⚜قصہی #معراج سیمرغ راز بود
❣قصد او از زندگے #پـرواز بود
⚜لحظہی پـايـان✋ او آغــاز بـود
❣مرگ او خود #آخرين پرواز🕊 بود
🔸امروز 15 آذرماه مصادف با سالروز شهادت خلبان #شهید_احمد_کشوری و «روز هوانیروز» در سال 1359📆 است.
🔹احمد کشوری، افتخار اسلام و #هوانیروز است و به وسیله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارتشی نمونه👌 لقب گرفته است.
🔸از شجاعت پدرش همین بس که رئیس #ژاندارمری در یکی از شهرهای شمال بوده و با سردمداران زر و زور مبارزه میکرد و در آخر مجبور به استعفا شد و سپس به کشاورزی🌱 پرداخت و از قدرت روحی مادرش چه چیز بالاتر از این که در هنگام #دفن_پسرش در حالی که عکس او را میبوسید و پرچم جمهوری اسلامی🇮🇷 را که به دست خودش دوخته بود، بر سر مزار او میآویخت و فریاد میزد: احسنت، پسرم، #احسنت_پسرم.
#شهید_خلبان_احمد_کشوری
#سالروز_شهادت
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🍃🌹ای کاش هزار بار می توانستم جان ناقابلم را فدا کنم زیرا معتقدم همه ی عزت و شرف ما از اسلام و ولایت است و برای حفظ عزت وشرف باید هزینه کرد. هزینه ای که ارزشش به آن چیزی که برایش فدا می شویم، می ارزد.
🍃🌹از همسرم که همیشه همراه من در خط جهاد و ولایت بوده، تشکر می کنم وحلالیت می طلبم. توصیه می کنم زهرا و ابوالفضل را در راه ولایت و مسیر اهل بیت بزرگ کرده و وقتی که بزرگ شدند، به آنها بگو که پدرتان عاشق امام خامنه ای عزیز بود و بگوکه سخنرانی های آن بزرگوار را از اول تا آخر گوش می کرد و می گفت که صدایش آرام بخش جان من است. به آنها بگو اگر آبرو وعزت وسربلندی می خواهند، راهش راه ولایت و تبعیت محض از اوست. به آنها بگو که چقدر دوستشان داشتم. ولی برای مولایم ورهبرم آنقدر ارزش قائلم که جانم را فدایش می کنم. الله الله از حجاب که شمار را همیشه به رعایت آن توصیه می کردم و توصیه می کنم که لحظه ای از آن غافل نشوید. دشمن هزینه های سنگینی را متحمل می شود که آن را از سرتان بیندازد. امیدوارم که مثل همیشه دشمن را مایوس کنید.
ای #برادرانم
💢باید هرکـدام ازشما عنصر فعّالـی باشد
بخدا قسم نمی شود پایان زندگی بجز #شهادت باشد
#شهید
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
سیره_شهدا
ابراهیم به تنها چیزی که فکر نمی کرد مادیات بود.
می گفت روزی را خدا می رساند.
برکت پول مهم است.
کاری هم که برای خدا باشد برکت دارد.
#شهید
#شهید_ابراهیم_هادی❤️
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
🍃🌹شاهرخ هیچگاه زیر بار حرف زور و ناحق نمی رفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. دوازده سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید. از آن پس با سختی روزگار را سپری کرد .
🍃🌹در جوانی به سراغ کشتی رفت. سنگین وزن کشتی می گرفت. چه خوب پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی می کرد. قهرمان جوانان، نایب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی. همراهی تیم المپیک ایران و...
🍃🌹اما اینها همه ماجرا نبود. قدرت بدنی، شجاعت، نبود راهنما، رفقای نا اهل و ... همه دست به دست هم داد. انسانی بوجود آمد که کسی جلودارش نبود هرشب کاباره، دعوا، چاقوکشی و ...
🍃🌹پدر نداشت. از کسی هم حساب نمی برد. مادر پیرش هم کاری نمی توانست بکند الا دعا! اشک می ریخت و برای فرزندش دعا می کرد. خدایا پسرم را ببخش، عاقبت به خیرش کن. خدایا پسرم را از سربازان امام زمان(عج) قرار بده . دیگران به او می خندیدند. اما او می دانست که سلاح مومن دعاست. کاری نمی توانست بکند الا دعا. همیشه می گفت: خدایا فرزندم را به تو سپردم. خدایا همه چیز به دست توست. هدایت به وسیله توست. پسرم را نجات بده!
🍃🌹زندگی شاهرخ در غفلت و گمراهی ادامه داشت. تا اینکه دعاهای مادر پیرش اثر کرد. مسیحا نفسی آمد و از انفاس خوش او مسیر زندگی شاهرخ تغییر کرد .بهمن ۵۷ بود. شب و روز می گفت: فقط امام، فقط خمینی (ره)وقتی در تلویزیون صحبت های حضرت امام پخش می شد، با احترام می نشست. اشک می ریخت و با دل و جان گوش می کرد.