eitaa logo
اسرین.
106 دنبال‌کننده
96 عکس
75 ویدیو
0 فایل
اسرین؟ اشک. اینجا؟ محل تخلیه چیز میزای تو ذهنم. دیونه حضرت ابلفضل"ع"/ ارزشی/ساندیس خور./ وفادار به چای/ سرباز حضرت امام/ ابوعبیده فن.
مشاهده در ایتا
دانلود
د اخه، خب مریضید نیاین مدرسه مارو هم مریض می‌کنید آشغالا.😭
📱 سلام به فرزندان عزیزم؛ نامه‌های پُرمهرتان را خواندم... 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
هدایت شده از نجوای‌ِ‌صبآ .
در محضرِ شاهِ خراسان ، امام رضا (ع) به یادِ همه‌یِ اعضایِ عزیزِ نجوایِ‌صبا و کانال هایِ آری‌من ، کافه‌نادری ، دیکتاتور ، رزماری‌خشک ، private ، حیات ، نور ، سروا ، خیارشور ، النکاح‌السنتی ، روایت حزن ، چایخانه ، Velve tsul ، حضرت‌ارباب ، اسرین ، سو ، ح ، آوان ، تریاق ، زحل ، هیس ، من‌دلقک ، اتاقِ‌مبهمِ‌من ، پلی‌لیست‌من‌دلقک ، پلی‌لیست‌دیکتاتور ، پلی‌لیست(شاید؟) ، رهآد ، احمدی‌کوچک ، سالک ، آدمیزاد(آقامحمدمهدی) ، آن‌من ، دلتار ، چای‌عراقی ، مدعی ، ببوسمت ، متروح ، حنین ، ایران ،پلی‌لیست‌سین ، نجاح ، من‌او ، پرایوت ، کوچه‌کیهان ، پرنده‌کوچک‌جنگلی ، تاسیان ، ضحی ، حب ، پریشان‌نویس ، مخمور(scream) ، فراق ، me ، در‌پی‌او ، نادعلی ، غرق‌در‌افکار ، پرایوت ماهلین ، lilium ، طنین‌سراج ، آینور ، پژواک ، یاسِ‌آبی ، جراحت۱۶۸ ، طوفان ، عتیقه‌فروشی ، پارادوکسی ، محیاومها ، بانویِ‌او ، آمال ، دخترکِ‌سبز ، خاکیانِ‌افلاکی ، گرنادین ، ابانا‌علی ، رادیو‌هوران . و به یاد دوستانِ گپ های :برث‌دی‌پارتی‌ارتش‌کبیر‌نازی ، تیمارستان ، رحاب ، گوریلا ، group batman ، ضربان ، saleck group ، میو ، کلبه خصوصی ، دیوان‌خانه ، چای‌تلخ ، طلب‌دانوش ، قورباغه‌های‌اخراجی ، ژلوفن‌روح ، رسوبات‌قلب ، آسمان‌دل ، تلائلو ، کلبه‌خصوصی‌اصلیُ‌میو . و تمام دوستانی که ناخواسته از قلم افتادند بوده و هستم*
قابلیت خفه کردن پسرخالمو دارم.
ببند حلقتو کر شدم.
هدایت شده از زندگی در حاشیه‌ی درس
یا مثلا داستان گیسوکمند همون پرنسس موبلنده! موهاشو از بالایِ قلعه میندازه پایین تا اون پسره‌ یه‌ لاقبایِ خلافکار بیاد بالا! پسره هم چی؟ بدش نمیاد از مامورا فرار کنه و از موهاش استفاده می‌کنه و میره تو قلعه. درحالی که ما تو شاهنامه داستان زال و رودابه داریم! زال وقتی می‌خواست پنهانی رودابه رو ببینه رودابه موهاشو میندازه پایین اما زال قبول نمی‌کنه و میگه نه موهات کشیده می‌کشن و دردت میگیره و با زورِ پهلوانی خودش میاد بالا:))))
از این آدمای رندوم خیلی خوشم میاد، نشسته بودم تو دنیای خودم بودم، یکی خیلی رندوم اومد گفت دستتو میدی واست شعر بنویسم؟ دستمو دادم نوشت " با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه، عشق کاری کرد که تبریز می‌سوزد در آه" و من اینطوری بودم که عیجانننن.😭😭😭😭😭😭