(در همان لحظه، در بالاترین نقطهی درخت، جایی که نسیم ملایمی میوزد، دو پیلهی نقرهای و دستبافت که دانا وبینا با صبوری و پاکیزگی تنیده بودند، با صدایی نرم شکافته میشوند.)
(دو پروانهی ابریشمی زیبا و خیرهکننده با بالهای سفید و نقرهای بیرون میآیند. دانا و بینا بالهایشان را باز میکنند، خورشید صبحگاهی روی طرحهای بالهایشان میدرخشد.)
بینا (در حالی که در آسمان اوج میگیرد و به پایین نگاه میکند): دانا… اونا واقعاً فکر میکردن پرواز خریدنیه…
دانا (با پروازی نرم در امتداد نور خورشید): کسی که به جای عقل خودش، اجازه بده بذر دیگران توی وجودش کاشته بشه، قبل از اینکه بال دربیاره، خوراک غریبهها میشه… پرواز یعنی رنجی که خودت براش زحمت کشیدی ،تووجودته !
( دو پروانهی آزاد در پهنهی آسمان آبی پرواز میکنند و اوج میگیرند، در حالی که زیر پایشان، گوشیهای شکسته و خاموش روی خاک رها شدهاند،و کرمهای ابریشمی که از هم پاشیده اند.)
✍️پروینیان
🦋 کانال آیت بین
splus.ir/AyatBin
eitaa.com/AyatBin
کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨راز شگفتانگیز شاهنامه🌹
🦋 کانال آیت بین
splus.ir/AyatBin
eitaa.com/AyatBin
کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin