کمی درباره میراثک .mp3
زمان:
حجم:
3.1M
❤️ کمی درباره میراثک ❤️
سفر به پنجرود
صدای خنده و پچپچ میراثک و نوروز و گلافزا همه اتاق را پرکرده. نوروز و گلافزا، خواهر و برادر دوقلوی دوستداشتنیای هستند که همراه پدر و مادر و پدربزرگشان در روستای پنجرود در کشور تاجیکستان زندگی میکنند. حالا چند روزی است که میراثک به دعوت بچهها مهمان خانه آنها شده و در این چند روز کلی باهم خوش گذراندند. امروز هم قرار است همراه با چهارتا از بچههای دیگر به مناسبت آمدن میراثک جشن بگیرند؛ یک جشن کوچک پر از شعر و موسیقی در کنار آرامگاه رودکی که در همین روستا قرار دارد. همه پدرها و مادرها هم دعوتند.
در این جشن هرکدام از بچهها مسئولیت کاری را به عهده گرفته است. نوروز به همراه دوستش دلشاد میخواهند یکی از شعرهای رودکی را بخوانند و گلافزا هم قرار است در گروه موسیقی تار بنوازد.
نوروز و گلافزا مشغول تمرین و آمادهکردن وسایل شدند که یکدفعه میراثک گفت: کاش میشد به هر کسی که به جشن میآید یک چیزی هم یادگاری بدهیم.
نوروز پرسید: مثلا چی؟
میراثک لبخندی زد و جواب داد: نمیدانم!
گلافزا روی سیمهای تار دستی کشید و گفت: یک شاخه گل چطور است؟
نوروز گفت: نه، به نظرم نیشالو بدهیم، اووووم ... خیلی هم خوشمزه است.
گلافزا جواب داد: آنوقت نیشالو یادگاری میماند؟ نخیر. خوراکی نه!
نوروز کمی فکر کرد و گفت: خب کتاب بدهیم.
گلافزا پاسخ داد: ما خیلی مهمان داریم. برای این همه آدم، چند تا کتاب باید جور کنیم؟ آن هم کتابهای جورواجور برای بزرگترها و کوچکترها. نه؛ خوب نیست، وقت نداریم.
میراثک ادامه داد: اصلا میخواهید از بقیه بچههای گروه هم بپرسیم؟
گلافزا با صدای بلند گفت: اینطوری خیلی بهتر است و بلافاصله تلفن را برداشت تا به زرینه، دلنازه، دلشاد و دلاور زنگ بزند.
هر کدام از بچهها چیزی گفتند: عروسک، فرفره کاغذی، کارت تبریک و بادکنک.
گلافزا گفت: از بین اینها من با پیشنهاد دلنازه موافقم؛ یعنی با فرفره کاغذی. شما چطور؟
نوروز موافق بود.
میراثک توی اتاق چرخی زد و گفت: خیلی خوبه؛ من عاشق فرفرهها هستم و چرخزنان ادامه داد: نگاه کنید عین من میچرخند. اصلا خودم همین الان یک عالمه فرفره رنگی درست میکنم و به هر کسی که آمد میدهم.
نوروز و گلافزا که از کارهای میراثک خندهشان گرفته بود گفتند: عالیه چرخ بزن فرفره! چرخ بزن!
میراثک مشغول شد:
یکی، دو تا، ده تا، بیست تا ...
سبز، زرد، آبی، قرمز ...
او با خودش گفت: روی هر کدام از فرفرهها این جمله را هم مینویسم: «این خرسندی خُرد، پیشکش به شما به یاد پدر شعر فارسی»
کمی که کارها پیش رفت نوروز گفت: بچهها بیایید برویم ناهار بخوریم. مادرم امروز اوشیپلو پخته است. گلافزا با شنیدن اوشیپلو ذوقزده شد و گفت: آخ جون؛ میراثک بدو بیا ببین چه ناهاری داریم. مزهاش فراموشت نمیشود.
بچهها ناهار را چنان با اشتها خوردند که بعدش مجبور شدند استراحت کنند تا یکوقت دلشان درد نگیرد.
یکی دو ساعت گذشت. دیگر وقتش رسید. میراثک و بچهها وسایلشان را جمع و جور کردند، لباسهایشان را پوشیدند و راه افتادند. همهچیز آماده بود برای شروع جشن. آرامگاه رودکی در یک باغ زیبا قرار داشت. میهمانان یکییکی از راه رسیدند. میراثک به هر مهمانی که میآمد، خوشآمد میگفت و یک فرفره کاغذی میداد. همه بچهها و حتی آدم بزرگها از آشنایی با میراثک ذوقزده بودند.
نسیم خنکی میوزید.
عطر دلانگیز گلهای رز همه جا را پر کرده بود.
صدای نغمه تار و کمانچه با آواز نوروز و دلشاد در فضای باغ میپیچید:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی ...
فرفرهها در باد میچرخیدند
میراثک هم چرخی زد و همراه با بچهها زمزمه کرد: بوی جوی مولیان آید همی، یاد یار مهربان آید همی...
قصه های میراثک (قسمت نهم)
سفر به پنج رود
#میراثک_قصه_متنی
#قصه_متنی
@anzalisadeghpl
هدایت شده از نهاد کتابخانه های عمومی کشور
✴️ در راستای تسهیل فرایند اهدای کتاب به کتابخانههای عمومی؛
خرید کتاب با ۳۰ درصد تخفیف از ایرانکتاب برای اهدا به کتابخانههای عمومی
✴️ نهاد کتابخانههای عمومی سراسر کشور، طرح جدیدی را برای حمایت از توسعه منابع کتابخانهها و تسهیل اهدای کتاب به کتابخانههای عمومی توسط شهروندان، از طریق سایت «ایرانکتاب» راهاندازی کرد.
به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای کشور، در راستای تقویت مجموعههای کتابخانههای عمومی و فراهم آوردن بستری آسان برای حمایت از فرهنگ کتابخوانی، طرح «اهدای مستقیم به کتابخانههای عمومی» با ارائه تخفیف ویژه ۳۰ درصدی آغاز بهکار کرد.
طبق این طرح، شهروندان علاقهمند میتوانند با خرید کتاب از سایت www.iranketab.ir، کتابها را به کتابخانههای عمومی سراسر کشور اهدا کنند.
فرایند اهدای کتاب در این طرح بسیار ساده و در چهار مرحله مشخص تعریف شده است:
۱. ورود به سایت ایرانکتاب و انتخاب کتابهای مورد نظر.
۲. انتخاب گزینه «میخواهم کتاب به کتابخانهها اهدا کنم» در هنگام خرید.
۳. اعمال خودکار ۳۰ درصد تخفیف بر روی قیمت کتابهای انتخاب شده برای اهدای کتابخانهای.
۴. ارسال مستقیم کتابها از سوی فروشنده به کتابخانههای عمومی تعیینشده در سراسر کشور.
ادامه خبر 👇
🌐 iranpl.ir/xDxK
🔊 @iranpl
📖 قصههای میراثک
💌 نامهای به میراثک
#میراثک_قصه_متنی
#میراثک_قصه_صوتی
#قصه_متنی_صوتی
@anzalisadeghpl
نامهای به میراثک
تق تق تق ... صدای چی بود؟ از کجا بود؟ میراثک اینطرف را نگاه کرد؛ آنطرف را نگاه کرد، تق تق تق... صدا از آشپزخانه به گوش میرسید. میراثک رفت توی آشپزخانه. صدا مال «کاکل به سر» بود که داشت با نوکش به پنجره آشپزخانه میکوبید. کاکل به سر کبوتر سفیدی است که مثل قدیمها گاهی برای میراثک نامه میآورد. امروز هم نامهای برای میراثک آورده. میراثک پنجره را باز کرد و بعد از گرفتن نامه برای کاکل به سر، آب و ارزن آورد. او هم خیلی تند و سریع، آب و دانه را خورد و پرواز کرد و رفت؛ چون عجله داشت. حالا نوبت خواندن نامه بود اما روی پاکت نامه، هیچ نام و نشانی وجود نداشت که معلوم شود از کجا و از طرف کی آمده؛ خیلی عجیب بود!
میراثک با کنجکاوی پاکت را باز کرد و شروع کرد به خواندن نامه:
«به نام خداوند مهربان
دوست رنگی رنگی من سلام
اگر بخواهی اسم من را بدانی من همنام آن قهرمان ایرانی هستم که همراه فریدون با ضحاک ماردوش مبارزه کرد و مردم را از ظلم او نجات داد. من در شهری در جنوب شرقی ایران زندگی میکنم. بزرگترین بنای خشتی جهان در شهر من قرار دارد. من تو را به شهر خودمان دعوت میکنم. خانه ما در خیابان سراینده شاهنامه، پلاک ۲ است؛ منتظرت هستم تا با چای و سوغاتی شیرین شهرمان یعنی کلمپه از تو پذیراییکنم.
اگر توانستی روز آغاز جشن مهرگان به دیدنم بیا.
دوستت دارم
فعلا خدانگهدار»
میراثک نامه را که خواند، لبخندی زد و زیر لب گفت: عجب وروجکی!
و بلافاصله کاغذی برداشت و نوشت:
«به نام خالق گلها و پروانهها و سنجابها
دوست عزیزم کاوه
نامه تو را خواندم. چه جالب نوشته بودی، خوشم آمد و خیلی خوشحال شدم که یک دوست عزیز برایم نامه فرستاده. دعوت تو را قبول میکنم و همانطور که خواسته بودی روز ۱۶ مهرماه، همزمان با روز آغاز جشن مهرگان به دیدنت میآیم. از همین الان طعم شیرین کلمپه را توی دهانم مزهمزه میکنم. امیدوارم بتوانیم باهم به ارگ بم هم برویم.
به امید دیدار
دوست رنگی رنگی تو
میراثک»
میراثک نامه را تا زد و داخل یک پاکت نامه قرار داد. مقداری برگ بهلیمو هم داخل پاکت ریخت تا نامهاش خوشبو شود و بعد در آن را بست و در قسمت آدرس فرستنده نوشت: ایران. کد پستی: ۱۶۴۸۱۹۵
در جای آدرس گیرنده هم با اطمینان نوشت: استان کرمان، شهر بم، خیابان فردوسی، پلاک ۲. برسد به دوست خوبم کاوه.
حالا قسمت آخر و هیجانانگیز کار را باید انجام میداد. رفت سراغ کیفش. تمبر مخصوص خودش را از آن بیرون آورد و روی پاکت چسباند و تمام!
نامه آماده بود. باید میرفت داخل صندوق پست. سالهاست که در نزدیکی خانه میراثک، یک صندوق پستی زرد رنگ همچنان سرحال و سرپا هر روز به عابران سلام میکند.
میراثک لباسهایش را پوشید تا برود نامه را داخل صندوق بیندازد اما قبل از این کار، یک عکس از داخل کشوی میزش بیرون آورد که مال چند سال پیش بود؛ وقتی به بم سفر کرده بود. نامه کاوه باعث شده بود یاد و خاطره آن روزها برایش زنده شود. یاد چیزهای جالبی افتاد که در بم دیده و شنیده بود؛ از نخلهای بلند توی بلوارها گرفته تا عطر قوتوو و کلمپه مغازههای شیرینیفروشی و آوازهایی که بچهها برای کرپوهای روی دیوار با لهجه شیرینشان میخواندند. چقدر همه چیز دوستداشتنی بود. میراثک با همین خیال شیرین قدمزنان از خانه بیرون رفت و نامه را داخل صندوق پستی انداخت و زیر لب این شعر فریدون مشیری را هم زمزمه کرد:
من دلم میخواهد
خانهای داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی میخواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند ...
قصه های میراثک (قسمت دهم)
نامه ای به میراثک
#میراثک_قصه_متنی
#قصه_متنی
@anzalisadeghpl
🖐🏻 بزن قدش!
بارکد را اسکن کنید و تماشا کنید!
#چشم_مصنوعی_شهر_سوخته
https://www.aparat.com/v/01uhW
📖 قصههای میراثک (قسمت یازدهم )
🍇 رویاهای انگوری
#میراثک_قصه_متنی
#میراثک_قصه_صوتی
#قصه_متنی_صوتی
@anzalisadeghpl
📝 در این ماجرا روستای جوزان معرفی شده است. روش کاشت انگور در این روستا به عنوان میراث مهم کشاورزی جهان به ثبت رسیده است.
به جز روش کاشت انگور در دره جوزان ملایر، سیستم کاشت مبتنی بر قنات در کاشان و روش کاشت زعفران در گناباد از دیگر مواردی است که از ایران در فهرست میراث جهانی کشاورزی به ثبت رسیده است.
📝 در این ماجرا گفته شد که یک نفر با شماره تلفن ۱۵۴۰ تماس گرفته و یک تخلف محیطزیستی را گزارش داده است. این شماره در طول شبانهروز آماده دریافت تخلفات زیست محیطی در سراسر ایران است. شما هم اگر در منطقه خودتان با تخلفاتی در حوزه محیطزیست مواجه شدید با شمارهگیر ۱۵۴۰ آن را گزارش کنید و همیار محیطزیست باشید.