عصر روزی، مردی که یک دبه شیر در دست داشت ، در خیابان ملانصرالدین را متوقف کرد و گفت که مشکلی دارد و چاره اش را می خواهد.
ملا گفت:« مشکلت چیست؟»
مرد توضیح داد:« با وجودی که شراب نمی خورم صبح ها که از خواب بیدار می شوم خیلی مست و سرخوش هستم.»
ملا نگاهی به ظرف شیر کرد وپرسید:« دیشب چه خوردی؟»
مرد گفت:« شیر»
ملا گفت:« همانطور که فکر می کردم. همین دلیل مشکلت توست !
مرد با شگفتی گفت:
« شیر باعث مستی می شود!؟»
ملا گفت:« بله ! وقتی شما شب شیر می خوری و می خوابی. در خوابت غلت می زنی. شیر با این تکان ها تبدیل به کره می شود. کره تکان می خورد و تبدیل به پنیر می شود. پنیر به چربی و چربی تبدیل به شکر و شکر تبدیل به #الکل می شود. وقتی بیدار می شوی در معده ات الکل وجوددارد. به همین دلیل صبح ها احساس مستی می کنی.»
مرد گیج شده ، پرسید:« حالا چه کار کنم؟»
ملا گفت:« ساده است. شیر ننوش. زود، بسپارش به من.»
و شیر را از مرد بهت زده گرفت و رفت !
─┅═༅𖣔💝𖣔༅═┅─
@atre_dousti