5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید ابراهیم هادی میگفت :
طــوری زنــدگی و رفـــاقت ڪن
که احترامت رو داشته باشند.👌
بــی دلیل از ڪسی چیزی نخواه
عــــزّت نفـس داشته بـــــاش!🙂
شهید_ابراهیم_هادی
سلام صبح بخیر . روزتان شهدایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
زندگینامه 🌹شهید غلامرضا نادم رازلقی
🌹شهید غلامرضا نادم در سال 1341 در شهرستان کرج در محله کارگر نشینی چهارصد دستگاه به دنیا آمد. مادرش هنگامی که او را حامله بود به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفت و از خدا خواست تا پسری به او بدهد تا اسمش را غلامرضا بگذارد.
سه سال بعد از آن به دلیل ظلم طاغوت به کارگران، پدر وی بعد از درگیری با متصدیان و مدیر کارخانه استعفاء داد و به تهران محله ی (نهم آبان سابق) سیزده آبان نقل مکان کردند. او از همان اوان بچگی بچه ای آرام بود به ندرت اتفاق می افتاد که با کسی دعواکند و یا کسی را ناراحت کند. در هفت سالگی به مدرسه در همان محله سیزده آبان رفت و در سال 1355 پدرش محل سکونت خانواده را به گنبد کاوس انتقال داد.
در ایام انقلاب در تظاهرات و پخش اعلامیه ها شرکت می نمود. گاهی هم نوارهای امام امت را به مساجد می برد که چند بار نزدیک بود دستگیر شود. بعضی نوارهای امام را هم که در مسجد نمی توانست گوش دهد به منزل یکی از دوستانش می برد و در آنجا گوش می داد. پس از پیروزی انقلاب در درگیری گنبد او همیشه شب ها در محله ترک آباد گنبد کاوس که محله شیعه نشین است و اهالی محل از انقلاب حمایت می کردند، نگهبانی می داد.
پس از آن دوباره پدرش منزل مسکونی را به کرج انتقال داده و در کارخانه جهان چیست دوباره به کار اولش بازگشت و چون شهید مذکور می خواست به پدرش در مخارج خانه کمک کند (چون تعداد عائله زیاد بود) او نیز استخدام کارخانه جهان چیت شده و به کار مشغول شد و ضمن کار، در بسیج کارخانه ثبت نام کرد و فعالیت می کرد.
با شروع جنگ ایشان می خواست به جبهه برود و چون زمان خدمت سربازی رسیده بود به سربازی رفت و پس از طی سه ماه دوره آموزشی به جبهه تنگه چزابه منتقل شد و چهار ماه در جبهه جنگ بود که قبل از عملیات فتح المبین به او 10 روز مرخصی دادند که به خانه بیاید و حمله فتح المبین شروع شده بود که در فروردین 1361 دوباره به جبهه رفت.
شهید نادم می گفت: من به خاطر خدا و برای دفاع از اسلام و ایران به جبهه می روم و اگر شهید شدم به خاطر من گریه نکنید و سرانجام در تاریخ 1361/01/06 در تنگه چزابه به شهادت رسید.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
وصیتنامه:
به نام خدا و با سلام فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامى وصیت نامه خویش را آغاز مى کنم.
مادر عزیزم! من براى دفاع از میهن اسلامى به جبهه حق علیه باطل آمدم و تا آخرین قطره خون خود خواهم جنگید و تو باید افتخار کنى که پسرت را در راه اسلام قربانى کرده اى و من از تو تشکر مى کنم که با من موافقت کردى که به جبهه بیایم و امیدوارم که شیرى را که خورده ام حلالم کنى.
و تو اى پدر مهربانم! هر چند که نتوانستم حق پسرى خود را ادا کنم، مى دانم که خیلى براى من زحمت کشیده اید ولى باید خدا را شکر کنید که به خاطر اسلام و حفظ مملکت پسرتان را فدا کرده اید.
پدر عزیزم! خرجى را که براى من خواهید کرد بیشتر آن را به یتیمانى که پدر و مادرشان در این جنگ به شهادت رسیده اند، بدهید و همیشه شاد و خندان باشید و همینطور به یاد خدا.
و تو اى برادر عزیزم! بعد از من اسلحه را بردار و با کفار بجنگ که خدا کسانى را که با کفار مى جنگند دوست دارد و در آخرت پاداش خواهند داشت.
و تو خواهرم! باید همچو زینب باشى و نگذارى که برادران و خواهرانم ناراحت شوند. در خاتمه از خداوند متعال خواستار سلامتى شما و تمام رزمندگان اسلام مى باشم و خواهان عمرى بس طولانى براى رهبر عزیز بت شکن، خمینى کبیر.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
🌺 بنر اطلاع رسانی 🌺
🔻 سی و یکمین یادواره شهدای سرافراز روستای کندر
📖 با روایتگری : سردار رستمعلی رفیعی
📣 نوای گرم : کربلایی محمد جواد سماوی
📢 با اجرای : بردار شفیع شعله کار
🕘 پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳
🕤 ساعت پانزده عصر
📍 سالن ورزشی شهدای کندر
🇮🇷 ستاد برگزاری یادواره شهدای کندر
🇮🇷پایگاه مقاومت بسیج شهدای کندر
کانال اطلاع رسانی برنامه های معراج شهدای استان البرز
https://eitaa.com/joinchat/3470197049Ced828f0f53
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
اردیبهشت ۶۵ مصادف بود با نیمه شعبان،
برای اینکه روحیه بچهها عوض بشود مراسم جشن مفصلی در حسینیه الوارثین بر پا شد.
بچهها سه ماهی بود مرخصی نرفته بودند.
شهید زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب لشکر 10 سیدالشهدا(ع) قول داده بود که در صورت موافقت فرماندهی، بچهها به مرخصی بروند.
برگه مرخصیها صادر شد و یک تعداد از دوستان رفتند ایستگاه راهآهن اندیمشک تا برای گردان به صورت دسته جمعی بلیت تهیه کنند که خبر رسید مرخصیها لغو شده و گردان به حالت آماده باش صدرصد در آمده است. بچهها یک مقدار دمغ شدند.
دوست داشتند قبل از #ماه_رمضان بروند #تهران و برگردند اما خبر آماده باش با پیغام امام(ره) همراه بود که فرموده بودند به رزمندهها بگویید جلوی دشمن را بگیرند و به او امان ندهند.
مقر ما که #موقعیت_الوارثین نام داشت در جاده فکه نرسیده به سایت ۵ در معرض خطر هجوم دشمن بود.
صدای توپخانه دشمن که منطقه را بشدت میکوبید میآمد. نیروهای دشمن به استعداد ۲ لشکر پیاده مکانیزه و زرهی با پشتیبانی آتش توپخانه در محور فکه در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه سال۶۵ تعرض خود را به مواضع پدافندی نیروهای ما آغاز کردند. دشمن منتظر عکسالعمل نیروهای خودی بود تا برای ادامه تعرض تصمیمگیری کند.
در مقر الوارثین همه به حالت آمادهباش درآمدند و خبر رسید از فرماندهی لشکر که #بچههای_تخریب به همراه برادران اطلاعات عملیات جهت شناسایی دشمن به منطقه اعزام شوند.
شب یازدهم اردیبهشت ۶۵ بود که تعدادی از بچههای تخریب و اطلاعات برای شناسایی رفتند.
#شهید_سعید_صدیق هم رفته بود. وقتی برگشت از حضور پر حجم دشمن در منطقه فکه میگفت. از سعید در مورد عمق #میدان_مین پرسیده شد گفت که ما به میدان مین نرسیدیم و گفت: احتمالاً دشمن هنوز وقت نکرده میدان مین و موانع ایجاد کند.
صبح روز یازدهم فرمانده لشکر و بعضی از فرماندهان با هلیکوپتر منطقه را توجیه شدند و حد مانور عملیاتی گردانها مشخص شد و مقرر شد از 6 محور به منظور باز پسگیری خطوط مقدم به دشمن حمله کنیم.
دوازدهم اردیبهشت فرماندهان گردانها به مقر فرماندهی لشکر فراخوان شدند.
#شهید_سید_محمد_زینال_الحسینی فرمانده تخریب رفت و بعد از برگشتن از جلسه، میگفت: بچههای ما جلو رفتهاند و در مسیر به میدان مین نرسیدند. شاید فردا که به دشمن حمله میکنیم با میدان مین هم برخورد کنیم.
✍️✍️✍️ راوی: #جعفر_طهماسبی
@alvaresinchannel
19.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ #شهر_آسمانی_خرمشهر
📽 برشی از مستند #روایت_فتح
همراه با گفتاری از شهید آوینی :
🌊 رودخانهی خرمشهر آنروزها هم بیوقفه میگذشته است و امروز نیز از گذشتن باز نایستاده است. یك روز ناگهان از آسمان آتش بارید و حیات معمول شهر متوقف شد. كشتیها به گل نشستند ، اتومبیلها گریختند و شهر خالی شد. چنین رفتنی كه رودخانه دارد ، ماندن است. رودخانه ماند و نظاره كرد كه چگونه حیات حقیقی مردان خدا ، ققنوسوار از میان خاكسترِ نخلهای نیمسوخته ، خانههای ویران ، اتومبیلهای آتشگرفته و كشتیهای به گِلنشسته سر بر آورد و بعثتی دیگر آغاز شد. عجب از این عقل باژگونه كه ما را در جست و جوی شهدا به قبرستانها میكشاند..! عجب از این چشمهای كور و گوشهای كر كه شهر آسمانی خرمشهر را نمیبینند و زمزمهی ارواح جاویدان را نمیشنوند..! شور زندگی یك بار دیگر مردمان را به خرمشهر كشانده است. شاید آنان در نیابند ، اما شهر در پناه شهداست و این حقیقت را بر لوح محفوظ آب نگاشتهاند...
#دفاع_مقدس
#روایت_فتح
27.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 #عزت_ما
📽 فیلمی بسیار زیبا و خاطره برانگیز از دوران دفاع مقدس و حال و هوای رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل با نوحه ای شنیدنی از مداح باصفای جبهه ها #حاج_صادق_آهنگران
🎙 عزت ما در این زمان
جنگ و پیکار است
روان به سوی کربلا
خیل انصار است
عزت ما در این زمان
جنگ و پیکار است
شعار رفع فتنه ها
ذکر زوار است
عزت ما در این زمان
جنگ و پیکار است
در این مسیر جمله را
حق نگهدار است
عزت ما در این زمان
جنگ و پیکار است
مقام این دلاوران
قرب دادار است...
نهم اردیبهشت اولین #سالگرد پاسداشت علمدار جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی
«حاج نادر طالب زاده»🌷
شعر قزوه برای روح بلند نادر طالبزاده
حاج نادر! پرچمت بالاست
حاج نادر خاطراتت سبز حاج نادر پرچمت بالاست
سینه ات طوفانی و مواج، چشمهای آبیات دریاست
سهم تو از عاشقی بسیار، تا هنوز آن دیدهگان بیدار
چشم تو در چشمهای ما، دست تو در دستهای ماست
ایستادی در کنار ما با همان آرامش زیبا
خفتهای هرچند در تابوت، روح تو بشکوه و پابرجاست
تو نمردی، تو نمیمیری، قدس را از خصم میگیری
با تو و ما قدس کی دلتنگ، با من و تو قدس کی تنهاست
الوداع ای خاطرات سبز، الوداع ای راز و رمز عشق
میروی و یاورت الله، میروی و شافعت مولاست
ای ز نسل آفتاب و نور، روح تو با مجتبی محشور
ای شهید آرمان قدس، در دلت چون کربلا غوغاست
حاج نادر پاشو از تابوت، زود رفتی، بال وا کردی
هرکجا هستی خدا با توست، هرکجایی پرچمت بالاست
علیرضا قزوه
▪️ سالگرد درگذشت حاج #نادر_طالب_زاده
هدیه محضر همه یاوران ودلسوزان انقلاب
خاصاحاج نادرطالب زاده صلوات
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ
وَعَجِّلْفَرَجَهُم