eitaa logo
مرکز تخصصی روانشناسی آوانا
390 دنبال‌کننده
180 عکس
78 ویدیو
2 فایل
رواندرمانی اختلالات بالینی مشاوره خانواده و زوج درمانی مشاوره پیش از ازدواج مشاوره اختلالات تغذیه مشاوره کودک و نوجوان آزمون های شخصیت با مجوز سازمان نظام روانشناسی ومشاوره ایران اردکان. خیابان پیروزی. نرسیده به آزمایشگاه. کلینیک دکتر انتظاری 32252088
مشاهده در ایتا
دانلود
✍این‌که می‌گیم درمان برای همه‌ی آدم‌ها در بعضی مقاطع زندگی لازمه، برای اینه که بعضی غم‌ها فقط با گذشت زمان خوب نمی‌شن... 👈آقایی می‌گفت بعد از فوت پدرش، همه بهش می‌گفتن: «زمان همه چیز رو حل می‌کنه» «باید قوی باشی» «دیگه بسّه، زندگی ادامه داره...» و اون، از بیرون به زندگی برگشته بود... سر کار می‌رفت، لبخند می‌زد، کارهاش رو انجام می‌داد... اما از درون، انگار یک جایی از وجودش همان روز متوقف شده بود... نه می‌توانست درست گریه کند، نه درست حرف بزند، نه حتی بفهمد دقیقاً چه چیزی درونش این‌همه سنگین است... 👈همه فکر می‌کردند سوگش تمام شده... اما سوگِ زندگی‌نشده، تمام نمی‌شود... فقط پنهان می‌شود... 👌و بعد خودش را جایی دیگر نشان می‌دهد: در بی‌حوصلگی، در خشم، در بی‌معنایی، در خستگیِ مداوم، در فاصله گرفتن از آدم‌ها... 🪽بعضی آدم‌ها عزاداری نمی‌کنند، چون بلد نیستند، چون فرصت نداشتند، چون از هم می‌پاشند اگر یک بار واقعاً با درد روبه‌رو شوند... 💥سوگ، فقط از دست دادنِ آدم‌ها نیست؛ گاهی سوگِ یک رابطه است، سوگِ یک فرصت، سوگِ یک کودکی، سوگِ خودی که دیگر شبیه قبل نیست... ⚘️و درمان، کمک می‌کند آدم یاد بگیرد چطور با فقدان زندگی کند، بی‌آنکه خودش هم آرام‌آرام از بین برود...
یکی از تصورات ایده‌آلی که در بسیاری از روابط وجود دارد، این است که رابطه سالم باید فضایی باشد که در آن اضطراب‌ها از میان بروند، تعارض‌ها حذف شوند و فرد به‌طور مداوم احساس امنیت، آرامش و رضایت داشته باشد. اما این تصویر بیش از آن‌که بازتابی از واقعیت رابطه باشد، نوعی فانتزی است. رابطه، اساساً مستلزم انرژی روانی بسیار است. ورود دیگری به زندگی ما، به معنای ورود جهانی مستقل با تاریخچه، میل‌ها، فقدان‌ها، ترس‌ها و دفاع‌های خاص خود اوست. زوجین با یکدیگر زندگی نمی‌کنند؛ بلکه دو نظام روانی با هم مواجه می‌شوند. از همین رو، رابطه همواره محل برخورد تفاوت‌هاست. ما اغلب عاشق تصویری از دیگری می‌شویم؛ تصویری که بخشی از فانتزی‌های ما را ارضا می‌کند. اما دیر یا زود با انسان واقعی مواجه می‌شویم؛ انسانی محدود، ناکام‌کننده، ناتوان از فهم کامل ما، و ناتوان از پاسخ دادن به تمام نیازهایمان. در این نقطه، بسیاری از افراد رابطه را نه به دلیل فقدان عشق، بلکه به دلیل فروپاشی فانتزی اولیه ترک می‌کنند. افراد گمان می‌کنند که رابطه قرار است اضطراب را از میان ببرد، حال آن‌که رابطه بالغ، برعکس، ظرفیت تحمل اضطراب را افزایش می‌دهد. رابطه سالم جایی نیست که در آن هیچ تعارضی وجود نداشته باشد؛ بلکه جایی است که دو نفر بتوانند تعارض را تحمل کنند، درباره آن بیندیشند و بدون نابود کردن خود یا دیگری، از آن عبور کنند. به همین دلیل، رابطه انرژی‌بر است. رابطه نیازمند مذاکره، خودآگاهی، تحمل ناکامی، سوگواری برای تصویر ایده‌آل دیگری، و مواجهه با بخش‌هایی از خود است که تنها در حضور دیگری فعال می‌شوند. گاهی دیگری ما را خشمگین می‌کند، زیرا چیزی را در ما لمس می‌کند که پیش از آن نمی‌دیدیم. رابطه فقط محل تجربهٔ عشق نیست؛ محل آشکار شدن ناخودآگاه نیز هست. فردی که انتظار دارد رابطه همیشه آرامش‌بخش باشد، ممکن است با نخستین موج اضطراب با خود بگوید: "پس این آدم مناسب من نیست." اما پرسش تحلیلی‌تر این است: "آیا مسئله، این رابطه است، یا این‌که من هنوز ظرفیت بودن در رابطه را پیدا نکرده‌ام؟" رابطه بالغ وعده زندگی بدون رنج نمی‌دهد؛ بلکه این امکان را فراهم می‌کند که انسان در کنار دیگری، ظرفیت بیشتری برای مواجهه با رنج، تفاوت و پیچیدگی پیدا کند. عشق، نه حذف دشواری رابطه، بلکه توانایی ماندن و اندیشیدن در دل دشواری آن است.