آیت الله بهجت:
[ائمه علیه السلام] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما میآییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
✍️منبع : کتاب جرعه وصال
@Asemani_bashim
مرحوم کل احمد آقا تهرانی نقل می کردند که:
« از عالم غیب به کل موجودات، خیری جاری می باشد که وصف ناشدنی است؛ و هر کس که مجالس اهل بیت علیهم السلام را احیا کند، در این خیر شریک خواهد شد.»
✍️منبع : کتاب رند عالم سوز
@Asemani_bashim
حجت الاسلام قدس می گوید: « روزی آیت الله بهجت فرمودند: یکی از علمای نجف اشرف به جهت بیماری به تهران می آید و بعد از مراجعه به پزشک و تشکیل کمیسیون پزشکی بنابر آن می شود که آقا از ناحیه مغز عمل جراحی شود، آقا خیلی وحشت زده شده و سخت ناراحت می شود و اجازه می گیرد به مشهد مقدس مسافرت نماید.
پس از تشرف و توسل شبی در خواب می بیند آقای بزرگواری نزد ایشان می آید و می فرماید: چرا اینقدر ناراحت هستید صلاح دیده شد که عمل نشوید و با دارو معالجه شوید. از خواب بیدار می شود و می گوید: نتیجه گرفتم، به تهران برویم. به تهران می آیند، پس از مراجعه مجدد به پزشک، رئیس کمیسیون طبی آقا به او می گوید: ناراحت نباشید صلاح دیده شد که عمل جراحی انجام نشود، با دارو معالجه می کنیم.
با تطبیق این گفتار در خواب و بیداری بر یقین او می افزاید و با توسل به ثامن الحجج علیهم السلام معالجه نموده و شفا می یابد. »
✍️ خبرگزاری مشرق کد خبر 198106
@Asemani_bashim
آیت الله جوادی آملی:
از وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آلاف التحية و الثناء) رسيد که «أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»؛[2] بدترين دشمن اين نفس امّاره است که مأمور اجراي ابليس است. حضرت فرمود بدترين دشمن شيطان است، براي اينکه شيطان از ما آب و خاک و بدن نميخواهد، اينها به هر حال گذشتني است؛ چه از ما بگيرند و چه از ما نگيرند، ما رها ميکنيم و ميرويم. آنچه را که شيطان از ما ميخواهد در درجه اوّل ايمان است، در درجه دوم آبرو است؛ تا اين دو را از آدم نگيرد رها نميکند. اصرار وجود مبارک حضرت امير(سلام الله عليه) در اين نامه به فرمانده لشکر؛ يعني شريح بن هاني اين است که مواظب باشيد! اين دو چيز را اين شيطان ازآدم نگيرد. شيطان کاري به آب و خاک ما ندارد، کاري به ما ندارد؛ گاهي هم ممکن است از راه رشا و ارتشاء و مالهاي حرام، وضع دنيايي انسان را روشنتر نگه بدارد به زعم آنها؛ ولي اين دو چيز را از ما ميگيرد: اوّل ايمان، بعد آبرو. حالا اينطور نيست که اگر کسي را ـ معاذالله ـ از ايمان به در آورد، حيثيت او را نگه بدارد
✍️جلسه درس اخلاق (1395/12/05)
@Asemani_bashim
آیت الله بهجت:
خدا میداند؛ سؤال کردند از ابنحنبل [که] افضل صحابه کیست؟ یک کسی را گفت ـ نمیدانم چه کسی را ـ گفت: چرا علی علیهالسلام را نگفتی؟ تو که به علی اخلاص داشتی. [ابنحنبل] گفت: شما از «صحابه» سؤال کردی؛ [اما] علی از صحابه نیست؛ علی علیهالسلام نفْس پیغمبر است؛ جان پیغمبر است؛ روح پیغمبر است. [آیا] او از صحابه است [تا] حکمی که برای صحابه است، برای علی [هم] کنیم؟!
✍️پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت
@Asemani_bashim
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر جور حساب کنی کوتاهی کردیم
حاج آقا بندانی نیشابوری
https://eitaa.com/joinchat/3916169218C1b02e7befc
https://chat.whatsapp.com/DvFmp20Qar8ArJU48BclWb
https://t.me/+O89zpgj_eeae6IDf
حاج آقا فاطمي نيا:
"السّلام عليك يا عليّ بن موسي الرضا"
مداومت بر زيارت امام رضا عليه السلام از راه دور نيز آثار و بركات فراواني دارد.
چنانچه در احوال علماي بزرگ آمده است كه هر وقت توفيق حضور در حرم مطهر ثامن الحجج حضرت رضا عليه السلام را نداشتند ، از راه دور ارتباط خود را با حضرت حفظ ميكردند كه چشمه هاي معرفت بي شماري نيز براي آنها گشوده ميشد.
البته در زمان زيارت حضرات معصومين عليهم السلام ، چه از نزديك و در حرم مطهرشان ، چه از راه دور ، بايد حضور قلب و توجه باطني به آن وجود نوراني داشته باشيم.
کانال رسمی استاد
@Asemani_bashim
نویسنده ای ثروتمند در بلاد ربیعه بنام یوسف بن یعقوب بود. شخصی از او پیش متوکل سخن چینی کرد. متوکل او را طلبید تا جریمه و سیاست کند. یوسف در بین راه که به طرف سامرا می آمد خیلی آشفته خاطر بود نزدیک (سر من رآی) که رسید گفت خود را از خداوند می خرم به صد اشرفی هرگاه از متوکل به من آسیبی نرسید آن صد اشرفی را می دهم به ابن الرضا (امام هادی علیه السلام) که از اولاد علی بن ابیطالب است و خلیفه او را از حجاز به سامرا آورده و خانه نشین کرده و شنیده ام از جهت معیشت به ایشان خیلی سخت می گذرد.
همین که به دروازه سامرا رسید با خود گفت خوب است قبل از آنکه پیش متوکل بروم صد دینار را خدمت آن آقا ببرم؛ ولی متوجه شد که منزل آنجناب را بلد نیست، فکر کرد اگر از کسی بپرسد مبادا به متوکل خبر دهند که او از منزل ابن الرضا سراغ می گرفته و خشمش بیشتر شود.
در این موقع گفت بر خاطرم گذشت که الاغ را آزاد بگذارم شاید به لطف خداوند بدون پرسش به منزل ایشان برسم. گفت الاغ را آزاد گذاشتم از کوچه و بازارهای زیاد عبور کرد تا اینکه بر در منزلی ایستاد هر چه سعی کردم از آنجا رد نشد. پرسیدم از شخصی اینجا منزل کیست؟ گفت منزل ابن الرضا امام رافض است. گفتم همین قدر در عظمت و شرافت این آقا بس که بدون پرسش مرکب سواری من بر در خانه او ایستاد.
در این اندیشه بودم که غلام سیاه پوستی بیرون آمد و گفت یوسف بن یعقوب تو هستی؟ گفتم آری. گفت پیاده شو و مرا به داخل منزل برد و خودش وارد اطاق شد. با خود گفتم این دلیل دوم، غلامی که مرا ندیده چگونه از نامم اطلاع داشت. من که تاکنون به این شهر نیامده ام؟ برای مرتبه دوم غلام آمد و گفت آن صد اشرفی که در آستینت پنهان کرده ای بده. با خود گفتم این هم دلیل سوم. غلام رفت و فورا برگشت. مرا به قسمت داخلی منزل راهنمائی کرد. الاغ را بستم و داخل شدم.
دیدم مرد شریفی نشسته فرمود ای یوسف آیا آنقدر دلیل ندیدی که اسلام اختیار کنی؟ گفتم به اندازه کفایت مشاهده کردم. فرمود هیهات تو مسلمان نمی شوی ولی فرزندت اسحق مسلمان خواهد شد و او از شیعیان و دوستان ما است، یوسف! بعضی از مردم خیال می کنند محبت و دوستی شما با ما فایده ای ندارد به خدا چنین نیست هر که با ما محبتی کند بهره اش را می بیند چه از اهل اسلام و چه غیر مسلمان اینک با خاطری آسوده پیش متوکل برو و هیچ تشویش و نگرانی نداشته باش از او بتو آسیبی نمی رسد، وقتی وارد شهر شدی خداوند ملکی را مقرر ساخت راهنمای حیوان سواری تو شد و او را آورد تا در خانه و این حیوان نیز در روز رستاخیز داخل بستانهاخواهد شد. اسحق پسر یعقوب پس از بازگشت پدرش و شنیدن جریان مسلمان شد. حال پدرش را از حضرت پرسیدند فرمود چون بر دین نصاری مرد ناچار وارد جهنم می شود ولی به واسطه دوستی که با ما داشت و مرا کمک کرد آتش او را نمی سوزاند.
✍🏻مجمع النورین، نقل از خرایج و بحار، ج 12
@Asemani_bashim
آیت الله بهجت:
شخصی در راه مکه همیانش گم شد و شاید در دریا افتاد. وقتی که به نجف اشرف برگشت به امیرالمؤمنین علیهالسلام متوسل شد. شب حضرت را در خواب دید، حضرت به او فرمود: همیانِ تو در قم نزد میرزای قمی۱ است. وی به قم آمد و سراغ میرزا رحمهالله را گرفت. او را به خانه میرزای قمی راهنمایی کردند. هنگامی که به در خانه ایشان رسید، مرحوم میرزا پیش از ملاقات و بازکردن در خانه و بدون سؤال، از سوراخِ در، همیان را به او داد. وی آن را باز کرد و دید همیان اوست و به محل زندگی خود بازگشت. وقتی که به محل زندگی بازگشت، به او گفتند: چرا چنین آقایی را رها کردی؟! دوباره به قصد خدمت به مرحوم میرزا به قم مراجعت نمود، ولی وقتی رسید، دید که آقا مرحوم شده است. خادم قبرش شد تا اینکه از دنیا رفت و نزد میرزا دفن شد و اکنون قبر او داخل مقبره میرزا قرار گرفته است.
در محضر بهجت، ج۱، ص۴۱
@Asemani_bashim
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:
خداوند زیبا است و زیبایی و خود آرایی را دوست دارد و بینوایی و قیافه فقر آلود را ناخشو دارد. هرگاه خداوند به بنده ای نعمتی داد، دوست دارد اثر آن را در او ببیند، عرض شد چگونه؟ فرمودند: لباس تمیز بپوشد، خود را خوشبو نماید، خانه اش را گچکاری کند، جلو در حیاط خود را بروبد، حتی روشن کردن چراغ پیش از غروب خورشید، فقر را می برد و روزی را زیاد می کند.
✍️میزان الحکمه، ترجمه شیخی، ج 2، الجمال.
@Asemani_bashim
دلم پر می زند امشب برای حضرت باقر
که گویم شرحی از وصف و ثنای حضرت باقر
ندیده دیده ی گیتی به علم و دانش و تقوا
کسی را برتر و اعلم به جای حضرت باقر
https://eitaa.com/joinchat/3916169218C1b02e7befc
https://chat.whatsapp.com/DvFmp20Qar8ArJU48BclWb
https://t.me/+O89zpgj_eeae6IDf