♨️منتظر بودن یعنی چه⁉️
🔸#منتظر یعنی کسی که یک احساس امیدی دربارۀ فرج در دلش وجود داشته باشد. معنای انتظار، صرفا احتمال دادنِ ظهور نیست که انسان بگوید: «روزی ظهور محقق خواهد شد. هیچ احتمال هم نمیدهیم و هیچ امید جدی نداریم این نزدیکیها باشد.» این انتظار نیست. بلکه انتظار، یک احساس روحیِ بسیار عمیق و یک کشش روحی است نسبت به امری که انسان منتظر آن است. امید به فرج باید واقعا در دل انسان موجود باشد.
🔸منتظر بودن فراتر از داشتن یک دیدگاه است. لذا اینکه ما بدانیم روزی ظهور رخ خواهد داد کافی نیست. انتظار حتی از اعتقاد هم فراتر است.
🔸یعنی ممکن است کسی معتقد به ظهور هم باشد، و اعتقاد داشته باشد که بالاخره روزی فرج رخ خواهد داد، اما انتظار در روح او جاری نباشد. اعتقادی که هیچ احساسی در انسان ایجاد نکند، نامش انتظار نیست.
🔸انسانِ منتظر همیشه چشم به راه است. مانند مادری که فرزندش به جبهه رفته و از او بیخبر است، همیشه چشم به راه است و هر لحظه نگاهش به درِ خانه است که چه کسی دق الباب میکند. کسی که چنین احساسی ندارد و آن التهاب و نگرانیِ خاص فرد منتظر را ندارد، منتظر واقعی نیست. هرچند «احساس انتظار»، دردمندی، التهاب، سوز و گداز، و شور و حال خاص خودش را به همراه دارد، اما به هرحال این احساس یک احساس بسیار زیبا و دوستداشتنی است و رنجِ انتظار هم رنجی شیرین و گواراست.
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
🖋حجت الاسلام پناهیان
"سخنرانی «آیا ظهور نزدیک است؟
در مهدیه تهران"
#امام_سجّاد(ع):
☀️🍃خدايا،
اگر مرا با زنجيرها ببندی،
و عطایت را از میان همه خلق از من منع کنى،
و ديدگان بندگانت را بر رسوايی هايم بگشايی،
و فرمان دهى که مرا به آتش دوزخ کشند
و میان من و نیکان جدایى افکنى،
اميدم را از تو نخواهم بريد، و آرزويم را از عفو تو باز نخواهم گرداند، و محبتت از قلبم بيرون نخواهد رفت، من فراوانی عطايت را نزد خود، و پرده پوشی ات بر گناهانم در دار دنيا را فراموش نخواهم كرد
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
قسمتی از دعای ابوحمزه ثمالی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
🎙 شیخ حسین انصاریان
💢 نسبت به بندگان آبرودار باشیم...
◽️◽️◽️◽️
عطر خدا
«شاهزاده ای در خدمت» #قسمت :اول به نام خالق یکتا «ولایة علی بن ابیطالب حصنی، فمن
«شاهزاده ای در خدمت»
#قسمت دوم 🎬:
ملکه قصر ،در حالیکه بلند بلند ،دخترش را صدا میزد به پیش آمد، دخترک فی الفور خود را به مادر رسانید و بدون اینکه اجازه دهد او لب به گلایه بگشاید بوسه ای به گونه اش زد و گفت : سلام مادر ، نمی دانی دخترت چه شاهکاری کرده ، بیا ....بیا ببین....
ملکه که کلاً غافلگیر شده بود ، انگار یادش رفت برای چه آمده ،با او همراه شد و نزدیک ظرف حاوی مایع و طلای دست ساز او شد.
دخترک با شوق و ذوق ،شروع به تعریف از کارش کرد و وقتی حرفش تمام شد ، سکوت اختیار کرد و به چهرهٔ مادرش خیره شد تا تاثیر کلامش را ببیند.
مادرش آهی کشید و در حالیکه به سمت دیگر اتاق میرفت ،کنار صندوقی بزرگ و چوبین ایستاد ، درب صندوق را به زحمت بالا داد و دستش را داخل صندوق برد و مشتش را که پر از جواهرات گرانبها و درخشان بود ،بیرون آورد و همانطور که مشتش را جلوی پای دخترش ،بر زمین خالی می کرد گفت : بفرما، اینهمه طلا و زمرد و یاقوت ، هرچه که بخواهی و هر چه اراده کنی در چشم بهم زدنی برایت فراهم می شود ، تو را چه به کیمیا و کیمیاگری...تو حتی التفاتی به این زیورالات فریبنده که آرزوی هر دختری ست نمی کنی و با اشاره به سر تا پای او ادامه داد : کو گردنبدی بر گردنت ؟کجاست گوشواره و حلقهٔ زیبای دماغت ؟خلخالی هم به دستها و پاهایت نمی بینم ، اصلا چیزی که نشان دهد تو شاهزاده خانم این سرزمین هستی در وجود تو آشکار نیست ، اصلاً بگو بدانم ، اینهمه زبان های مختلف یاد گرفتی و سر در کتبی که از هر طرف دنیا به دستمان رسید کردی ،به کجا رسیدی؟ می خواستی کیمیاگر شوی؟؟ حال که شدی...دیگر چه در سرت میگذرد؟؟
دخترک آهی کشید و گفت : نه مادر، اشتباه نکن ، من اگر زبان های اقوام مختلف را یاد گرفتم وکتابهای فراوان می خوانم نه برای این بود که کیمیا گر شوم ،بلکه طبیعتم اینطور است، دوست دارم سر از واقعیت های این دنیا درآورم ، دوست دارم هر رازی را کشف کنم و دربارهٔ هر چیزی اطلاعات کسب کنم.
ملکه همانطور که خیره به صندوق پر از طلا بود، آه بلندی کشید و گفت : بدان که هرگز نخواهی توانست به خواسته ات برسی و ناگهان در یک حرکت روی پاشنه پایش چرخید و روبروی دخترش ایستاد و همانطور که با انگشت تلنگری بر شانهٔ او میزد ادامه داد : تویی که رسم بندگی کردن و عبادت خدایان نمی دانی و در روز شکر گزاری از خدایان خود را به کیمیاگری مشغول کردی و اصلاً التفاتی به این موضوع حیاتی ننمودی ، محال است به هدفت برسی چون توجه خدایان را از خود برداشته ای و با لحنی محکم تر ادامه داد : تو.....تو.....شاهزادهٔ این سرزمین هستی...باید هم اینک به نزد خدایان برویم و از گناهانت توبه نمایی...
دخترک سرش را پایین انداخت و همانطور که خیره بود ،به انگشترها و مرواریدهای غلتانی که مادرش بر زمین ریخته بود، گفت : مادر، من این زیور الات را دوست ندارم ،چون معتقدم ،زیبایی باید از خود انسان و فطرتش باشد ، زیبایی که با آویزان کردن این ابزارات بوجود می آید پشیزی نمی ارزد...
اما برای شرکت در مراسم هم باید بگویم ، انسان جایی پا میگذارد که به آن اعتقاد قلبی داشته باشد ، من از پرستیدن سنگ و چوب و ستاره و خورشید و گاو و....که خود اختیاری از خود ندارند و واضح است آنها هم خلقت آفریدگاری دیگرند بیزارم.....من تا با قلبم به چیزی اعتقاد نیاورم ،هرگز به سوی آن نمیروم و در هیچ مراسمی هم شرکت نخواهم کرد....
ناگاه ملکه ، چون اسپند روی آتش به سمت دخترکش یورش آورد و....
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
ادامه دارد....
🖍به قلم :ط_حسینی
.#دلنوشته
🍃نزدیکتر به ما ز ما❗️
در اوصاف متقین خواندم نزدیک شدنشان به دیگران، با نرمخویی و از روی مهربانی است.
آقا❗️ تو که معنا و ریشه و پایۀ تقوایی، خانۀ تقوا با ولایت تو آباد است و درخت تقوا با محبت تو ثمر میدهد، مگر میشود دلت به ما نسوزد و نزدیکمان نشوی⁉️
تو از ما دور نیستی، ما در حوالی خودمان باید به دنبال تو بگردیم؛ زیرا ما همگی قابل ترحّمیم و از تو مهربانتر هم کسی را سراغ نداریم. اصلا تو از خودمان به ما نزدیکتری.
کاش یک بار تو را میدیدیم تا یک عمر از قوّتی که از نگاه به تو میگرفتیم، مسیر بندگی را تا خود خدا طی میکردیم.
شبت بخیر نزدیکتر به ما ز ما❗️
کانال عطر خدا ↙️↙️
╭┈── ◽️◽️◽️◽️
╰➤@attre_khoda
دعای عظم البلا از علی فانی.mp3
1.93M
﷽
قرار شبانه 🌙
قرائت
#دعای_عظم_البلاء از #فانی
اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفاءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَِّةِ وَالرَّخاءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةِ السّاعَةِ السّاعَةِ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَــ
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلا
⚘ اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیّکَ_الفَرَج⚘
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ﺍﻟهــــــــے
ﺑـﻮﯼ ِﻧﺎﺏ " ﺑﻬﺸـﺖ "ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻫﻤـﮥ " ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ "ﻗﺸـﻨﮓ ِ " ﺗــﻮ "
ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺭﻭﯼ ِﺯﺧﻤﻬﺎﯼ "ﺩﻟﻢ "
💛ﺍﻟهــــــــے
ﮔﻔـﺘﻪ ﺑـﻮﺩﯼ "ﺍَﻟﺠَّﺒﺎﺭ "
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐـﻪ " ﺟُـﺒﺮﺍﻥ ﻣــﯿﮑﻨﺪ " ﻫﻤـﮥ
ﺷﮑﺴﺘﮕـﯿﻬﺎﯼِ " ﺩﻟﺖ " ﺭﺍ
💙ﺍﻟهــــــــے
ﮔﻔـــــﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ " ﺍَﻟﻤُﺼَـﻮِّﺭ "
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐــﻪ ﺍﺯ ُ"ﻧﻮﻣـﯿﺴـﺎﺯﺩ "
ﻫﻤﮥ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ "ﻭﯾـﺮﺍﻥ " ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ ﺩﺭﻭﻥ ِ " ﺩﻟﺖ "
💜ﺍﻟهــــــــے
ﮔﻔــﺘﻪ ﺑـﻮﺩﯼ " ﺍﻟﺸّـﺎﻓـﯽ "
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐـــﻪ " ﺷِﻔﺎ " ﻣـﯿﺪﻫﺪ ﺗﻤﺎﻡ ِ
"ﺯﺧﻤﻬـﺎﯼِ ﻋﻤﯿﻖ " ﻭ " لاﻋـﻼﺝ " ﺭﺍ
ﻫـﻮﺍﯼ ِ "ﺩﻟﻢ " ﺳﺒﮏ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺑــﺎﺯﻣﺰﻣﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼِ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ.
💚ﺍﻟهــــــــے
ﻧَﻔـﺲ ﻣﯿﮑﺸــﻢ ﺩﺭﻫﻮﺍﯼِ "ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬـﺎﯼِ ﻧﺎﺑﺖ "
ﺳﭙﺎﺱ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ و خدایی میکنی..
کانال عطر خدا ↙️↙️
╭┈── ◽️◽️◽️◽️
╰➤@attre_khoda
با نشر مطالب در ثواب آنها سهیم باشیم 🙏
شبتون بخیر