2_144167965279368727.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
استاد قرائتی
موضوع: تفسیر قرآن
نوع:سخنرانی کوتاه
سوره مبارکه کهف
آیه: ۵۶
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىَ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىَ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا»
چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پردههایی افکندهایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار دادهایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمیشوند!
(سوره مبارکه کهف/ آیه ۵۷)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
از آنجا که در آیات پیشین، سخن از گروهى از کافران تاریک دل و متعصب در میان بود، آیات بعدی نیز همان بحث را تعقیب مى کند.
نخست مى گوید: چه کسى ستمکارتر است از آنها که به هنگام تذکر آیات پروردگارشان، از آن روى مى گردانند و کارهاى گذشته خود را بدست فراموشى مى سپارند (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بإِ یاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ).
تعبیر به تذکر (یادآورى) گویا اشاره به این است که تعلیمات انبیاء از قبیل یادآورى حقائقى است که به طور فطرى در اعماق روح انسان وجود دارد و کار پیامبران پرده برداشتن از روى آن است.
جالب این که در این آیه، از سه طریق به این کوردلان درس بیدارى مى دهد: نخست این که این حقائق با فطرت و وجدان و جان شما کاملاً آشناست.
دیگر این که از سوى پروردگار خودتان آمده (آیاتِ رَبِّهِ).
و سوم این که فراموش نکنید شما خطاهائى انجام داده اید که برنامه انبیاء براى شستشوى آنهاست (نَسِىَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ).
ولى این عده با همه اینها هرگز ایمان نمى آورند; چرا که ما بر دلهایشان پرده افکنده ایم تا نفهمند! و در گوش هایشان سنگینى قرار داده ایم تا صداى حق را نشنوند (إِنّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً).
و لذا اگر آنها را به سوى هدایت بخوانى هرگز هدایت را پذیرا نخواهند شد (وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً).
🌺🌺🌺
شاید، محتاج به تذکر نباشد که خداوند اگر حس تشخیص و قدرت درک و شنیدن را از آنها گرفته، به خاطر همان ما قَدَّمَتْ یَداهُ و اعمالى است که قبلاً انجام داده اند، و این کیفر اثر مستقیم اعمال خود آنهاست، بلکه، به تعبیر دیگر همان اعمال زشت و ننگین، تبدیل به پرده و سنگینى (کنان و وقر) بر دل ها و گوش هایشان، شده است و این حقیقتى است که بسیارى از آیات قرآن از آن سخن مى گوید.
اما آنها که از هر بهانه اى براى اثبات مکتب جبر، بهره گیرى مى کنند بدون این که جمله هاى دیگر این آیه را در نظر بگیرند، و سایر آیات قرآن را که مفسر آن است در کنار آن بگذارند، به ظاهر تعبیر فوق چسبیده، و از آن براى اثبات مکتب خود کمک گرفته اند، در حالى که پاسخ آن، همان گونه که گفتیم کاملاً روشن است.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۷ سوره مبارکه کهف)
@ayehsobh
2_144167965282612827.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
استاد قرائتی
موضوع: تفسیر قرآن
نوع:سخنرانی کوتاه
سوره مبارکه کهف
آیه: ۵۷
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا»
و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است؛ اگر میخواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات کند، عذاب را هر چه زودتر برای آنها میفرستاد؛ ولی برای آنان موعدی است که هرگز از آن راه فراری نخواهند داشت!
(سوره مبارکه کهف/ آیه ۵۸)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
و از آنجا که برنامه تربیتى خداوند، نسبت به بندگان چنین است که تا آخرین مرحله، به آنها فرصت مى دهد و هرگز مانند جباران روزگار، فوراً اقدام به مجازات نمى کند، بلکه رحمت واسعه او همیشه ایجاب مى کند حداکثر فرصت را به گناهکاران بدهد، در آیه بعد مى گوید:
پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است (وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ).
اگر مى خواست آنها را طبق اعمالشان مجازات کند، هر چه زودتر عذاب را بر آنها مى فرستاد (لَوْ یُؤاخِذُهُمْ بِما کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ).
ولى براى آنها موعدى است که با فرا رسیدن آن، راه فرارى نخواهند داشت (بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً).
🌺🌺🌺
غفران او ایجاب مى کند توبه کاران را بیامرزد، و رحمت او اقتضاء دارد در عذاب غیر آنها نیز تعجیل نکند، شاید به صفوف توبه کاران بپیوندند ولى عدالت او هم اقتضاء مى کند، وقتى طغیان و سرکشى به آخرین درجه رسید، حسابشان را صاف کند و اصولاً، بقاء چنین افراد فاسد و مفسدى که امیدى به اصلاحشان نیست، از نظر حکمت آفرینش معنى ندارد، باید نابود شوند و زمین از لوث وجودشان پاک گردد.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۸ سوره مبارکه کهف)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَتِلْكَ الْقُرَىَ أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا»
این شهرها و آبادیهایی است که ما آنها را هنگامی که ستم کردند هلاک نمودیم؛ و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم! (آنها ویرانههایش را با چشم میبینند، و عبرت نمیگیرند!)
(سوره مبارکه کهف/ آیه ۵۹)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
و سرانجام براى آخرین تذکر و هشدار، در این سلسله آیات، سرنوشت تلخ و دردناک ستمکاران پیشین را یادآورى کرده، مى گوید: و اینها شهرها و آبادى هائى است که ویرانه هاى آنها در برابر چشم شما قرار دارد، و ما آنها را به هنگامى که مرتکب ظلم و ستم شدند، هلاک کردیم و در عین حال، در عذابشان تعجیل ننمودیم، بلکه موعدى براى هلاکشان قرار دادیم (وَ تِلْکَ الْقُرى أَهْلَکْناهُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً).
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۹ سوره مبارکه کهف)
@ayehsobh
2_144167965290668342.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
استاد قرائتی
موضوع: تفسیر قرآن
نوع:سخنرانی کوتاه
سوره مبارکه کهف
آیه: ۵۸_۵۹
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«وَإِذْ قَالَ مُوسَىَ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىَ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا»
و به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستوجو برنمیدارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم؛ هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم!
(سوره مبارکه کهف/ آیه ۶۰)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
❇ تفســــــیر
مفسران، در شأن نزول آیات بعدی، نقل کرده اند جمعى از قریش خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسیده از عالمى که موسى(علیه السلام) مأمور به پیروى از او شد، سؤال کردند، آیات فوق نازل شد.
اصولاً، سه ماجرا در این سوره (سوره کهف آمده) که هر سه از یک نظر هماهنگ است: ماجراى اصحاب کهف که قبل از این گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان ذو القرنین که بعد از این مى آید.
این هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان یعنى آنچه به آن خو گرفته و عادت کرده ایم، بیرون مى برد و نشان مى دهد نه عالم محدود به آن است که ما مى بینیم، و نه چهره اصلى حوادث، همیشه آن است که ما در برخورد اول درمى یابیم.
داستان اصحاب کهف سخن از جوان مردانى مى گفت که براى حفظ ایمانشان پشت پا به همه چیز زدند و سرانجام آن چنان زندگى عجیبى پیدا کردند که براى همه مردم آموزنده شد و در ماجراى موسى و خضر، یا به تعبیر دیگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنه شگفت انگیزى برخورد مى کنیم که نشان مى دهد حتى یک پیغمبر اولو العزم که آگاه ترین افراد به محیط خویش است، باز دامنه علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلمى مى رود که به او درس بیاموزد، او هم درس هائى که هر یک از دیگرى عجیب تر است به او یاد مى دهد، و چه نکته هاى بسیار مهمى که در مجموعه این داستان نهفته شده است.
🌺🌺🌺
در این آیه، مى گوید: به خاطر بیاور هنگامى که موسى به دوست و همراه خود گفت: من دست از طلب برنمى دارم تا به مجمع البحرین برسم هر چند مدتى طولانى به راه خود ادامه دهم (وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً).
منظور از فَتاه در اینجا طبق گفته بسیارى از مفسران، و بسیارى از روایات، یوشع بن نون مرد رشید، شجاع و با ایمان بنى اسرائیل است و تعبیر به فتى (جوان) ممکن است به خاطر همین صفات برجسته و یا به خاطر خدمت به موسى(علیه السلام) و همراهى و همگامى با او بوده باشد.
مجمع البحرین به معنى محل پیوند دو دریا است، در این که اشاره به کدام دو دریا است، میان مفسران گفتگو است، و روى هم رفته، سه عقیده معروف در اینجا وجود دارد:
1 ـ منظور، محل اتصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است.
مى دانیم دریاى سرخ در شمال، دو پیشرفتگى یکى به سوى شمال شرقى، و دیگرى به سوى شمال غربى دارد که اولى خلیج عقبه را تشکیل مى دهد، و دومى خلیج سوئز را و این دو خلیج در قسمت جنوبى به هم مى پیوندند، و به دریاى سرخ متصل میشوند.
2 ـ منظور، محل پیوند اقیانوس هند با دریاى سرخ است که در باب المندب به هم مى پیوندند.
3 ـ محل پیوستگى دریاى مدیترانه (که نام دیگرش دریاى روم و بحر ابیض است) با اقیانوس اطلس یعنى، همان محل تنگه جبل الطارق که نزدیک شهر طنجه است.
ولى تفسیر سوم، بسیار بعید به نظر مى رسد; زیرا فاصله میان محل زندگى موسى(علیه السلام) با جبل الطارق آن قدر زیاد است که از طریق عادى آن زمان رفتن موسى(علیه السلام) به آنجا شاید ماه ها طول مى کشید.
احتمال دوم، هر چند فاصله کمترى را دربرمى گیرد، ولى آن هم در حد خود زیاد است; زیرا از شام تا جنوب یمن فاصله نسبتاً زیادى وجود دارد.
اما احتمال اول که نزدیک ترین فاصله را به محل زندگى موسى(علیه السلام) دارد (از شام تا خلیج عقبه راه زیادى نیست) از همه تفاسیر نزدیکتر به نظر مى رسد; چرا که از آیات فوق، نیز اجمالا ًاستفاده مى شود، موسى(علیه السلام) راه زیادى را طى نکرده، هر چند آماده بود براى رسیدن به این مقصود، به همه جا سفر کند (دقت کنید).
در بعضى از روایات نیز اشاره اى به این معنى دیده مى شود.
کلمه حُقُب به معنى مدت طولانى است که بعضى آن را به ۸۰ سال تفسیر کرده اند و منظور موسى(علیه السلام) از ذکر این کلمه این بوده است که من دست از تلاش و کوشش خود براى پیدا کردن گم شده ام، برنخواهم داشت، هر چند سال ها به این سیر خود ادامه دهم.
از مجموع آنچه در بالا گفته شد، آشکارا پیدا است که موسى(علیه السلام) به سراغ گمشده مهمى مى رفت، و در به در دنبال آن مى گشت، عزم خود را جزم و تصمیم خویش را راسخ کرده بود که تا مقصود خود را پیدا نکند از پاى ننشیند.
گمشده اى که موسى(علیه السلام) مأمور یافتن آن بود، در سرنوشتش بسیار اثر داشت و فصل تازه اى در زندگانى او مى گشود.
آرى، او به دنبال مرد عالم و دانشمندى مى گشت که مى توانست حجاب ها و پرده هائى را از جلو چشمش کنار زند، حقایق تازه اى را به او نشان دهد، و درهاى علوم و دانش هائى را به رویش بگشاید.
و به زودى خواهیم دید که او براى پیدا کردن محل این عالم بزرگ، نشانه اى در دست داشت و به دنبال آن نشانه در حرکت بود.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۶۰ سوره مبارکه کهف)
@ayehsobh