از یک جایی به بعد
آدم یکچیز بیشتر دلش نمیخواهد ..
این که ولش کنند راحت باشد ؛
حتی از این هم بهتر ،
جوریرفتار کنند که انگار مرده ای !
آرامجای .
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آنقدر به تنهایی خودم عادت کرده
کتابها آدم را سوسول بار میآوردند.
وقتی قرار بود کتاب را زمین بگذاری و سراغ زندگی واقعی بروی، آنوقت میفهمیدی که دانشگاه واقعاً هیچچیز بهت یاد نداده است.
برشی از کتاب ساندویچ ژامبون
نوشتۀ چارلز بوکوفسکی
#دیالوگکتاب
آدمها وقتی ناامید می شوند به خیلی کمتر از آنچه لیاقتش را دارند راضی می شوند و این دلیلی ست برای وجود آدمهای نالایق در زندگیمان
آرامجای .
تو که نمیدانی یک دوستداشتنهایی هست هر آدمی از پساش بر نمیآید امیروجود #عکسنوشت
باش تا میوه غرور و صبرت برسد،
ای زنی که صبحانه خورشید
در پیراهن توست؛
پیروزی عشق نصیب تو باد !
#عکسنوشت