❤️|•
سلام ای صاحب صبح رهایی
سلام ای مظهر عدل خدایی😍
سلام ای صاحب جمعه کجایی؟
السلام علیک یاصاحب الزمان✋
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt
#قرار_همیشگی👇🏻🕊👇🏻
دعای_فرج📜
ٻِسمِ_اللہِ_الرَّحمَڽِ_الڔَّحِیم...
💛اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ
🌸وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
💛وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ
🌸واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
💚الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى
🌸الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
💚مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ
🌸الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ
💛وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ
🌸عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً
💛كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا
🌸مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ
💚اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى
🌸فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ
💚الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى
🌸اَدْرِكْنى اَدرِکنی
💛الساعه الساعه الساعه
🌸العجل العجل العجل یاارحمن راحمین بحق محمد وآله طاهرین
(خواندن دعای فرج
به نیت سلامتی و
~♡ ~ تعجیـل در فرج مولامـون)
.
.
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج 🌱
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt
«بسیجی کسی است که نورش،
خورشید را،
موجش دریا را،
استواریش کوه را،
عزمش آهن را،
وسعت روحش جهان را،
صفتش واژه ها را،
بی نامیش نام را،
سوزش آتش را،
سرعتش باد را
و شهره اش تمام اسطوره ها را خجل کرده است».
✨ هفته ی بسیج بر بسیجیان مخلص وایثارگر مبارک🌸
یاد شهیدان #بسیجی باذکر #سه صلوات🌹
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt 🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⏯ #شور احساسی #شهدا
🍃با یه سلام به حضرت خورشید
🍃همیشه یاد بارون می افتم
🎤 #سید_رضا_نریمانی
👌فوق زیبا
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt 🌺
#خاطرات_شهدا 🕊
#شهید_شوشتری
با دیدن این عکس📸 گفت:
عکس عجیبی است ...
#نشستهها پرواز ڪردند ، 🕊
ولی ما #ایستادهها ،
هنوز هم ایستاده ایم !
کاشکی من هم توی این عکس
آن روز مینشستم ،
بلکه تا امروز #شهید شده بودیم!💔
📎 سردار شهید نورعلی شوشتری✨
نفر اول ایستاده از سمت چپ در تصویر
#یادشهداباصلوات
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌸
@asganshadt 🌸
#برکت_در_کارها
🔸مسئولیت سنگینی گرفته بودم. یک روز #شهید تهرانی مقدم🌷 پیش من آمد و گفت دوست داری #کارت خوب پیش برود⁉️ گفتم: بله.
🔹گفت: به تمام نیروهای تحت امرت بگو بگویند "خدایا ما این کار را #برای_تو انجام می دهیم اگر ثواب دارد آن را تقدیم #حضرت_زهرا (سلام الله علیها) می کنیم"
🔸بعد از آن به صورت عجیبی کارهای ما درست می شد👌 بیایید #نیت کنیم بگوییم: خدایا ما کار خوبی نداریم😔 همین اندک کارهای خوبمان را هم تقدیم #حضرت_زهرا (سلام الله علیها) می کنیم. ان شاء الله کارهای ما هم وسط کارهای خیر ائمه قرار می گیرد✅ و اجر و قرب و #برکت پیدا می کند.
#شهید_حسن_تهرانی_مقدم
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt
❁ ﷽ ❁
✺•°در جـداݪ ِ عقـݪ و عشـق
عشـــ❣ــق...
پیـــــروز میـداݩ استــ ...
و عشـ❣ــق یعنــے ...
رسیــدݩ به خــــدا ..
وعشـــق یعنـے #شهادتـــــــ
#شبتون_شهدایی
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌸
@asganshadt
#روایٺــ_عِـشق ✒️
💠عبدالصالح تنها یک آرزو در دنیا داشت و برای آن بسیار تلاش میکرد. قبل از عقد به من گفت: دعایی دارن که ختما وقت عقد آن را برایم بخواه.
💠وقتی برای عقد رفتیم ، با فاصله از هم نشستیم. آن لحظات تمام دغدغه ام این بود که با این فاصله چطور به او بگویم چه دعایی داشت؟
💠حتما او هم نمی توانست با صدای بلند خواسته اش را بگوید . تا لحظاتی دیگر خطبه جاری میشد و من از خواستهٔ صالح بی خبر بودم ! نمی دانستم چه کنم.
💠در همین اثنی ، خواهر آقا صالح، جلو آمد و یک دستمال کاغذی تا شده به من داد و گفت این را داداش فرستاد. دستمال را باز کردم و روی دستمال برایم دعایش را نوشته بود: «دعا کن من #شهید شوم»
✍به روایت همسربزرگوارشهید
#شهید_عبدالصالح_زارع🌷
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌸
@asganshadt 🌹
راوی:عباس هادی
پنج ماه ازشهادت ابراهیم گذشت.هرچند مادرازمامی پرسید:چراابراهیم مرخصی نمی آید،بابهانه های مختلف بحث راعوض می کردیم!
مامی گفتیم:الان عملیاته،فعلانمی تونه بیادو...خلاصه هرروز چیزی می گفتیم.
تااین که یک بار مادرآمده بودداخل اتاق.
روبه روی عکس ابراهیم نشسته واشک مریخت!جلو آدم. گفتم:مادر چی شد!؟
گفت:من بوی ابراهیم روحس می کنم!ابراهیم الان توی این اتاقه!همینجاستو...
وقتی گریه اش کمتر شدگفت: من مطمن هستم که ابراهیم شهید شده.
مادرادامه داد:ابراهیم دفعه اخر خیلی فرق کرده بود،هرچه گفتم:بیا بریم خواستگاری،می خوام دامادت کنم،امااومی گفت: نه مادر من مطمنم که برنمی گردم.نمی خواهم چشم گریانی گوشه خانه منتظر من باشه!
چند روزبعد دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود وگریه می کرد. مابالاخره مجبورشدیم دایی رابیاوریم تابه مادرحقیقت رابگوید.
آن روز حال مادر به هم خورد.ناراحتی قلبی اوشدیدترشدو درسی سی یو بیمارستان بستری شد!
سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا(س) می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل وچهار برود.
به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام می نشست.
هرچند گریه برای او بد بود. اماعقده دلش را آنجا باز می کرد وحرف دلش را با شهدای گمنام می گفت.
📚کتاب سلام برابراهیم1
(صفحه220و221)
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت
@asganshadt 🌺
ما از حلالش گذشتیم ....
شما نمی خواهید از حرامش
بگذرید ؟
💚" پیام شهید "💚
اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 👇
@asganshadt