eitaa logo
اشعار "عاصی"
505 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
61 فایل
👌اشعار مذهبی سیاسی اجتماعی عاشقانه طنز و انتقادی... ❤همراهمان باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اشعار عاصی
عاشق نمی‌شوی سر این شرط بسته‌ام نه... حاضرم ببازم و مال خودم شوی
دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟ خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌ گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟ 🌺🍃
وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی چشمِ بد دور! غزل‌خوان شده باشی جایی بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی چون ‌که در آینه حیران شده باشی جایی بی‌گناهی‌ست که تهمت زده باشند به او باد، وقتی‌که پریشان شده باشی جایی ماهِ من! طایفه‌ی روزه‌بگیران چه ‌کنند؟ شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی صورت پنجره در پرده نباشد از شرم کاش! وقتی‌که تو عریان شده باشی جایی من نشستم بروی مِی بخری برگردی ترسم این است مسلمان شده باشی جایی! 🌹🌹🌹
دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد موجی كه عاشق می‌شود ساحل ندارد باید ببندم كوله‌بار رفتنم را مرغ مهاجر هیچ‌جا منزل ندارد من خام بودم، داغ دوری پخته‌ام كرد عمری که پایت سوختم، قابل ندارد من عاشقی كردم تو اما سرد گفتی: از برف اگر آدم بسازی دل ندارد باشد ولم كن با خودم تنها بمانم دیوانه با دیوانه‌ها مشكل ندارد وقتی که حقِ دل نداری، میهمانی مهمان که جایی حق آب و گل ندارد شاید به سرگردانی‌ام دنیا بخندد موجی كه عاشق می‌شود ساحل ندارد 🍃🌹🍃🌹
من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست هر جا نکنی باز سر درد دلت را چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست ای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانم این لحظه که حرفت سند معتبری نیست دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست یا پشت خداحافظی من سفری نیست من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست 🍃🌸🍃🌸