࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐
دویدن...
✍ملیحه سادات مهدوی
من آقای مداح نیستم!
ولی اگر بودم، تمام این ده شب روضهی عمه میخواندم!
اینطور رسم است که روضهخوانها هر شبِ محرم، روضهی یکی از شهدا را بخوانند.
من هم میخواندم، اما به سَبکِ خودم!
مثلا شبِ اول که روضهی مسلم، باب است، از آنجایی میخواندم که خبرِ مسلم را آوردند، خبر آنقدر وهمآور بود که همانجا یک عده از کاروان حسین جدا شدند، زینب صورت برگرداند دید دارند میروند!
هِی نگاهِ حسینش کرد، هِی نگاهِ این ترسیدهها که به همین راحتی حسین را رها میکنند...
هر چه که باشد، خب خانم است دیگر! حتما تَهِ دلش خالی شد، اما دوید خودش را رساند به حسین: دورت بگردم عزیر خواهر، همهشان هم که بروند، خودم هستم...
بعد هم دوید سمتِ خیامِ بیبیها، آرامشان کرد، دلداریشان داد، نگذاشت یک وقت بترسند...
باز دوید سمت حسین، باز برگشت سمت زنها و بچهها...
هی دوید این سمت باز برگشت آن سو، که نگذارد یک وقت دلهره به جان طفل یا زنی بیفتد ...
یا مثلا شبِ چهارم که روضهی جناب حر را میخوانند، از آنجایی میخواندم که حر راه را بست، میگفتم زینب پردهی کجاوهها را انداخت تا یک وقت این زنها و بچهها چشمشان به قد و قامت حر نیفتد و قالب تهی کنند! بچهها را مشغول بازی کرد، زنها را گرمِ تسبیح...
همان روز، بینِ خیمهها آنقدر دوید و آنقدر به دانهدانهشان سر زد و به تکتکشان رسید که تا شب خودش از پا افتاده بود اما نگذاشت یک وقت کسی از اهل حرم، آب توی دلش تکان بخورد...
یا مثلا وقتی قرار بود روضهی هر کدام از شهدا را بخوانم، میگفتم هر کس از شهدا که به زمین افتاد زینب تا وسط میدان هروله کرد، بالای سر هر شهیدی رفت خودش همانجا شهید شد، اما نگذاشت حسین کنار شهید، جان بدهد!
برای همه شهدا دوید، به عدد تمام شهدا به دادِ حسینش رسید، از کنار تمام مقتلها حسین را بلند کرد و به خیمهگاه رساند...
اما نوبت به دو آقازادی خودش که رسید، دوید توی پستوی خیمهگاه خودش را پنهان کرد، یک جایی که یک وقت با حسین چشم به چشم نشود و خدای نکرده حسین یک لحظه از رویَش خجالت بکشد، حتی پیکرها را هم که آوردند از خیمهگاه بیرون نیامد، میخواست بگوید حسین جان اصلا حرفش را هم نزن، اصلا قابلت را نداشت، کاش جای دو پسر دوهزار پسر داشتم که فدایت شوند....
در تمام روضه ها، محور را زینب قرار میدادم و اول و آخرِ همهی روضهها را به زینب گره میزدم...
آنقدر از زینب میخواندم و از زینب میگفتم تا دلها را برای شام غریبان آماده کنم...
بعد تازه آن وقت روضهی اصلی را رو میکردم...
حالا این زینبی که از روز اول دویده، از روز اول به داد همه رسیده، از روز اول نگذاشته آب توی دلی کسی تکان بخورد...
حالا تازه دویدنهایش شروع شده...
اول باید یک دور همهی بچهها و زنها را فرار بدهد...
یک دور دنبال یک یکشان بدود، یک وقت آتش به دامنشان نگرفته باشد...
یک دور تمامشان را بغل کند یک وقت از ترس قالب تهی نکرده باشند...
در تمام این دویدنها دنبال این هشتاد و چند زن و بچه، هِی تا یک مسیری بدود و باز برگردد یک وقت آتش به خیمه زین العابدین نیفتاده باشد...
بعدِ غارتِ خیمهگاه، باز دویدنهای بعدش شروع شود، حالا بدود تا بچهها را پیدا کند...
بچهها را بشمارد و هی توی شماردنها کم بیاورد و در هر بار کم آمدنِ عددِ بچهها، خودش فروپاشد و قلبش از جا بیرون شود و باز با سرعت بیشتر بدود تا گم شدهها را پیدا کند...
بعد باز دور بعدیِ دویدنهایش شروع شود، هِی تا لب فرات بدود قدری آب بردارد، خودش لب به آب نزند، آب را به زنها و بچهها بنوشاند و دوباره بدود تا قدری دیگر آب بیاورد....
تازه اینها هنوز حتی یک خرده از دویدنهای زینب نبود...
از فردای عاشورا که کاروان را راه انداختند، تازه دویدنهای زینب شروع شد!
زینب هِی پِی این شترهای بی جحاز دوید تا یک وقت بچهای از آن بالا پایین نیفتد...
تا یک وقت، سری از بالای نیزهها فرونیفتد...
من آقای مداح نیستم
ولی اگر بودم
تمام این ده شب، روضهی دویدنهای زینب را میخواندم...
آن وقت شب یازدهم که مجلسم تمام میشد و بساط روضهها از همه جا جمع میشد، دیگر خیالم راحت بود، اینها که روضههای زینب را شنیدند، تا خودِ اربعین خواهند سوخت، حتی اگر دیگر جایی خبر از روضه نباشد...
✍ملیحه سادات مهدوی
اجر این روضه و اشکی که با خوندن این چند سطر به چشم کسی بیاد، تقدیم به پدر و مادرم که همه چیزم و بطور خاص محبت اهلبیت رو مدیونشون هستم.
࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐
🌱طیبستان ارمغان سلامتی برای شما👇
https://eitaa.com/joinchat/21823670C9ee0c1dc91
࿐჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ࿐
8.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥دیگه نمیذاریم عاشورا رو مکتوم کنید
🌱طیبستان ارمغان سلامتی برای شما👇
https://eitaa.com/joinchat/21823670C9ee0c1dc91
هدایت شده از مکتب خانه قرآنی حکیم
🏴🏴🏴
◾تحلیل کلمه عباس با علم الحروف به مناسبت شب تاسوعا :
✔️عباس: در لغت : عبوس
در علم الحروف یعنی:
آگاهی وشناختی ابتدایی برای رسیدن به آرامش و آسایش
◾ابجد کبیر:۱۳۳:::قلج :بقایی خاص برای رسیدن به عظمت
◾ابجد صغیر:۱۳::::یج:همراهی عظیم وباشکوه
☑️ عباس یعنی:
آگاهی و علم یا همان نوری که انسان را آماده ی دریافت آرامش و آسایش میکند(عباس تا زمانی که علمدار و سپهدار بود،تمام اهل خیمه احساس آرامش و آسایش میکردند ولی باشهادتش،آرامش و آسایش از وجود اهل خیمه رفت...
✔️عباس یعنی ،بسیار با عظمت و دارای هیبت بوده که هرکس به او روی می آورد، در عظمت و هیبت خود باقی میماند ...
آماده شده توسط یکی از اعضای فعال مکتب خانه🌹
#السلامعلیکیااباعبدالله
#تحلیلاسممبارکعباس
#مکتبخانهقرآنیحکیم
@maktabkhaneh_hakim
هدایت شده از مکتب خانه قرآنی حکیم
قطره ای از تحلیل معنایی حسین:
حقیقتی آرامش بخش که همراهی کننده هست برای رسیدن به کانون هستی بخش
حسین،همان نوری است که با آرامش کامل، انسانها را به خداوند وصل میکند(همان کشتی نجات است)
۱۲۸:قکح:ماندگاری بخشایشگر برای رسیدن به اصل حقیقت (امام حسین،در تمام دلها،ماندگاری دارد و با بخشش عجیبش (یعنی آنقدر میبخشد تا ) انسانها را به وجود خداوند، برساند)
128 : ۱+۲+۸ =11:عدد 11همان ابجد هُو میباشد
یعنی امام حسین(ع) قراراست، تمام عالم را با هدایت، به کانون و مرکز نور الهی برساند
معادل عدد۱۱:(یا):همراهی حقیقی
حقیقتی آرامش بخش/ کانون هستی بخش/ماندگاری/بخشش/ همراهی حقیقی
✔️تحلیل نهایی:
امام حسین (ع) همان حقیقت و نوری است ماندگار که به خودی خود، آرامش را بر تمام دلها حکم فرما میکند و انسانها را تا رسیدن به کانون هستی بخش و نور الهی ،همراه هست واین همان بخشش حسین(ع) هست(او چراغ هدایت و کشتی نجات است)
#تحلیلمعناییحسین
#مکتبخانهقرانیحکیم
#حکیممحسناسماعیلی
به کانال سراسر نور مکتبخانه قرآنی حکیم بپیوندید.
#زبرجد
🎰کد: s۳۷۹
📟وزن: ۴ قیراط
↕️عرض: ۰.۸ سانتی متر
↔️طول: ۱ سانتی متر
💰قیمت: ۱.۴۰۰.۰۰۰هزار تومان