+ حضرت آقا فرموده بودند:
- شـبهایقدر اگر میخواهیم
- دعـایمستجابداشتـهباشیم،
+ شهـدا را شفیـع قـرار دهیـم!-
کلاس اولی ها(یوسفی)
+ حضرت آقا فرموده بودند: - شـبهایقدر اگر میخواهیم - دعـایمستجابداشتـهباشیم، + شهـدا را شفیـع
ای آقام 😭💔
حالا دیگه بعد شما ما همه فرزندِ شهیدیم...
شما باید شفیعمون باشید
#رهبر_شهید
کلاس اولی ها(یوسفی)
صالح بعد صالح.. آیتالله سید مجتبی خامنهای توسط مجلس خبرگان بعنوان رهبر انقلاب انتخاب شد.
بالاخره یه لبخند نشست روی چهره مون..
دوباره رهبرمون حسینی خامنه ای شد :)
خدا حفظ تون کنه برای اسلام✨
کلاس اولی ها(یوسفی)
صالح بعد صالح.. آیتالله سید مجتبی خامنهای توسط مجلس خبرگان بعنوان رهبر انقلاب انتخاب شد.
فقط با انتخاب شما قلب مون آروم میگرفت..
از خوشحالی دلم گریه میخواد :)
کلاس اولی ها(یوسفی)
صالح بعد صالح.. آیتالله سید مجتبی خامنهای توسط مجلس خبرگان بعنوان رهبر انقلاب انتخاب شد.
خداوندا ایشان را در برابر دشمنان این آب و خاک یاری کن...
#لبیک_یا_خامنه_ایی 🇮🇷
کلاس اولی ها(یوسفی)
8⃣1⃣دعای روز هجدهم ماه رمضان #بهوقتسحر✨ #رمضان_المبارک🌙
9⃣1⃣دعای روز نوزدهم ماه رمضان
#بهوقتسحر✨
#رمضان_المبارک🌙
@ostad_shojaeجزء نوزدهم.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
#تندخوانی_قرآن_کریم
#جزء نوزدهم
#استاد_معتز_آقایی
•••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
کانال کلاس اولیهای خانم یوسفی
@aval_learning99
کلاس اولی ها(یوسفی)
#تندخوانی_قرآن_کریم #جزء نوزدهم #استاد_معتز_آقایی •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈••• کانال کلاس اولیهای خانم
#بسم_الله
#کسی_که_همیشه_هست.
... و چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسى گفتند: حتماً ما به چنگ آنان خواهیم افتاد. موسى گفت: این چنین نیست، بىتردید پروردگارم با من است، و به زودى مرا هدایت خواهد کرد. پس به موسى وحى کردیم که: عصایت را به این دریا بزن. پس [دریا] از هم شکافت و هر پارهاش چون کوهى بزرگ بود... و موسی و هر که با او بود را نجات دادیم...
#سوره_محترم_شعرا(۶۱_۶۵)
🔹پشت سرش را نگاه کرد. سیاهیِ لشکرِ فرعون را میشد دید. پیش رویش امواج خروشان نیل بود و کنارش جماعتی از بنیاسرائیل که باورش کرده بودند و به حرفهایش ایمان آورده بودند. حالا امّا درست وسطِ معرکه، جایی که ایمانشان، در معرض محک بود، کم آورده بودند و گفته بودند: کارِ ما دیگر حتماً تمام است... همهی وجود مرد را امّا ایمانی غریب آکنده بود. دوباره پیشِ رو و پشت سرش را نگاه کرد. دلش تکان نخورد.
فقط گفت: محال است خدا من را توی این حال تنها بگذارد. گفت: پروردگارِ من با من است. حتماً راهی را نشانم خواهد داد... چند دقیقه بعد قاصدِ وحی پیغام آورده بود که عصایت را به نیل بزن. چند دقیقه بعدترش، همان امواجِ خروشان، ناباورانه، راه را برای مرد و همراهانش باز کرده بودند.
خواستم بگویم خوب میشد اگر گاهی ما هم درست وسطِ معرکههایی که پیشِ رو و پشتِ سرِمان، بسته است، همان جاهایی که فکر میکنیم دیگر راهی نمانده، همانجاهایی که دور و بریها هم از شرایط ناامید شدهاند، همان توقفگاههای تلخ یأس، با یقین بگوییم کسی هست که همیشه هست. کسی هست که وقتی قدمهای آدم راست باشد، توی تنگنا و بنبست نگذاردش. کسی هست که همیشه توی لحظههای سخت، قاصد بفرستد، راه را نشان بدهد. روزنهی امید را باز کند.
#روز_نوزدهم_جزء_نوزدهم
#با_من_بخوان.
#آیه_های_نور