•
کاش «قلبم»را «نشان» داده بودم!
با خودم عهد کرده بودم
در حرمِ امامرضا(علیهالسلام)
چیزی نخواهم،بخصوص حوائج دنیوی!
يکبار که به زیارت رفته بودم،
عبای من آنقدر پارگی داشت که
در مشت میفشردم تا
پارگی آن معلوم نباشد و
نمیخواستم از حضرت بخواهم که
وضعیت عبای من اینگونه است و
آبروی من میرود،تا عبائی مرحمت کنند!
ولی پنهانی«عبا»را به ضریح نشان دادم،
ولی نگفتم عبای من از بین رفته!
همینکه عبا را نشان دادم،
یک نفر از پشت سر «عبا» را
از دوشم برداشت و یک عبای عالی
بر دوشم انداخت،
برگشتم ولی کسی را ندیدم!
با خودم گفتم:
سید اسدالله!
کاش به جای «عبا»،
«قلبت» را نشان میدادی!
|شهیدآیتاللهسیداسداللهمدنی|
@ashk128
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
برداشتم از زندگی؛
آنچه خواندهام و لمس کردهام،
خلاصهاش این است که
تنها راهِ سعادتِ رسیدن به کمال،
بندگی خداست و
بندگی او در اطاعت از اوامرش و
ترک نواهِیَش میباشد.
|شهیدروحانیمصطفیردانیپور|
@ashk128
•
امامرضا(علیهالسلام)
مهربونیِ خیلی عجیبی داره،
این حرف من نیستا،
حرفِ همهٔ زائرا و
بچه محلیهایِ آقاست!
میگن که:
با همه بدیها و بدقولیها
بازم آقا راهمون میده،
خیلی عجیب هم تحویلمون میگیره!
به قول حاجفیروز:
دامن آلوده و بار گناه آورده ام،
گرچه آهی دربساطم نیست آه آوردهام،
هرکهبودموهستم برکسیمربوطنیست،
بر "امامِمهربان" خود "پناه" آوردهام...
📍حرمامامرضا_صحنانقلاب
_دعاگویم...
@ashk128
|أَشْکْ|
•
اینجا
نقطهای از
"بهـشـتــــ"
#أَلسَّلٰامُعَلَیکَیٰاعَلیبنِموسَیأَلرّضٰا
@ashk128
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
ما بیصاحب نیستیم!
بیصاحبها برن غصه بخورن؛
صاحبمون دستمونو میگیره،
اگه دستمونو دراز کنیم...
|حاجآقامجتبیتهرانی|
@ashk128
•
دعوت به یه نسکافه!
تو یه حسینیهٔ کوچیک،
کُنج یه خونهٔ باصفا،
اتاق نُقلی و معنویِ یه شهید،
توشهرِامامرضا(علیهالسلام)؛
اتاقی پُر از وسایل خاص،
تحفههایی از جنسِ نور،
از مکانهای بهشتیِ روی زمین!
کربلا،سوریه،مشهد،قم و...
و خاطرات و روایتهای ناب از
یه مادر شهید،
مادری از جنسِ
اصحاب کربلا
"مادرِشهیدانبختی"
"ادامهدارد...(۱)"
📍مشهد_منزلشهیدانبختی
@ashk128
•
خاطرات از بچهها که زیاده،
وقت که ن،
یه دلی میخواد که
تحمل شنیدنش رو
داشته باشه،
حاجخانم وقتی
با تمام عشق از
بچههاش روایت میکنه،
همیشه لبخند میزنه ولی
نمیدونم چرا گوشهٔ چشمش
خیس میشه و اشک میاد!
پس یعنی میشه همزمان
خندید و گریه کرد؟!
گوشهٔ کتابِ خاطراتِ
مصطفی مجتبی مرتضی
رو امضا کرد و هدیه داد...
"ادامهدارد...(۲)"
@ashk128
•
تک تکِ وسایلایِ داخلِ
خونه و اتاق و کمد،
روایت و خاطره دارن!
چه وسایلِ بچهها،
چه تحفههای بهشتی
از حرمهای اهلبیت!
_از تربت امامحسین
که روز عاشورا سرخ میشه!
_از گلهای حرم حضرتِرقیه!
_از پوکههای سنگر مصطفی و مجتبی!
_از سجاده و مُهرِ نماز مصطفی!
_ازگوشیومُهریکه متبرکِبهخونِشهید!
و خیلی چیزای دیگه که
باید نشست و شنید و گریست...
"ادامهدارد...(۳)"
@ashk128