بسم الله الرحمن الرحیم
من زندهام
قسمت سیزدهم
آقا خوب حساب کلاس های درس ما را داشت. بچه ها نمی خواستند در غیاب او کسی درجا بزند. اما رحمان لای هیچ کتابی را باز نکرد و شهریور هم از راه رسیده بود. حتی نمی پرسید الان چه ماه و روزی است و امتحان ها از کی شروع می شود. کریم که احساس مسئولیت بیشتری داشت تصمیم گرفت همه ی درس ها را جای رحمان امتحان بدهد. ولی کسی در جریان این تصمیم نبود. فقط خودش و رحیم می دانستند و یک کمی هم من باخبر شده بودم. یک بار شنیدم که می گفت: ما که به جاش چک و لگد رو خوردیم خودش هم که اصلاً آفتابی نشد ه که کسی بشناسدش پس بسم ا....
شب قبل کریم و رحیم رفتند سید عباس و به تعداد تجدیدی هایش هفت شمع روشن کردند و نذر کردند بعد از هر امتحان، تا آخر امتحانات هرشب هفت شمع روشن کنند. همه چیز به خوبی پیش می رفت. کریم هر روز که می آمد خوشحال و سرحال می گفت: عالی بود.
رحمان هم شب ها خسته و درمانده از نانوایی می آمد و می خوابید و صبح زود دوباره ر می رفت و تقویم زمان را گم کرده بود. در غیاب پدر رحمان بیشتر از همه ما زیر بار مشکلات کمر خم کرده بود. رحمان مانده بود با مسئولیت خانه. از نظر عاطفی رحمان به پدر خیلی وابسته بود و ندیدن پدر برایش سخت. کریم هم میگفت: بهروش نیارین تا ببینیم کی از رو می ره و سراغ درس و کتاب رو می گیره. ما میخواهیم آقا ناراحت نشه.
همه چیز خوب پیش می رفت تا روز آخر که امتحان جغرافیا بود. کریم می گفت :در جلسه روی صندلی نشسته بودم و منتظر توزیع برگه های امتحان بودم که یهو دیدم رحمان از دور می آد. دم در ورودی اسم و فامیلش رو پرسیدن و اونو به سمت صندلی خودش هدایت کردن. آقای رحمتی که مدیر بود و من روز گرفتن کارنامه یک چک و اردنگی ازش خورده بودم، مثل اینکه با قیافه من آشناتر بود. با رحمان اومد بالای سرم، دید من روی صندلی نشستم از رحمان پرسید: پسر اسمت چیه؟ جواب نداد. دوباره پرسید. مات و مبهوت به من نگاه کرد و بازم جواب نداد. از من پرسید: اسمت چیه؟ گفتم: عبدالرحمان آباد. یک باره گوش رحمان رو گرفت و به بیرون پرت کرد. دست و پاش رو به میله ی وسط حیاط بستن. با ترکه ی نخل به دست و پاش می زدن و آقای رحمتی با صدای بلند می گفت: ای متقلب! میخواستی به جای عبدالرحمان آباد وارد جلسه ی امتحان بشی؟
تا اونجا چه کتفش باز میشد ترکه رو بلند می کرد و رو تن و بدن رحمان پایین میآورد.
بعد از کلی کتک کاری رحمان رو به اداره آموزش و پرورش تحویل دادند. یکی از بستگان نزدیک ما آقای گنجه ای که از مسئولین آموزش و پرورش بود و خانواده، کریم و رحمان را به خوبی میشناخت، وقتی موضوع را فهمید؛ چون میدانست کریم شاگرد زرنگ و درس خوان و رحمان بازیگوش و اهل کار و معاش است، برای رحمان به جرم اینکه میخواسته به جای کس دیگری وارد جلسه امتحان شود با یک فامیل جعلی و ساختگی پروندهسازی میکند و بعد هم پرونده به فراموشی سپرده میشود. رحمان آن سال با تلاشهای کریم با معدل بالا قبول شد. اما ساله بعد درجا زد.
با آمدن پاییز آقا از بیمارستان مرخص شد. مدتی در منزل تحت مراقبت بود و حال و هوای خانه دوباره رونق گرفت. تا مدت ها ما می گفتیم و می شنید .بعضی وقت ها ساکت می شد و در خودش فرو می رفت و بعضی وقت ها می خندید. به همین راضی بودیم. همین که آقا بود و او را میدیدیم برایم کافی بود. دلم می خواست دوباره بلند می شد و می ایستاد تا دختر تو جیبی بابا از جیبش نخودچی کشمش بر دارد...
پایان قسمت سیزدهم
#نهضت_کتاب_خوانی
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥⭕️چرا در آموزش و پرورش ؛ مثل بنی امیه دین را آموزش می دهیم ؟!
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
هدایت شده از 🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
🦋با آرزوی قبولی طاعات و عبادات، الحمدالله سوره فلق ۱۴۵۰ مرتبه قرائت شد.
🔰همسنگران روزه دار در روز #پنجم_ماه_مبارک قرائت #سوره_قدر به نیات⤵
🔸تعجیل در فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه و الشریف)
🔹سلامتی رهبر عزیزمان(دامت برکاته)
🔸شادی روح شهیدان⤵️
🦋 روز پنجم
🌹 شهید عماد مغنیه
🌹 شهیدحاج قاسم سلیمانی
🌹 شهید ابراهیم هادی
🌹 شهید امیر محمد اشعری
🌹 شهيد مهران عزيزانی
🌀در صورت سهیم شدن تعدادی که برایتان مقدور هست قرائت کرده و اعلام نمایید.
@shahid_ahmadali_nayeri
⏳ مهلت قرائت : تا اذان صبح روز بعد
#اجرتان_با_امام_حسن_علیه_السلام
#دعای_خیر_شهدا_روزیتان
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان از علی بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین در ضمن حدیثی طولانی که وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را ذکر می کند، چنین روایت کرده است که:
رسول خدا به علی فرمود: ای علی بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود. پیامبر را ندیده اند و از امام نیز محجوبند. اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده است ایمان دارند.
کمالالدین و تمام النعمه، باب ۲۵، حدیث ۸
#امام_زمان_علیه_السلام
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
🌸 دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.
🔸خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان.
#ماه_مبارک_رمضان
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
نظام تقديم 83.mp3
8.49M
#شرح_و_بررسی_کتاب_آن_سوی_مرگ
جلسه دهم
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB