خانه ی کودکی ، خانه ای است که شبیه آن را جایی نمی یابی !
جایی که همهٔ خاطرات کودکیت از در و دیوار آن آویخته است ، جایی که بوی همهٔ بچگی هایت را می دهد ...
از در چوبی رنگ و رو رفتهٔ قدیمی اش که وارد می شوی ، صدای پارس سگ ، صدای مرغ وخروس و جوجه ها ، صدای میو میو گربه و صدای خنده و بازی های بچگی ات را می شـنوی .
این جاست که باید چشم هایت را ببندی و خاطراتت را مرور کنی و جانی دوباره بگیری .
صدای کودکی را می شنوی که در گوشه های حیاط و پشت نخل ها تَپ تَپَکان (قایم باشک) بازی می کند ، می خندد و با خنده اش شبیه بچگی هایت ذوق می کنی .
مگر می شود چنین جایی بود و شاد نبود ؟!
مگر می شود عطر متفاوتِ غذای مادرت و بوی نان های گوناگونش را استشمام کنی و خوشحال نباشی !؟اصلاً مگر می شود کنار تاوه یا تنور پیش مادرت بنشـینی و تکه ای نان کنجدی و تَبدون بخوری و کنار چاله یا منقل پر آتش چند استکان چایِ زغالی بنوشی و احساس خوشـبختی نکنی ؟!
بهترین گوشهٔ خوب دنیا خانه ایست که کودکی هایت میان سبزه های باغچه اش نفس می کشد .
بهترین کاخ دنیا را هم که برایت بسازند با استخر و جکوزی و سونا
تازه حس می کنی هیچ کجا خانهٔ گلی پدری ات نخواهد شد ، کنار جو ملا و گُدار دِی غُلو و آن همه شیرجه در آب و شنا...
#خانهٔ_سه_نخل #گِرگِری_علیا
─┅═༅࿇💝࿇༅═┅─
@atre_dousti