بیتاب تو بود و جابجا را میگشت
با هر قدمت ارض و سما را میگشت
تو در پی او که نه، شهادت یک عمر
دنبال تو شهر و روستا را میگشت
پیچید مه غلیظ و سردی در کوه
برپا شده صحنه نبردی در کوه
از پای نشسته و در آتش پر زد
اینبار خلیل وار مردی در کوه
اصلاً تو کجا فکر ریاست بودی
در بند غرور و میز نخوت بودی
در قامت خادم الرضایی یک عمر
در شهر و دیار گرم خدمت بودی
باید به دل جهان بماند داغت
بر سینه آسمان بماند داغت
آنقدر به شانه هایمان سنگین بود
رفتی که به ورزقان بماند داغت
از میز و رفاه و امنیت دور شدی
از شرق به پاخواستی و نور شدی
تو جای ریاست پی خدمت رفتی
پرپر زدی و شهید جمهور شدی
شعر: فهیمه خوشاب (استان سمنان)
#رئیس_جمهور_مردمی
#آیتالله_رئیسی
#شهید_جمهور
#سید_الشهدای_خدمت
#خادم_الرضا
#سمنان_قدردان_است
#عصر_امید✌️
🇮🇷https://eitaa.com/asromid