خهزان .
-
بالاخره یه روزی میپذیری و میگذری از همه نبودنها، نشدنها، نخواستنها، رفتنها، تموم شدنها و ناامید شدنها بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.
خهزان .
-
ساعتها میشینم در مورد حرفهایی که توی دلم مونده و باید به آدمها بزنم فکر میکنم و در نهایت ، یه کلمه هم نمیگم ، اینطوریام که خب که چی؟ وقتی چیزی تغییر نمیکنه ، چرا الکی خودم رو اذیت کنم؟.