eitaa logo
اَشک
19 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هویّتم‌همه‌ازاوست بنده‌ راچه‌نشانی... غلاٰم‌خانه‌ی‌مولاشناسنامه‌ندارد... . کپی؟حلالت کانال اصلی؛ https://eitaa.com/Mah_Fan
مشاهده در ایتا
دانلود
مُنقَذ بن مَرّه قاتلِ حضرت علی اکبر بود. جنابِ مختار قصاصش کرد. زمانی که مختار او رو دستگیر کرد گفت من تنها نبودم! هزار سوار با من همراه بودن که علی بن الحسین رو به شهادت رسوندیم! و با بارشِ تیرباران، به همراهِ اون هزار سوار، به فرزندِ حسین تاختیم و به ضربِ نیزه و شمشیر او رو به قتل رسوندیم...
سیدالشهدا به پیکرِ علی اکبر رسید. نقلی هست که میگه با آستینِ لباسش، خون و گرد و غبارِ رویِ اکبرش رو تمیز کرد و لبانش رو به لبانش گذاشت تا ببینه علی اکبر نفس میکشه یا نه اما وقتی سیدالشهدا رسیده بود علی اکبر شهید شده بود... سیدالشهدا که دید نفس نمیکشه نوشتن بُکاءً عالیاء! بلند بلند میگریست...
؛
بسم‌الله
خانم جان حضرت ام البنین، حضرت عباس رو باردار بود. دایی هایِ حضرت قمر هم در منزل بودن و سیدالشهدا هم حاضر بود. تازه پا بر سنینِ جوانی گذاشته بود سیدالشهدا.
خانم جان نشسته بود اما هرگاه سیدالشهدا که رد میشد، خانم جان به تمامِ قد به احترامِ سیدالشهدا می ایستاد و قیام میکرد! چند مرتبه این اتفاق افتاد... برادرانِ خانم جان بهش گفتن خواهرجان تو بارداری! چه کاریه که با این وضعیت هر بار به احترامِ حسین می ایستی؟ فرمود خیال میکنین که دستِ خودمه؟ تا حسین رو می بینم یه چیزی باعث میشه که به احترامش از جا قیام کنم! حتا در رَحِمِ مادر هم به برادرش احترام میذاشت...
جنابِ سلمان محمدی نقل میکنه بعد از اینکه مولاعلی به خلافت رسید، البته خلیفه که بود! بعد از پس گرفتنِ حقِ غصب شده درسته! طبقِ رسمِ اون روزها، حاکمانِ همسایه یا تحتِ امرِ مولاعلی، برایِ خلیفه هدایایی میفرستن جهتِ تبریکِ جایگاه.
سلطانِ یمن هم برایِ مولاعلی هدایایی فرستاد که به وزیرِ اعظمِ یمن دستورِ اهدایِ هدایا رو داد. وزیر اعظمِ یمن واردِ شهرِ کوفه شد و به خدمتِ مولاعلی رسید.
برایِ مولاعلی یک کلاه خودِ جنگیِ زَر نشان و طلا، زرهِ جنگی و یک سپرِ زینتی آورد و تقدیم کرد. مولاعلی امر کرد که این ها رو به پسرم عباس تقدیم کنید...
به امام حسن و سیدالشهدا امر کرد که این ها رو به عباس برسونید و بر تنِ او بپوشونید و او رو نزدِ من بیارید... امام حسن و سیدالشهدا زره رو به تنِ عباسِ بن علی بستن کلاهخودِ زَر نشان گذاشتن و آقام عباس شمشیر حمایل کرد و سوارِ اسبِ جنگیِ خودش شد... :)
وزیر اعظمِ یمن تا هیبت و عظمت و زیباییِ عباس رو دید مبهوت موند و گفت در عمرم جوانی به این زیبایی ندیدم! آره والله! عباس در زیبایی همتا نداره! در عرب، حجاز به زیبایی مشهوره. در حجاز، قریش! در قریش، بنی هاشم! در بنی هاشم، جایی که امام حسن، حسنی که برخی روزها یه زیراندازی دمِ منزلش میذاشت و می نشست و مردمِ مدینه فقط به تماشایِ او می ایستادن از بس که زیبا بود! در جایی که حسن هست به عباس گفتن قمرِ بنی هاشم! این دیگه ماهِ ماست!