گفت: «سالهاست که دیگه کسی به قبرش هم سر نمیزنه.» با خودم فکر کردم فقط آدمها نیستند که فراموش میشوند، قبرها هم فراموش میشوند. «قبر» که خودش تجسم خداحافظی و فراموشیست. فراموش کردنِ فراموشی.
آرامجای .
مادربزرگم نظریه ی بسیار جالبی داشت. میگفت هریک از ما با یک قوطی کبریت در وجودمان متولد میشویم اما
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آنقدر به تنهایی خودم عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم. تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک شوم و نزدیک که میشوم میبینم اصلا استعدادش را ندارم.
برشی از کتاب نامه ای به ابراهیم گلستان
نوشتهٔ فروغ فرخزاد
#دیالوگکتاب
به دوست داشتنِ کسانی که
صادقانه و خالصانه دوستِتان دارند
مشغول باشید
که این بهترین و زیباترین دل مشغولیِ دنیاست
آرامجای .
شعری به قلبم چسبیده است که برای نوشتنش باید قلبم را در بیاورم. #عکسنوشت
تو که نمیدانی
یک دوستداشتنهایی هست
هر آدمی از پساش بر نمیآید
امیروجود
#عکسنوشت
برای همه ی ما
همه روزها فراموش میشوند
بهجز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفتهایم