eitaa logo
شهدای دوغائی
229 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.3هزار ویدیو
3.1هزار فایل
کانال فعالیت فرهنگی
مشاهده در ایتا
دانلود
اولین باری که رفتم توالت دانشگاه روی در نوشته بود: به امید جاذبه نباش و زور بزن!😂😜 خیلی جمله فلسفی و جالبی بود امید به زنگیو زیاد می کنه 😂😂🤣 . . به نام خداوند بیزار از ناامیدی سلام 🔹امیر المومنین علیه السلام: أَعظَمُ البَلاءِ اِنقِطَاعُ الرَّجَاءِ. بزرگترین بلا، ناامیدی است. (📗غرر الحکم، ✨ح 2860) و 🌿! حتی اگر طنابِ طاقتت به باریک ترین رشته اش رسید حتی اگر از زمین و زمانه بریدی حتی اگر به بدترین شکلِ ممکن، کم آوردی... در ذهنت مرور کن؛ تمامِ آرزوهایِ محال دیروز را که امروز، زیرِ دست و پایِ روزمرگی ات، جولان می دهند تمامِ آن ثانیه هایی که مطمئن بودی نمی شود، اما شد! تمامِ آن لحظه هایی که فکر می کردی پایانِ راه است، اما نبود! می بینی؟! خدا حواسش به همه چیز هست؛ پس صبورانه دوام بیاور...
😧😳😮زباله های طلائی🤭😶😓 🚩 طرف از خارج، واسه مامانش یه طوطی سخنگو پنج زبانه میفرسته واسه روز مادر🦜 بعد یه هفته زنگ میزنه به مادرش میگه مامان هدیه روزت چطور بود؟😃 سوپرایزه خوبی بود.خوشت اومد ؟؟؟؟😍 مامانش میگه : پسرم این چی بود واسم فرستاده بودی😐 باورکن 4 ساعت تو زودپز بود تازه نیم پخت خوردیمش 😐😒😂😂 . . . . 🔹وقتی ارزش چیزی رو ندونیم نمی تونیم سرجاش ازش استفاده کنیم. وقتی نمی دونیم ارزش قرآن چیه هیچ وقت استفاده درستی ازش نداریم. صدای قرآن شده علامت مرگ و متنش شده تزئینات دیوار ها و خودش شده پر کننده ویترین های خونه.تازه اگه تو انباری و زیر یه خروار خرده ریزه بدرد نخور نباشه. 😔😔😔 🔹همین میشه که روز قیامت پیامبرمون با تموم مهربونیش از ما ناراحت میشه و به خاطر برخورد بدمون با قرآن پیش خدا ازمون شاکی میشه. وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا پیامبر [درقیامت‌] می‌گوید: ای پروردگار من بدون شک قوم من این قرآن رو دور انداختند. 🔹جای قرآن که حرف های مستقیم خدا با بنده هاشه تازه اونم تو پی وی،تو قلب و جون و لحظه لحظه زندگیمونه . نه زیر گرد و غبار. 🌱
🌿 حتما بخوانید‼️ - برای تسلیت گفتن به یکی ازخانواده هایی که فرزند جوان خودرا ازدست داده بودند رفتم.. - پدر میت خدا رحمتش کند بلندشد و کنارم نشست و دستم را در دست خودش گرفت و گفت: ای فلانی..این تقاص ظلم وستمی هست که 30سال قبل مرتکب شده بودم.. وهنوز هم دارم عواقبش و بلا ومصیبتهایش را می چشم.. 30 سال قبل من در عنفوان جوانی ام بودم مغرور از جوانی و زور بازو.. ماشینی داشتم که به آن فخر میکردم و جلو مردم ویراژ و پز میدادم... یکی از روزها سگی را دیدم که چند تا ازتوله هایش هم باهاش بود..باخودم گفتم بزار یکی ازتوله هایش را جلو چشمانش باماشین زیر بگیرم تاعکس العمل وآه وناله مادرش راببینم.. وهمین کار راکردم.. توله سگ بیچاره را لت و پار کردم بطوریکه خون وتکه های گوشتش بر جسم مادرش پاشیده شد.. ومادربخت برگشته داشت پارس میکرد وفریاد وشیون سرمیداد ومن نگاهش میکردم ومی خندیدم... ازآن روز همه بلاها درتعقیب من بود بدون توقف.... هر روز یک مصیبتی برمن نازل میشد.. وآخرین وسخت ترینش دیروز بود که محبوبترین وعزیزترین پسرانم وجگرگوشه ام که تازه ازدبیرستان فارغ شده وآماده ورود به دانشگاه بود و در او همه جوانی وآرزوهایم رامی دیدم..درجلو چشمانم پرپرشد ماشینم راکنارجاده متوقف کرده واو را برای گرفتن چند تا فتوکپی ازاونطرف خیابون.. پیاده کردم وازشدت حرص و محبتم به اوکه نگرانی سلامتی اش بودم خودم شخصا پیاده شدم وازخلوت بودن خیابون مطمئن شدم..وبهش گفتم حالا ازخیابون رد شو.. ناگهان ماشینی که مثل برق رد میشد جلو چشمانم او را زیر گرفت وخون او لباسم را رنگین کرد.. ومن نگاهش میکردم وگریه وآه وناله سرمیدادم.. اونجا بود که به خدا قسم همان سگ جگرسوخته درجلوچشمام ظاهرشدواون بلایی که 30 سال قبل سرش آوردم بیادم اومد.. قصه ای سرشارازعبرت.. که خداازظالم انتقام مظلوم رامیگیرد حتی اگر یک حیوان زبان بسته وسگی باشد..دیر یازود.. عبرت بگیریم💔
🌿 😔 مادر تنها کنج خانه نشسته بود و پسرک، بی‌توجه غرق در فیسبوک، این پست را گذاشت تا لایک جمع کند: «همه هستی ام مادرم❤️» 🍃 دخترک در لاین عکس کارگری پیر را گذاشت و زیرش نوشت: «پدر زحمتکش چند تا لایک دارن؟» همزمان پدر پیرش صدایش کرد: «خترم ناهار آماده است.» 😡😤 دختر داد زد: «من میل ندارم، صد دفعه نگفتم وقتی تو اتاقم هستم انقد صدام نکنید!» 😏 پست دختر کلی لایک خورده بود! 🌵 مرد تابلوی خاتم کاری شده زیبایی را که خریده بود روی دیوار نصب کرد. همسرش گفت:«زنگ زدی حال برادر بیمارت رو بپرسی؟» مرد با عصبانیت گفت:«الان حوصله ندارم.» 🖼 روی تابلو خاتم کاری شده نوشته شده بود 👈 «بیا تا قدر یکدیگر را بدانیم.»🤔 📚