سرش را به ایوان تکیه داد و قطره اشکی بع مهابا از چشمانش فرو چکید
_ماهی من ...بگذار و برو
من را چه به صیادی
بگدار این پادشاه برای ابدیت در تاریکی فرو برود
تُ ی درخشنده را چه به اسارت و درد
من را چه به عاشقی
ماهی من بگذار و برو .....
Dead Kingdom
https://eitaa.com/Persimmon_Garden/6117
بانو ؟
درست میبینم ؟ این چه حرفیه
فصل سرماست درست اما قلب مردم اینجا به باغ سرسبز و خرمالو های شیرین شما وابسته ان✨
𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
نیمه شب آواره و بی حِس و حال..دَر سَرَم سُودایِ جامی بی زَوال..پَرسهای آغاز کردیم دَر خیال..دِل بِه یآد آورد اَیامِ وِصال..
اَز جُدایی یِک دُو سالی میگُذَشت..یِک دُو سال اَز عُمر رَفتُ بَرنَگَشت..
دِل به یآد آورد اَول بار را..خاطرات اَولین دیدار را..آن نظر بازیِ آن اَسرار را..آن دُو چَشمِ مَستِ آهو وار را..
هَمچُو رازی مُبهَمُ سَر بَسته بود..چُون مَن اَز تِکرار ، او هَم خَستِه بود..
آمَدُ هَم آشیان شُد با مَن او..هَمنِشینُ هَم زَبان شُد با مَن او..خَستِه جآن بودَم که جآن شُد با من او..ناتَوان بودُ تَوان شُد با من او..
دامَنَش شُد خوابگاهِ خَستِگی..این چِنین آغاز شُد دِلبَستِگی..
وآی اَز آن شَب زِندِه داری تا سَحَر..وآی اَز آن عُمری کِه با او شُد بِه سَر..مَستِ او بودَم زِ دُنیا بی خَبَر..دَم بِه دَم این عِشق میشُد بیشتَر..
آمدُ دَر خَلوَتَم دَمساز شُد..گُفتِگوها بِین مآ آغاز شُد..
گُفتَمَش..دَر عِشق پا بَرجاست دِل..گَر گُشایی چِشمِ دِل ، زیباست دِل..گَر تُو زُورَقمان شَوی ، دَریاست دِل..بی تُو شآمِ بی فَرداست دِل..دِل زِ عَشقِ رویِ تُو حِیران شُده..دَر پِیِ عِشقِ تُو سَرگَردان شُده..
گُفت..دَر عِشقَت وَفادارَم ، بدان..مَن تُو را بَس دوست میدارَم ، بدان..شُوقِ وَصلَت را بِه سَر دارَم ، بدان..چُون تُویی مَخمور ، خَمارم ، بدان..با تُو شآدی میشَوَد غَمهای مَن..با تُو زیبآ میشَوَد فَردایِ مَن..
گُفتَمَش عِشقَت بِه دِل اَفزون شُدِه..دِل زِ جآدویِ رُخَت اَفسون شُدِه..جُز تُو هَر یادی بِه دِل مَدفون شُدِه..عآلَم اَز زیباییَت ، مَجنون شُدِه..
بَر لَبَم بُگذاشت لَب یَعنی خَموش..بَر لَبَم بُگذاشت لَب یَعنی خَموش..طَعم بوسِه اَز سَرَم بُرد عَقلُ هوش..دَر سَرَم جُز عِشقِ او سُودا نَبود..بَهر کَس جُز او دَر این دِل جا نَبود..دیدِه جُز بَر رویِ او بینآ نَبود..هَمچُو عِشقِ مَن ، هیچ گُل زیبآ نَبود..
خوبیِ او شُهرِه آفاق بود..دَر نِجابَت دَر نِکوهی پاک بود..
روزِگآر..روزِگآر اَما وَفا با مآ نَداشت..طاقَتِ خُوشبَختیِ مآ را نَداشت..پیشِ پایِ عِشقِ مآ سَنگی گُذاشت..بی گُمان اَز مَرگِ مآ ، پَروا نَداشت..
آخَرِ این قِصِه هِجران بودُ بَس.. حَسرَتُ رَنجِ فَراوان بودُ بَس..
یارِ ما را اَز جُدایی غَم نَبود..دَر غَمَش مَجنونُ عاشِق ، کَم نَبود..
بَر سَرِ پِیمانِ خُود مُحکَم نَبود..سَهمِ مَن اَز عِشق ، جُز ماتَم نَبود..
با مَنِ دیوانه ، پِیمان سادِه بَست..ساده هَم آن عَهدُ پِیمان را شِکَست..بی خَبَر پِیمان یاری را گُسَست..این خَبَر ناگاه پُشتَم را شِکَست..آن کَبوتر عآقِبَت اَز بَند رَست..رَفتُ با دِلدارِ دیگَر عَهد بَست..
با کِه گویَم او کِه هَم خونِ مَن است..خَصمِ جآنُ تِشنِهی خونِ من است..بَختِ بَد بِه این وَصلِ او قِسمَت نَشُد..این گِدا مَشمولِ آن رَحمَت نَشُد..آن طَلا حاصِل بِه این قِیمَت نَشُد..
عاشِقان را خُوش دِلی تَقدیر نیست..با چِنین تَقدیر بَد ، تَدبیر نیست..
اَز غَمَش با دودُ دَم هَمدَم شُدَم..بادِه نوشِ غُصِهی او مَن شُدَم..مَستُ مَخمورُ خَراب اَز غَم شُدَم.. ذَرِه ذَرِه آب گَشتَم ، کَم شُدَم..
آخَر آتَش زَد دِلِ دیوانه را..سوخت بی پَروا ، پَرِ پَروانه را
عِشقِ مَن..عِشقِ مَن اَز مَن گُذَشتی ، خُوش گُذَر..بَعد اَز این حَتی تُو اِسمَم را نَبَر..خاطراتَم را تُو بیرون کُن زِ سَر..دیشَب اَز کَف رَفت ، فَردا را نِگَر..
آخَر این یِکبار اَز مَن بِشنُو پَند..بَر مَنُ بَر روزِگارَم دِل مَبَند..
عاشِقی را چِه دیر فَهمیدی چِه سود؟!..
عِشقِ دیرین گُسَسته تار و پود..
گَرچِه آبِ رَفتِه باز آیَد بِه رود..ماهیِ بیچاره اَما ، مُردِه بود..
بَعد اَز این هَم آشیانَت هَر کَس هَست..باش با او..یادِ تو ما را بَس اَست..! :)
امیدوارم یادتون نرفته باشه و فور کرده باشید
در صورت فور نکردن در لیست قرار نمیگیرد✨
+ من حال تُ را وادار به گناه میکنم ، چرا بخاطر من د قید بهشت را میزنی؟
- بهشت برای من یعنی گرمایِ آغوشت ، عطرِ تنت ، لطافتِ پوستت ، معصوميتِ چشمهات ، قشنگیِ صدایت ، پاکیِ روحت ؛ بهشت برای من دروجود تُ خلاصه میشود. من حاضرم بخاطرت از آن بهشتی که همه خواهانش اند بگذرم.
+ مثل آدم؟
- آری ، تُ حوای منی ، تا زمانی که تُ را در آغوشم دارم ، بهشت آنها را نمیخوام!