ی چیزی درگوشی میگم و رد میشم؛
مهم اینه ک اون آدمی ک قراره کنارش باشین و تکیه گاهتون باشه؛ اخلاق و شخصیتتون رو قبول کنه و بپذیره !
وگرنه بقیه ک باد هوان، همش در حال رفت و آمدن . . !
"اگه آدمي واردِ زندگيتون شد و
همون آدمِ قبلی موندين و
دوستای نزديكتون رو فراموش نكردين،
يعنی شما جوگير نيستيد،
قدرِ خودتون رو بدونيد
ولی اینکه ما الان آدمای عصبی بی احساسی هستیم
همش تقصیر آدماییه که دوسشون داشتیم و نفهمیدن . . !
هیچوقت نفهمیدم که چرا باید کسی رو به خاطر "یک بخش" ازش دوست داشته باشی. برای موهاش، برای چشمهاش، برای یک اخلاق خاصش. این موضوع، این حس رو میده که انگار همهی وجود اون شخص، فقط توی یک چیز خلاصه شده، این حس رو میده که اون شخص چیزی جز اون بخش موردعلاقه نیست.
اگر نمیتونی انسانی رو برای هر آنچه که هست دوست داشته باشی، پس عقب وایسا.
یعنی میخوام بگم اینکه کسی رو به خاطر جزیی از کلش دوست داشته باشی، منزجر کنندهست. عمیقا.