eitaa logo
آیت بین/ حکمت و استراتژی برای همه (کودک، نوجوان، جوان و..) / تفقه تفریحی
2.1هزار دنبال‌کننده
300 عکس
315 ویدیو
13 فایل
باقری هستم مدیر اندیشکده رؤیت @Bartarbin پیام به مدیر @Andishkadeh_rowyat
مشاهده در ایتا
دانلود
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅️ طراز انقلاب اسلامی ▶️مشاهده و دانلود این مستند کلیپ با کیفیت FULL HD در آپارات aparat.com/v/doi86v6 ▶️ قسمت نود و پنجم «قرن جدید» مشاهده در آپارات: aparat.com/v/awq3zmv 📡 @jdale_ahsan 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
داستان بردیا و کامیار این قسمت : «نقشه راه » (داستانی برگرفته از جلسه ۱۹۰ ـشهدعسل ،باتدریس استاد عباسی) صدای اذان مغرب با طنینی گرم و دلنشین از گلدسته‌های فیروزه‌ای مسجد در کوچه پیچید و با خنکای غروب درهم آمیخت. انعکاس نور زرد چراغ حیاط، روی کاشی‌های خیس حوضچه می‌رقصید. بردیا بندهای محکم کتانی‌اش را کشید و در آستانه در ایستاد. نگاهش به کامیار افتاد که با شلوار جین زاپ‌دار و تیشرتی گشاد، روی پله حیاط لم داده بود و نور آبی و تند صفحه گوشی هوشمندش روی صورتش خطوط سردی می‌انداخت. بردیا با لحنی صمیمی و پرانرژی گفت: «کامیار، حاج‌آقا احسانی بعد از نماز، یه حلقه معرفت و خودشناسی توی مسجد راه انداخته؛ مخصوص بچه‌های هم‌سن‌وسال خودمون. می‌گن فقط موعظه خشک نیست، نقشه راه کشف استعدادها و مهار ذهنه. بیا امشب با هم بریم، حسابی به دردمون می‌خوره.» کامیار سرش را از گوشی بیرون کشید، ابروهایش را بالا انداخت و با لبخندی تمسخرآمیز گفت: «بی‌خیال داداش! کی حوصله داره توی این هوای عالی بره گوشه شبستان زانو بزنه؟ امشب با بچه‌ها توی پارک قرار داریم. کلی کار هیجان‌انگیزتر از پای صحبت نشستن هست.» ادامه ....👇
یک ساعت بعد در تاریکی بوته‌های انتهای پارک، زیر نور کم‌رمق تیر چراغ‌برق، کامیار میان جمعی از دوستانش ایستاده بود؛ جمعی با شوخی‌های تکراری و خنده‌هایی بلند و بی‌مایه که بوی بطالت می‌داد. رامین ، یکی از بچه‌های جمع، در حالی که نگاهش را به اطراف می‌دوشید، پاکت سیگاری از جیب کاپشنش بیرون کشید. فندک زد و شعله کوچکش سایه‌هایی کشیده روی دیوار آجری ساخت. پاکت را به سمت کامیار گرفت. کامیار ابتدا مکثی کرد، دستش را عقب کشید و ناخودآگاه قدمی پس رفت؛ اما اصرارهای تند و کنایه‌های رفقا محاصره‌اش کرد: «بگیر دیگه، مگه بچه‌دبستانی هستی؟ یه پک بزن ببین چقدر آرامش داره، مرد شو!» وسوسه پذیرفته‌شدن در جمع، دیواره دفاعی‌اش را فروریخت. کامیار سیگار را میان لب‌هایش گذاشت. اولین پک سنگین با سرفه‌های خشک و تند همراه شد؛ طعم تلخی دهانش را گس کرد و چشمانش سوخت، اما برای حفظ ظاهر، تلخی را با خنده‌ای مصنوعی پنهان کرد؛ آغازی برای عادتی پنهانی و زهرآگین. آن شب کامیار وقتی به خانه برگشت تا سپیده صبح با درخشش صفحه گوشی روشن در میان فریادهای بازی‌های شوتر آنلاین و کامنت‌های پی‌درپی چالش‌های اینترنتی غرق شد؛ چشمانش کاسه خون، شقیقه‌هایش در حال نبض زدن و رشته آرامشش تکه‌تکه بود. در نقطه مقابل، در شبستان گرم و آرام مسجد، زیر نور ملایم چلچراغ‌ها و عطر زلال گلاب، فضایی آکنده از سکینت حاکم بود. بردیا چهارزانو در جمع نوجوانان نشسته بود و به کلام آرام و نفوذگذار حاج‌آقا احسانی گوش می‌سپرد. استاد با چشمان روشن و تبسمی گرم می‌گفت: «بچه‌ها، عقل شما مثل پادشاه یک اقلیم است؛ اگر امیرِ لشکرهای فکر و احساستان شد، ملائکه رحمت و آرامش بر دلتان فرود می‌آیند. اما اگر افسار وجودتان را به هوس‌ها بسپارید، شیاطینِ وهم، عمرتان را خاکستر می‌کنند. تمرین را از همین خواب و بیداری شروع کنید؛ سحرخیزی، کلید طلایی تمرکز و گشایش جان است.» بردیا این کلمات را مانند دستورالعملی حیاتی به کار بست. سعی کرد به موقع بخوابد . سحرگاه، هنگامی که نسیم خنک پیش از آفتاب پنجره را نوازش بدهد، با صدای لطیف اذان صبح از جا برخاست. وضو گرفت ؛ قطرات زلال آب روی گونه‌هایش حس طراوت نشاند. نمازش را با آرامشی ژرف خواند و پس از آن، بستر را رها کرد. در گرگ‌ومیش حیاط، به نرمش‌های کششی منظم پرداخت، نفس‌های عمیق کشید و ریه‌هایش را از هوای پاک سحرگاه پر کرد. سپس پشت میز مطالعه‌اش نشست؛ ذهنش شفاف و آماده بود، درس‌هایش را با دقتی بالا مرور کرد و به کارهای روزانه‌اش سامان داد. نوری از وقار و تمرکز در چهره‌اش موج می‌زد. چند ماه بعد... کامیار با گودافتادگی و سیاهی زیر چشم‌ها، تنگی نفس و ...، به جوانی بدل شده بود که هر ضربه ناچیزی در تمرین یا ساده‌ترین مسئله ومشکلی ، او را به پرخاش و عصبانیت می‌کشاند. اما بردیا با عضلاتی ورزیده، نگاهی نافذ ، تصویری زنده از آرامش و اقتدار بود؛ روایتی از پیروزی اراده و نور خودشناسی در برابر فریب وهم و هدررفتِ سرمایه گرانبهای نوجوانی. ✍پروینیان مشاهده جلسه ۱۹۰ اتاق کودک ( شهد عسل): رویکرد آیت مدار(28) | بچه‌ها عسل آیت عقله | 1403/11/14 | دوره تربیت مربی استراتژی برای کودکان https://www.aparat.com/v/wopeue5 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
هُوَالحَکیم 🍇 میوه رسیده؛ آیت انسانِ دل‌کنده از درخت دنیا میوه‌ای که به پختگی می‌رسد، درخت را رها می‌کند؛ همان‌گونه که انسانِ به‌بلوغ‌رسیده، از دنیا و دلبستگی‌های آن دل می‌کند. در این تمثیل، درخت آیت دنیاست و میوه رسیده، آیت انسانی است که به مرحله پختگی و کمال رسیده است. آیت‌الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، با اشاره به این تمثیل بیان می‌کند که انسان هرچه به دوران پیری نزدیک‌تر می‌شود، باید به‌تدریج از دنیا و تعلقات آن فاصله بگیرد. میوه خام به شاخه و درخت می‌چسبد، اما میوه‌ای که رسیده و پخته شده، دیگر به درخت وابستگی ندارد و از آن جدا می‌شود. انسان نیز تا زمانی که به پختگی معنوی نرسیده، به درخت دنیا و شاخه‌های آن، یعنی مقام، موقعیت، دارایی و دلبستگی‌های دنیوی، چنگ می‌زند؛ اما انسانِ به‌کمال‌رسیده، توان رها کردن آن‌ها را پیدا می‌کند. البته ارزش و سرانجام میوه نیز به کیفیت آن بستگی دارد؛ اگر شیرین باشد، به‌درستی مصرف می‌شود و اگر خدای‌ناکرده حنظل باشد، ثمره‌ای جز تلخی نخواهد داشت. خداوند انسان را حکیمانه تدبیر می‌کند؛ آنجا که باید با آرزو و انگیزه در دنیا حرکت کند، آرزو را در وجودش قرار می‌دهد و آنجا که باید از دنیا فاصله بگیرد، شوق لقای خود را در دل او می‌نشاند. چنان‌که درباره حضرت موسی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي»؛ محبت خود را بر تو افکندم تا زیر نظر و مراقبت من پرورش یابی. از همین منظر، اصرار بر حفظ موقعیت‌ها و مسئولیت‌های دنیوی تا پایان عمر، حتی با توجیه احساس تکلیف، می‌تواند نشانه ناتوانی انسان در دل‌کندن از درخت دنیاست. مسئولیت، زمانی ارزشمند است که وسیله انجام وظیفه باشد، نه بهانه‌ای برای ماندن در جایگاه و حفظ موقعیت. در روایات نیز از ویژگی‌های مؤمنان آن است که برای تصاحب مسئولیت پیش‌قدم نمی‌شوند و چه‌بسا از پذیرش آن امتناع کنند یا با اکراه بپذیرند. بنابراین، کسی که مسئولیتی را می‌پذیرد، باید همان‌قدر که در پذیرش آن احساس تکلیف می‌کند، آمادگی واگذاری و دل‌کندن از آن را نیز داشته باشد. میوه رسیده، با رها کردن درخت، به پختگی خود گواهی می‌دهد؛ انسان نیز با توانایی دل‌کندن از دنیا و تعلقاتش، میزان بلوغ و تکامل خود را آشکار می‌کند. هنر انسانِ به‌کمال‌رسیده فقط به‌دست‌آوردن و برعهده‌گرفتن نیست؛ بلکه توانایی رها کردن آن چیزی است که روزگاری به آن وابسته بوده است. ✍️ منصور کاظمی 🌐 @imancenter_ir | مرکز اشاعه ایمان 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❥ بانو شافعی از آموزه گیران دوره تربیت مربی حکمت و تفقه (استراتژی) برای کودک و نوجوان، از دوره ای که گذراندن و چگونگی ارائه آن در مدرسه، می گویند. 🌻 اختتامیه دورهٔ آموزشی  «تربیت مربی حکمت و استراتژی(ویژه مربی) » و « دوره کودکان تمدن ساز(ویژه کودک و نوجوان)» ( 1405) ❥ آموزگار دوره: بانو عبداله زاده ✨اندیشکده رؤیت - مشهد ✨ 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❥ سیده اسما عربی از آموزه گیران دوره  حکمت و تفقه (استراتژی) برای کودک و نوجوان، از دوره ای که گذراندن می گویند. ایشان، آیت صدف را تعریف می کنند 🌻 اختتامیه دورهٔ آموزشی  «تربیت مربی حکمت و استراتژی(ویژه مربی) » و « دوره کودکان تمدن ساز(ویژه کودک و نوجوان)» ( 1405) ❥ آموزگار دوره: بانو ایزدی ✨اندیشکده رؤیت - مشهد ✨ 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❥ محمدصادق باقری از آموزه گیران دوره  حکمت و تفقه (استراتژی) برای کودک و نوجوان، درباره آیت خرچنگ می گوید. 🌻 اختتامیه دورهٔ آموزشی  «تربیت مربی حکمت و استراتژی(ویژه مربی) » و « دوره کودکان تمدن ساز(ویژه کودک و نوجوان)» ( 1405) ❥ آموزگار: باقری ✨اندیشکده رؤیت - مشهد ✨ 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin