آستانِ مهر
💌#مادرانهای_عاشقانه_۴۹ ❤️ ادامه بحث زیبای امتحان مادری!😁 مهربان مادر! دخترک معصومم! درست است این ر
💌#مادرانهای_عاشقانه_۵۰
❤️ شب نشینی با تو😘
جان دلم!
تعجب میکنم از مادری که دسته گلی چون تو را مانع پیشرفت خود میداند...
تو اصلا عین پیشرفتی .😁🤌
مخصوصاً شبهای امتحان که از درس خواندن خسته میشوم و وقتی نگاه میکنم میبینم کنار دستم تو نشستی و مشغول بازی یا مطالعه هستی...😁😘
همین شب نشینی با تو چقدر لذت بخش است ، خدا را شکر که من تنها نیستم و انیسی مثل تو دارم.
چه خوب بلدی دلبری کنی ، وقتی کتاب گلابی را برای من میخوانی و من هم سر تکان میدهم اما درسم را هم میخوانم.
اصلا سریع شنیدن و سریع به ذهن سپردن ویژگی توست و من خیلی باید دقت کنم که گُل بکارم در وجودت نه خس و خاشاک!😁
این نکته را گفتم که بدانی وقتی من درس میخواندم تو هم ادای درس خواندن مرا درمیآوردی و کتاب دست میگرفتی و میخواندی و من باید کنار این درس خواندنها ، همیشه مواظب امتحان مادری ام باشم...
📝برگرفته از واقعیات زندگی یک مادر
#مادرانه #عاشقانه #هدیهی_الهی #لذتِ_فرزند_آوری
📸 تصویر کتاب گلابی را میبینید ...😁
📬 عاشقانههای مادری خودتان را اینجا برای ما ارسال بفرمایید:
📲@jelveyedidar
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanehmehr
9.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 گلآرایی صحنهای حرم مطهر در شام ولادت امام محمد باقر علیه السلام
🔹🔸🔹🔸🔹
@astanehmehr | «آستانِ مهر»
قسمت ۳۶ تو تکرار نمیشوی_1_1.mp3
6.85M
#قسمت_سی_و_ششم
🎧#رمانتوتکرارنمیشوی
💞
خلاصه قسمت ۳۵
لیلیت همچنان تمام لحظات منتظرش بود و روی دفتر شن های گرم درد دلش رو مینوشت وحتی دعوا میکرد و بدوبیراه میگفت ولی دوباره ....
دیدیم که لیلیت لکه هاش بیشتر وبیشتر میشد و میخارید و بی عینکم نمی دید خیلی اذیت میشد اماجرات نداشت بره اهواز و عینک بخره !
ده روز گذشت و لیلیت به درداش دل دردم اضافه شد ولی بااین حساب اعتصاب غذا کرد ولی عصراون روز بی طاقت شد و ازدل درد بستری شد... لیلیت باداباد رو گفته بود خانم پرستارای همکارش بش متلک میگفتن ... بلاخره بعداز شش هزارصلوات سروکله سیدمهدی پیداشد و لیلیت بیقرارترشد از دست حرفای خواهرا جرات نداشت بره جلو فقط گریه کرد واشک ریخت ولی سید مهدی باخنده بهش گفت باعصا خداحافظی کردین؟ و یه قرص برای برادری گرفت و بامتانت به لیلیت گفت شما خوبین؟....
❤️😍❤️
عزیزان امشبم توجه تون رو به ادامه ماجرای شیرین این لیلی ومجنون جلب میکنیم
🍃💕🍃
🎙 با خوانش هنرمندانه ی نویسنده ی کتاب مطهرهپیوسته
༺◍⃟჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
تنهاکانال رسمی بانوان حرم
https://eitaa.com/joinchat/3163553795Cd8320e803c
#عرض_ارادت
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ
در معطل شدن و دست رساندن به ضریح
لذتی هست که در سجده طولانی نیست
📸صدیقهحبیبی
╔═ ⚘═══⚘ ═╗
@astanehmehr
╚═ ⚘═══⚘ ═╝
هدایت شده از معصومانه
شب آرزوها در محفل دختران بهشتی
آرزوها دخیل ضریح بهشتی بانوی کرامت
و
خادمیاران نوجوان
میزبان روزه داران بهشتی
در سفره افطاری حضرتی
فقط کافیه روی لینک بزنی و ثبت نام کنی
https://astanehmehr.amfm.ir/eftari/
💥ویژه دختران ۱۲ الی ۱۷ سال
💥ظرفیت محدود
#معصومانه
#خادمیاران_محله
#اداره_فرهنگی_خواهران
#محفل_دختران_بهشتی_حرم_مطهر
╔∞═❀🌃💛🌃❀═∞╗ https://eitaa.com/joinchat/3969187913C5562147d4c
╚∞═❀🌃💛🌃❀═∞╝
💟 #حدیث
🔻 قال الله تعالی عزوجل:
🔆 وجَعَلتُ هذَا الشَّهرَ حَبلاً بَيني وبَينَ عِبادي؛ فَمَنِ اعتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إلَيَ؛
🔅 اين ماه (رجب) را رشتهای بين خودم و بندگانم قرار دادهام. هر كس به اين رشته (ريسمان) چنگ زند، به من میرسد.
📚الإقبال: ج ۳ ص ۱۷۴
#رجب #ماه_رجب
╔══✿══════✿══
║@astanehmehr | «آستانِ مهر»
╚══✿══════✿══
jameah-samavati.mp3
7.65M
🎧زیارت جامعه کبیره
🎙حاج مهدی سماواتی
📖متن زیارت جامعه کبیره
https://hawzah.net/fa/pray/View/79461/7313/%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-
امشب این زیارت گرانقدر رو بخونیم و هدیه کنیم به حضرت محمدالهادی علیه الصلوات و السلام
https://eitaa.com/astanehmehr
#حکایت
💎نسخهی شفابخش
متوکل در اثر دمل روی بدنش، در بستر مریضی افتاده بود. بیماری او چنان بود که هیچ کس جرأت نمیکرد، برای جراحی کارد تیز به بدن او رساند. از این رو مادرش نذر کرد اگر متوکل از این بیماری بهبود یابد مقدار فراوانی از مال خود را به امام هادی علیه السلام بدهد.
فتح بن خاقان به متوکل پیشنهاد کرد اگر کسی را نزد امام هادی علیه السلام بفرستی و از او راه چاره ای برای این بیماری بخواهی، شاید او دارویی بشناسد که با استفاده از آن بهبود یابی. متوکل گفت: کسی را نزد او بفرست. کسی را نزد امام فرستادند. وقتی او بازگشت پیغام آورد که پشکل حیوانی را که زیر پا مالیده شده، بگیرید وآن را با گلاب بخیسانید و بر محل دمل بگذارید که به اذن خدا سود بخش است. برخی از کسانی که پیش متوکل بودند، از شنیدن
این سخن به خنده افتادند. فتح بن خاقان به آنها گفت: چه زیان دارد که سخن او را نیز تجربه کنیم؟ به خدا سوگند من امیدوارم به آنچه او گفته، بهبودی خلیفه حاصل گردد. از این رو مقداری پشکل آورده، با گلاب خیساندند و بر موضع دمل نهادند. در نتیجه سر دمل باز شد و هرچه در آن بود، بیرون آمد.
مادر متوکل از بهبودی فرزند خود بسیار خوشحال شد و ده هزار دینار مختوم به مهر خود برای آن حضرت فرستاد و متوکل هم از بستر بیماری برخاست.
📚منبع: بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۶۸
@astanehmehr