فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📽 #کلیپ
🎞 انقلاب اسلامی ایران، یکی از ۱۰ انقلاب بزرگ در جهان است
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
آستانِ مهر
💎 #هنر_زندگی 🎞 سخنان حجت الاسلام و المسلمین تراشیون با موضوع اظهار رضایت مندی در زندگی مشترک #قسم
9.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 #هنر_زندگی
🎞 بخش اول سخنان حجت الاسلام و المسلمین تراشیون با موضوع زن موفق، زنی است که نقش همسر را در زندگی ایفا کند
#قسمت_هشتم
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
آستانِ مهر
📖 #داستان جذاب و عاشقانه اینک شوکران (قصه شهید منوچهر مدق) 🍃قسمت هفتم🍃 حتی غذا درست کردن بلد نبودم
📖 #داستان جذاب و عاشقانه اینک شوکران
(قصه شهید منوچهر مدق)
🍃قسمت هشتم🍃
هرچه من از بلندی می ترسیدم، او عاشق بلندی و پرواز بود. باورش نمی شد من بترسم. می گفت: «دختری که با سه چهارتا ژ-سه و یک قطار فشنگ دوشکا، ده دوازده تا پشت بام را می پرد، چطور از بلندی می ترسد؟»
کوه که می رفتیم، باید تله اسکی سوار می شدیم. روی همین تله اسکی ها داشتم حافظ قرآن می شدم. من را می برد پیست موتورسواری. می رفتیم کایت سواری. اگر قرار به فیلم دیدن بود، من را می برد فیلم های نبرد کوبا وانقلاب الجزایر. برایم کتاب زیاد می آورد، خصوصا رمان های تاریخی. با هم می خواندیمشان. منوچهر تشویقم می کرد به درس خواندن. خودش تا دوم دبیرستان بیشتر نخوانده بود. برایم تعریف می کرد وقتی بچه بود و می رفت مدرسه، با دوستش علی، برادر خوانده شده بود. فقط به خاطر اینکه علی روی پشت بامشان یک قفس پر از کبوتر داشت. پدرش برای اتمام حجت سه بار از منوچهر می پرسد: «می خواهی درس بخوانی یا نه؟» منوچهر می گوید: «نه.» برای اینکه سر عقل بیاید، می گذاردش سر کار توی مکانیکی. منوچهر دل به کار می دهد و درس و مدرسه را می گذارد کنار. به من می گفت: «تو باید درس بخوانی.»
می نشست درس خواندنم را تماشا میکرد. دوست داشتیم همه ی لحظه ها کنار هم باشیم. نه برای اینکه حرف بزنیم؛ سکوتش را هم دوست داشتم.
توی همان محله مان یک خانه اجاره کردیم. نیمه ی شعبان عروسی گرفتیم. دوسه روز مانده بود به امتحانات ثلث سوم. شب ها درس می خواندم. منوچهر ازم می پرسید، می رفتم امتحان می دادم. بعد از امتحانات، رفتیم ماه عسل. یک ماه و نیم همه ی شمال را گشتیم. هر جا می رسیدیم وخوشمان می آمد، چادر می زدیم و می ماندیم، تازه آمده بودیم سر زندگیمان، که جنگ شروع شد.
اول دوم مهر بود. سر سفره ی ناهار از رادیو شنیدیم سربازهای منقضی پنجاه و شش را ارتش برای اعزام به جبهه خواسته، از منوچهر پرسیدم: «منتضی پنجاه و شش یعنی چه؟»
گفت: «یعنی کسانی که سال پنجاه و شش خدمتشان تمام شده.» داشتم حساب می کردم خدمت منوچهرکی تمام شده که برادرش رسول، آمد دنبالش و با هم رفتند بیرون.
بعد ازظهر برگشت، با یک کوله ی خاکی رنگ، گفتم: «این را برای چه گرفته ای؟»
گفت: «لازم می شود.»
گفت: «آماده شو، با مریم و رسول می خواهیم برویم بیرون.» دوستم، مریم، با رسول تازه عقد کرده بودند. شب رفتیم فرحزاد. دور میز نشسته بودیم که منوچهر گفت: «ما فردا عازمیم.»
گفتم: «چی؟ به این زودی؟»
گفت: «ما جزو همان هایی هستیم که اعلام شده باید برویم.»
مریم پرسید: «ما کیه؟»
گفت: «من و داداش رسول.»...
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
💠 #کلام_ناب
🔺 رهبر انقلاب: شهادت حاج قاسم سلیمانی، زنده بودن انقلاب در کشور ما را به رخ همهی دنیا کشید. عدّهای میخواستند وانمود کنند که انقلاب در ایران از بین رفته است، مرده است، تمام شده امّا شهادت او نشان داد که انقلاب زنده است.
۱۳۹۸/۱۰/۲۷
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
🔈 #اطلاع_رسانی
🔰 ویژه برنامه های دهه فجر در رواق نوجوان
💠 مسابقه بزرگ « بی صدا فریاد کن » با دو برنامه متنوع و جذاب:
🔸کارگاه آموزش دست سازه ها، ویژه دختران همراه با مادر
🔹زمان: ایام دهه فجر از ساعت ۱۵ الی ۱۸. نمایشگاه صحن صاحب الزمان(علیه السلام)
🔸و جشن « بادبادک پیروزی » ویژه دخترخانم ها و آقا پسرای ۷ الی ۱۶ سال، به همراه اهدای ۳۱۳ جایزه نفیس به برندگان مسابقه
🇮🇷وعده ما: ۲۲ بهمن ماه، ساعت ۸ صبح، صحن جوادالائمه(علیه السلام)
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #کلیپ
🇮🇷 پیشرفت های ایران در ساخت نیروگاه خورشیدی
🔸قسمت اول
#به_سوی_افتخار
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
آستانِ مهر
#گام_های_خوشبختی مهارت دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق: 🔹مهارت هفتم👇 مهارت حل مس
#گام_های_خوشبختی
مهارتهای دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:
🔹مهارت هشتم👇
مهارت تصمیم گیری: مسیر زندگی انسان را تصمیمگیریهای او مشخص میکند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راهحلهای موجود بهترین را انتخاب میکنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده میگیریم.
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
#تبرکی
🔻به پاس همراهی شما، به اطلاع می رسانیم:
به مناسبت ایام الله دهه فجر در روزهای 19 ، 20 و 21 بهمن ماه از اعضای محترم کانال و صفحه "آستان مهر" قرعه کشی فیش تبرکی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها انجام میشود.
امور فرهنگی خواهران همچنان پذیرای نظرات شما نسبت به کانال و صفحه آستان مهر است.
لطفا نظرات خود را به ادمین های کانال ارسال کنید.
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
📰 #خبر
🔘 افتتاحیه نمایشگاه « حضور تا ظهور » در حرم بانوی کرامت
نمایشگاه «حضور تا ظهور» ویژه ایام الله دهه فجر، با حضور معاونت فرهنگی حرم مطهر، حجت الاسلام و المسلمین احمدی در صحن صاحب الزمان(علیه السلام) حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) افتتاح شد
این نمایشگاه از ۱۷ تا ۲۲ بهمن ماه صبح ها ویژه برادران، عصرها برای بازدید خواهران و شب ها پذیرای خانواده ها خواهد بود.
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
📖 #داستان جذاب و عاشقانه اینک شوکران
(قصه شهید منوچهر مدق)
🍃قسمت نهم🍃
مریم شروع کرد به نق زدن که «نه رسول، تو نباید بروی ما تازه عقد کرده ایم. اگر بلایی سرت بیاید من چکار کنم؟» من کلافه بودم، ولی دیدم اگر چیزی بگویم، مریم روحیه اش بدتر می شود. آن ها تازه دو ماه بود عقد کرده بودند. باز من رفته بودم خانه ی خودم.
چشم هاش روی هم نمی رفت. خوابش نمی آمد. به چشم های منوچهر نگاه کرد. هیچ وقت نفهمیده بود چشم های او چه رنگی اند، قهوه ای، میشی یا سبز؟ انگار رنگ عوض می کردند. دست های او را در دستش گرفت و انگشتانش را دانه دانه لمس کرد. خنده ی تلخی کرد. دوتا شست های منوچهر هم اندازه نبودند. یکی از آنها پهن تر بود سرکار پتک خورده بود.
منوچهر گفت: «همه دو تا شست دارند. من یک شست دارم؛ یک هفتاد.»
می خواست همه ی این ها را در ذهنش نگه دارد. لازمش می شد. منوچهر گفت: «فقط یک چیزی توی دنیا هست که می تواند تو را از من جدا کند، یک عشق دیگر، عشق خدا، نه هیچ چیز دیگر.»
فرشته بغضش را قورت داد، دستش را زیر سرش گذاشت و گفت: «قول بده زیاد برایم بنویسی» اما منوچهر از نوشتن خوشش نمی آمد. جنگ هم که فرصت این کارها را نمی گذاشت. آهسته گفت: «حداقل یک خط.»
منوچهر دست فرشته را که بین دست هاش بود، فشار داد و قول داد که بنویسد؛ تا آن جا که می تواند.
زیاد می نوشت، اما هر دفعه که نامه اش می رسید یا صداش را ازپشت تلفن می شنیدم، تازه بیش تر دلتنگش می شدم می دیدم نیست. نامه ها را رسول یا دوستانش که از منطقه می آمدند، می آوردند و نامه های منو وسایلی که براش می گذاشتم کنار، می رساندند به دستش. رسول تکنیسین شیمی بود. بخاطر کارش، هر چند وقت یک بار می آمد تهران.
دوتا ماشین شدیم و بردیمشان پادگان. منوچهر هر دقیقه کنار یکی بود. پیش من می ایستاد، دستش را می انداخت دور گردن پدرم، مادرش را می بوسید. می خواست پیش تک تکمان باشد. ظهر سوار اتوبوس شدند و رفتند. همه ی این ها یک طرف، تنها برگشتن به خانه یک طرف. اولین و آخرین باری بود که رفتم بدرقه ی منوچهر. تحمل این را که تنها برگردم نداشتم. با مریم برگشتیم. مریم زار می زد. من سعی می کردم بی صدا گریه کنم. می ریختم توی خودم. وقتی رسیدیم خانه، انگار یک مشت سوزن ریخته باشند به پاهام، گزگز می کردند. از حال رفتم. فکر می کردم دیگر منوچهر مال من نیست. دیگررفت. از این می ترسیدم...
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
📜 #حدیث
🔺اهمیت و جایگاه نماز در سخنان معصومین
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi
آستانِ مهر
📹 #کلیپ 🇮🇷 پیشرفت های ایران در ساخت نیروگاه خورشیدی 🔸قسمت اول #به_سوی_افتخار 🔷🔸💠🔸🔷 کانال رسمی
6.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #کلیپ
🇮🇷 پیشرفت های ایران در ساخت نیروگاه خورشیدی
🔸قسمت دوم
#به_سوی_افتخار
🔷🔸💠🔸🔷
کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم #حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@astanfarhangi