است؟‼️‼️
۴/منافات سرپیچی عمر و همراهان او از انجام دستور پیامبر را با اصل عدالت صحابه چگونه تفسیر می کنید ؟‼️‼️
مگر اینکه بگویید او می تواند در برابر نص کلام نبوی هم اجتهاد کند‼️‼️
۵/آیا شما بهتر از عمق فاجعهٔ آن روز آگاه هستید یا راوی مستقیم ماجرا یعنی ابن عباس که می گوید همهٔ مصیبت ها در آن روز روی داد؟‼️‼️سخن ابن عباس را چگونه معنا می کنید؟!‼️‼️
🆔@andalibhamedani
#عذر_بدتر_از_گناه
شش پرسش علمی دیگر
✔️ممکن است به ذهن برخی خطور کند که خلیفهٔ دوم از روی دوراندیشی و نگرانی نسبت به آیندهٔ امت مانع نگارش نامهٔ نبوی شده باشد ، چه اینکه او از کینه های منافقین و بعضی از تازه مسلمان ها نسبت به حضرت علی ( علیه السلام) در جنگ های صدر اسلام ، با خبر بود و احتمال قوی می داد که آنان در اثر مخالفت با حضرت مولا، مجددا با اساس دین به جنگ برخیزند، از این رو نگذاشت آن نامه نوشته شود.این توجیه در گزارشی که ابن ابی الحدید به نحو مرسل از خود عمر نقل کرده نیز آمده است:
«و لقد أراد في مرضه أن يصرح باسمه فمنعت من ذلك إشفاقا و حيطة على الإسلام لا و رب هذه البنية لا تجتمع عليه قريش أبدا و لو وليها لانتقضت عليه العرب من أقطارها فعلم رسول الله ص أني علمت ما في نفسه فأمسك و أبى الله إلا إمضاء ما حتم»
نهج البلاغة ج ۱۲ ص ۲۱
✔️حال از مدافعان خلیفه می پرسم:
▪️۱/ آیا آگاهی و حساسیت و دغدغهٔ پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) از عمر کمتر بوده است ؟‼️
▪️۲/چرا اساسا رسول خدا مطلبی را مطرح فرموده باشد ، تا عمر مجبور شود به نحوی قضیه را جمع و جور کند؟‼️
▪️۳/اگر او چنین قصدی داشته چرا همان جا صراحتا با پیامبر و اصحاب درمیان نگذاشت؟‼️
▪️۴/آیا تحقق این هدف ادعا شده بدون جسارت به محضر مقدس پیامبر ممکن نبود؟‼️
▪️۵/طبق نقل صحیح بخاری و مسلم نوشته شدن نامه موجب عدم ضلالت امت می شد ، حال که نامه نگاشته نشد چه کسی مسئولیت ضلالت و اختلاف امت را باید برعهده بگیرد؟‼️
▪️۶/آیا اگر همهٔ مهاجرین و انصار بدون هیچگونه بهانه ای با مضمون نامه همراهی و از آن دفاع قاطع می کردند ، باز خطر عمده ای از جانب منافقین و.. متوجه اسلام بود؟‼️
🆔@andalibhamedani
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَبارِكْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَحَنَّنْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَسَلِّمْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَأَ فْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبَارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلىٰ إِبْراهِيمَ وَآلِ إِبْراهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
#تحلیلی_عام_نسبت_به_مواضع
#عترت_پس_از_شهادت_نبی_خاتم
عترت پپامبر (علیهم السلام) بر طبق نصوص و ادله ی فراوان متکفل و متصدی هدایت خلق پس از شهادت رسول خدا بودند، آنچه برای تمام عترت اصل غیر قابل تنازل در همه ی حالات و در جمیع شرائط بود، محور قرار دادن دعوت به قرآن و سنت نبوی بود. مهم ترین برنامه های عترت در این موضوع مهم از این قرار است:
۱/ وظیفه ی اول آنها که در رأس برنامه های پیامبر هم بود، در قرآن کریم با واژه هایی مثل، تبیین، تبلیغ و.....ترسیم شده است، آنچه در اهمیت این امر می توان گفت اینکه:
اولا\به گواهی تاریخ هنوز بسیاری از مطالب حتی برای اصحاب پیامبر، و در مراحل بعد تابعین و حتی فقهای نامدار در دوران عترت، معلوم نبود، هنوز برخی از آنها از اصلی ترین حقایق قرآن و عترت آگاهی نداشتند، تمام ائمه (علیهم السلام) از امیر المؤمنین تا امام حسن عسکری (سلام الله علیهم اجمعین) و نیز وجود مقدس صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در پی تبیین حقیقتهای قرآن و سنت برای مردم بودند، تا پرده های جهالت و ضلالت را کنار بزنند و مردم رابا زلال قرآن و سنت آشنا کنند
ثانیا\ طبیعی است که با دور شدن مردم از عصر نبوی و آمدن نسلهای جدید که پیامبر را درک نکرده اند، کسانی که اطلاع آنها نسبت به اسلام در مقایسه با نسلهای گذشته کمتر بود، وظیفه ی آگاهی بخشی سنگین تر می شد.
ثالثا\ گذر زمان، ترقی و پیشرفت علم، گسترده تر شدن مرزهای اسلامی و رسوخ فرهنگهای غیر اسلامی به داخل جوامع مسلمین، از یک سو باعث طرح سؤالات و ایجاد شبهات کلامی، فقهی و تفسیری و.. شد و از سوی دیگر مسائلی نوپدید به وجود آمد که پاسخ به آن پرسشها و حل این مسائل مستحدثه از متن قرآن و سنت کار هر شخصی که اطلاع اندکی به قرآن و سنت داشت نبود.
رابعا\ وظیفه ی عترت مثل خود رسول خدا«اتمام حجت» است، و روشن است که اتمام حجت بدون تبیین و تبلیغ ممکن نیست.
با توجه چهار نکته فوق است که می توان به این واقعیتها پی برد که:
الف\روح واحدی در سیره ی تمام عترت جاری است و آن «تبیین» است، و اختلافهای صوری در مواضع به شرائط زمانی و مکانی برمی گردد.
ب\ اینکه در مورد پیامبر بزرگوار (صلی الله علیه و آله وسلم) وظیفه ی تبلیغ و تبیینش را باید با توجه به جایگاه پیامبری ایشان تفسیر کرد، ولی عترت در عین داشتن ارتباط ویژه با عالم غیب، هرگز پیامبر نیستند، ولی رسالت تبلیغی مهمی بر دوش آنهاست..
ج\ اصل رسالت تبلیغی نباید توسط عترت ترک شود، اگر چه کیفیت تبلیغ باتوجه به شرائط قطعا متفاوت خواهد بود، و در این راه مقدس نباید از چیزی به غیر خداوند خوف و خشیتی داشته باشند
«الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون أحدا الا الله و کفی بالله حسیبا»
۲/ وظیفه ی دوم که در راستای همان وظیفه ی اول است زدودن آفت خطرناک بدعت از شجره طیبه دین است، آفتی که دین را از درون می پوساند، آفتی که حیات بخشی دین را از آن سلب می کند، بدعت به مانند داروی تقلبی است که نه تنها شفابخش نیست بلکه دردی را بر روی درد اضافه می کند، عترت تنها گروهی هستند که با توجه به علم به حقایق قرآن و سنت، می توانستند پرچمدار مبارزه با بدعت باشند، آنها به قیمت بذل جان در مقابل بدعتها ایستادند. و در این راه نیز اتمام حجت به خوبی صورت گرفت.
۳/ سومین وظیفه ی عترت این است که به مردم این حقیقت را اعلام کنند که:
اولا\ اولی و احق برای حکومت بر خلق و برای اجرای قرآن و سنت، داناترین، معصوم ترین و شجاع ترین انسانهاست. و از نظر مصداقی این ویژگی فقط در آنهاست و نه در غیر.
ثانیا\ امامت همچون نبوت است و نصب و جعل الهی را می طلبد، و این نصب هم مصداقا فقط در عترت است لا غیر.
پس دعوت به سوی تحقق حکومت قرآن و سنت واقعی از طرف عترت همواره صورت گرفته و در این بخش هم اتمام حجت صورت گرفته است.
۴/امامت وحکومت از نظر عترت، مثل حکومت نبوی است که نخست دلها باید جلب شود، آنها هرگز حکومت را به هر قیمتی پذیرا نبودند، آنها احقیت خویش را بیان می کردند، اما:
الف\ حاضر نبودند با زور و جنگ و ترور و حیله و عوام فریبی بر مردم حکومت کنند.
ب\حاضر نبودند در اثر حق خواهی آنان آسیبی به ریشه شجره طیبه قرآن و سنت وارد شود.
ج\حاضر نبودند در اثر این حق خواهی بین امت واحده اختلافی ایجاد شود.
د \حاضر نبودند در اثر این حق خواهی به وظیفه ی اصلی و اساسی آنها که تبیین دین و زدودن بدعتهاست آسیبی برسد.
۵ / افرادی از عترت معصوم در زمانی که وظیفه ی امامت را بر عهده ندارند در تبیین حقیقت ظلم ظالمان به دین و آسیبهای حکومت جائران آزادتر بودند، و تفاوت بیان فاطمی با بیان علوی، و نیز تفاوت بیان حسینی با بیان حسنی در زمان امامت امام مجتبی (علیه السلام) و پس از ماجرای صلح با همین نکته ی مهم قابل تفسیر است.
🆔@andalibhamedani
یاد از:
#دو_مصیبت_بی_نظیر
به هنگام رنج و مصیبت
۱✔️مصیبت شهادت خاتم الانبیاء( صلی الله علیه و آله و سلم):
◾️«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ قَالَ: إِنْ أُصِبْتَ بِمُصِيبَةٍ فِي نَفْسِكَ أَوْ فِي مَالِكَ أَوْ فِي وُلْدِكَ فَاذْكُرْ مُصَابَكَ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فَإِنَّ الْخَلَائِقَ لَمْ يُصَابُوا بِمِثْلِهِ قَطُّ»
📚کافی، ج ۳، ص ۲۲۰.
۲✔️مصیبت شهادت سبط شهید( روحی فداه):
امام رضا ( علیه السلام):
◾️«يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ»
📚اقبال ج ۲، ص ۵۴۴.
🆔@andalibhamedani
استاد عندلیب همدانی
#هیئت از نگاه قرآن و عترت //۲۸ 🔸 منهج #مقبول در منبر 🔸 🔹 چهار نوع گزارش 🔹 «يا أَيُّهَا الَّذينَ
#هیئت
از نگاه قرآن و عترت//۲۹
زبانحال
امام صادق ( علیه السلام):«أنشِدْنِي كَمَا تُنْشِدُونَ يَعْنِي بِالرَّقَّةِ»
کامل الزیارات ص ۱۰۴
✔️در کتاب اقرب الموارد {،ج٢ ، ص ١١٤٢} در توضيح واژه « لسان الحال» مي نويسد:
«ما دل علی حالة الشیی أو کیفیة من ظواهر أمره ، فکأنه قام مقام کلام یعبر به عن حاله ، فلم یفتقر معه الی کلام، یقولون :نطق بلسان حاله»
با توجه به سخن فوق و نیز آنچه در کتاب های لغت دیگر از جمله لغت نامه دهخدا آمده است می توان گفت :
«اگرشاعر و یا نویسنده ای حال شخصی را به نحوی توصیف کند که « منسوب الیه » ( = همان شخص توصیف شده)خود نگفته باشد ، ولی اگر می گفت ، از نظر این گوینده این چنین می گفت ، از زبان حال استفاده کرده است».پس زبانحال از نوع گزارشگری و تاریخ نگاری نیست.
✔️ زبانحال در مرثیه سرایی به ویژه برای اهل بیت (علیهم السلام ) از دیر باز امری رائج بوده و هست , و اساس این کار هم امری پسندیده و زیبا و هنری و شورآفرین است،و شاید این که امام صادق ( علیه السلام) به ابوهارون مکفوف فرمود:
«همان گونه كه در جمع خود شعر و مرثيه مىخوانيد برای من بخوان» اشاره به استفاده از هنرهای عزاداری مردمی بوده، که از آن جمله می توان به زبانحال در قالب نظم و نثر اشاره کرد.
✔️اما باید توجه داشت که :
۱/زبانحال باید بیانگر عزت، کرامت و حریت اهل بیت ( علیهم السلام) و نیز مظومیت آنان باشد ،نه نشانگرضعف و زبونی و ذلت، زیرا که این ها زبانحال خاندان عزت و شرف نیست.
۲/ ذاکر باید به گونه ای بیان کند که مخاطب متوجه شود این قسمت نقل تاریخ نیست بلکه زبانحال است.
﴿ ر. ک : ثار الله ، ص ۳۹۵ ﴾
✔️گاهی دروغ های بزرگی از #کمپانی_صادرات_دروغ و دنباله روان آنان شنیده می شود و هنگامی که به آنها اعتراض می کنند، بهانه می آورند و می گویند این ها زبانحال است‼️ و این در حالی است که مخاطب ، سخن گوینده را عین گزارش تاریخ می پندارد و نه زبانحال.
✔️هیچ دروغی و هیچ مطلب توهین آمیزی را نمی توان با برچسب زبانحال توجیه کرد و مجاز دانست.
🆔@andalibhamedani
#هیئت
از نگاه قرآن و عترت//۳۰
رهنمود های رضوی
«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا»
📚عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۱، ص ۳۰۷.
✔️ بنیان هیئت برای زنده نگاه داشتن آموزههای اهل بیت (علیهم السلام) است، رهنمود اساسی رضوی در این زمینه این است که مردم باید با زیباییهای سخن معصوم آشنا شوند. از این رو اگر محور اصلی و اساسی هیئت بر #منبر و #موعظه بود ﴿نه صرف شور و احساس﴾ و اگر محور منبر هم #قرآن_کریم و #روایات_معتبره بود ﴿نه لفاظی و دروغ و خیال و خرافه﴾ و اگر این سخنان زیبای حکیمانه، هنرمندانه و زیبا هم توضیح داده شد، در این صورت فطرت های پاک جذب خواهند شد. و این یعنی همان هیئتی که درپی إحیاء امر امامت است، و امام هشتم (علیه السلام) از خداوند برای چنین افرادی طلب رحمت می کند.
«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا».
✔️ ثامن الحجج( علیه السلام) رعایت حقوق اخوت الهی را شرط مروت میداند﴿ عیون اخبار الرضا(سلامالله علیه)،ج ۲، ص ۲۷﴾ پس هیئت کلاس مروت است؛ و مرام هیئتی مروت است و اخوت.
مروت و جوانمردی و اخلاق انسانی، چه در درون هیئت خود، چه با هیئتهای دیگر و چه با همهٔ مردم نشانهٔ شاگردی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است.
✔️ امام رضا (علیه السلام) وجه تسمیه و ویژگی اساسی حواریون حضرت عیسی (علیه السلام) را پاک بودن آنها از رذائل و ذنوب و نیز کوشش مخلصانهٔ آنان در راه پاکسازی دیگران به وسیلهٔ #موعظه میداند، هیئتیان ما که باید جزء حواریون حسینی باشند، نیز نخست خود را تزکیه میکنند و آن گاه با انعقاد مجالس #موعظه_محور سعی در ترویج مبانی اخلاقی و دینی دارند.
«فَسُمِّيَ الْحَوَارِيُّونَ الْحَوَارِيِّينَ لِأَنَّهُمْ كَانُوا مُخْلَصِينَ فِي أَنْفُسِهِمْ وَ مُخْلِصِينَ لِغَيْرِهِمْ مِنْ أَوْسَاخِ الذُّنُوبِ بِالْوَعْظِ»
📚عیون اخبار الرضا(سلام الله علیه)، ج ۲، ص۷۹.
✅ آنچه در این سلسله نوشتارها عرض شد حاصل تجربیات منبر و مطالعات اندک حقیر بود، که امیدوارم برای همهٔ هیئتیان اعم از متصدیان، منبریان، مداحان و مستمعان، مفید باشد.
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی
خاک پای هیئتیان متقی
محمد بن حسین بن محمد تقی
٢٩ /صفر /۱۴۴۶
۱۳/شهریور/ ۱۴۰۳
🆔@andalibhamedani