❇ تفســــــیر ❇
در آیه مورد بحث، بار دیگر قرآن دست مسلمانان را گرفته به گذشته تاریخشان باز مى گرداند و به آنها حالى مى کند که در چه پایه اى بودید و اکنون در چه مرحله اى قرار دارید تا درسى را که در آیات قبل به آنها آموخت به خوبى درک کنند.
مى فرماید: به خاطر بیاورید آن زمان را که شما گروهى کوچک و ناتوان بودید و در چنگال دشمنان گرفتار، و آنها شما را به ضعف و ناتوانى کشانده بودند (وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ).
آن چنان که مى ترسیدید مشرکان و مخالفان شما را به سرعت بربایند (تَخافُونَ أَنْیَتَخَطَّفَکُمُ النّاسُ).
🌼🌼🌼
این تعبیر، تعبیر لطیفى است که نهایت ضعف و کمى نفرات مسلمانان را در آن زمان آشکار مى سازد، آن چنان که گوئى همانند یک جسم کوچک در هوا معلق بودند که دشمن به آسانى مى توانست آنها را برباید و از بین ببرد و این اشاره به وضع مسلمانان در مکّه قبل از هجرت در برابر مشرکان نیرومند و یا اشاره به مسلمانان بعد از هجرت، در مقابل قدرت هاى بزرگ آن روز همانند ایران و روم است.
آنگاه مى افزاید: ولى خداوند شما را پناه داد (فَآواکُمْ).
و با یارى خود شما را تقویت کرد (وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ).
و از روزى هاى پاکیزه شما را بهره مند ساخت (وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ).
شاید شکر نعمت او را به جا آرید (لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ).
و اکنون به مرحله اى رسیده اید که قدرت در هم شکستن نیروهاى مشرکان مکّه را پیدا کرده اید و تهدیدى براى ستمگران و زورگویان قبایل حجاز شده اید.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲۶، سوره مبارکه انفال)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌺بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم🌺
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»
اى کسانى که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید. و (نیز) در امانتهاى خود خیانت روا مدارید، در حالى که مى دانید (این کار، گناه بزرگى است).
(سوره مبارکه انفال/ آیه ۲۷)
@ayehsobh
Parhizkar008027.mp3
زمان:
حجم:
92.3K
آیه ۲۷ سوره مبارکه انفال
استاد پرهیزگار
@ayehsobh
❇ تفســــــیر ❇
شأن نزول:
درباره شأن نزول این آیات، روایاتى نقل شده، از جمله امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) فرموده اند: پیامبر دستور داد: یهود بنى قریظه (طایفه اى از یهود مدینه) را محاصره کنند. این محاصره بیست و یک شب ادامه یافت، از این جهت یهودیان ناچار شدند پیشنهاد صلحى ـ همانند صلحى که برادرانشان از طایفه بنى نضیر (گروه دیگرى از یهود مدینه) کرده بودند ـ بکنند به این ترتیب که از سرزمین مدینه کوچ کرده به سوى شام بروند.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) از پذیرش این پیشنهاد امتناع کرد شاید به این جهت که صداقتشان در این پیشنهاد مشکوک بود.
فرمود: باید حکمیّت سعد بن معاذ را بپذیرید.
آنها تقاضا کردند پیامبر ابُولُبابه را (که یکى از یاران پیامبر در مدینه بود) نزد آنها بفرستد، ابُولُبابه با آنها سابقه دوستى داشت و خانواده و فرزندان و اموالش نزد آنها بود.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) این پیشنهاد را قبول کرد و ابُولُبابه را نزد آنها فرستاد آنها با ابُولُبابه مشورت کردند که آیا صلاح است حکمیّت سعد بن معاذ را بپذیرند؟
ابُولُبابه اشاره به گلوى خود کرد; یعنى اگر بپذیرید کشته خواهید شد، تن به این پیشنهاد ندهید. پیک وحى خدا جبرئیل این موضوع را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) خبر داد.
ابُولُبابه مى گوید: هنوز نخستین گام را برنداشته بودم که متوجه شدم من به خدا و پیامبر خیانت کرده ام. این آیات درباره او نازل شد.
در این هنگام ابُولُبابه سخت پریشان گشت به طورى که خود را با طنابى به یکى از ستون هاى مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) بسته گفت:
به خدا سوگند! نه غذا مى خورم و نه آب مى نوشم تا مرگ من فرا رسد، مگر این که خداوند توبه مرا بپذیرد.
هفت شبانه روز گذشت، نه غذا خورد و نه آب نوشید آن چنان که بى هوش به روى زمین افتاد. خداوند توبه او را پذیرفت.
این خبر به وسیله مؤمنان به اطلاع او رسید ولى او سوگند یاد کرد که من خود را از ستون باز نمى کنم تا پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیاید و مرا بگشاید.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد و او را گشود.
ابُولُبابه گفت: براى تکمیل توبه خود خانه ام را که در آن مرتکب گناه شده ام رها خواهم ساخت و از تمام اموالم صرف نظر مى کنم.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: کافى است یک سوم از اموالت را در راه خدا صدقه بدهى.
همین مضمون در کتب اهل تسنن نیز درباره شأن نزول آیه آمده است ولى از آنجا که آیات گذشته مربوط به حادثه بدر بود، بعضى بعید دانسته اند این آیه درباره داستان یهود بنى قریظه باشد; زیرا این جریان مدت ها بعد واقع شد.
از این رو گفته اند: منظور از روایات فوق، این است که داستان ابُولُبابه یکى از مصادیق آیه مى تواند باشد نه این که در این موقع نازل گردیده باشد و این تعبیر در مورد شأن نزول آیات سابقه دارد.
🌼🌼🌼
تفسیر:
خیانت و سرچشمه آن
در نخستین آیه، خداوند روى سخن را به مؤمنان کرده مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر خیانت نکنید (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَخُونُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ).
خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامى مسلمانان را در اختیار دیگران بگذارند.
یا دشمنان را در مبارزه خود تقویت کنند.
و یا به طور کلّى واجبات و محرمات و برنامه هاى الهى را پشت سر بیفکنند، بدین جهت از ابن عباس نقل شده: هر کس چیزى از برنامه هاى اسلامى را ترک کند یک نوع خیانت نسبت به خدا و پیامبر مرتکب شده است.
آنگاه مى افزاید: در امانات خود نیز خیانت نکنید (وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ).
خِیانَت در اصل، به معناى خوددارى از پرداخت حقى است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و آن ضد امانت است.
امانت گر چه معمولاً به امانت هاى مالى گفته مى شود، ولى در منطق قرآن مفهوم وسیعى دارد که تمام شئون زندگى اجتماعى، سیاسى و اخلاقى را در بر مى گیرد، لذا در حدیث وارد شده: أَلْمَجالِسُ بِالأَمانَةِ: گفتگوهائى که در جلسات خصوصى مى شود امانت است.
بعضى گفته اند: امانت خدا آئین اوست، امانت پیامبر سنت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها مى باشد، ولى امانت در آیه فوق همه را شامل مى شود.
به هر حال، خیانت در امانت از منفورترین اعمال و از زشت ترین گناهان است، کسى که در امانت خیانت مى کند در حقیقت منافق است، چنان که در حدیث از پیامبر نقل شده: آیَةُ الْمُنافِقِ ثَلاثٌ: إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إنْ صامَ وَ صَلّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ:
نشانه منافق سه چیز است: هنگام سخن دروغ مى گوید، به هنگامى که وعده مى دهد تخلف مى کند و به هنگامى که امانتى نزد او بگذارند خیانت مى نماید، چنین کسى منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.
اصولاً ترک خیانت، در امانت، از وظائف و حقوق انسانى است، یعنى حتى اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد، نمى توان در امانت
او خیانت کرد.
🌼🌼🌼
و در پایان آیه مى گوید: ممکن است از روى اشتباه و بى اطلاعى چیزى را که خیانت است مرتکب شوید ولى هرگز آگاهانه اقدام به چنین کارى نکنید (وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
البته اعمالى همچون اعمال ابولبابه مصداق جهل و اشتباه نیست، چرا که عشق و علاقه به مال و فرزند و حفظ منافع شخصى، گاهى در یک لحظه حساس چشم و گوش انسان را مى بندد و مرتکب خیانت به خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى شود این در حقیقت خیانت آگاهانه است.
ولى مهم این است که انسان زود همچون ابولبابه بیدار شود و گذشته را جبران کند.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲۷، سوره مبارکه انفال)
@ayehsobh
هدایت شده از مؤسسه رهروان راه قرآن مبارکه
#نماز_دهه_اول_ماه_ذیحجه
کیفیت قرائت نماز در تصویر، ذکر شده است.
التماس دعا🤲
#مؤسسه_رهروان_راه_قرآن_مبارکه
@rahrovanraheqoran
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌺بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم🌺
«وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»
و بدانید اموال و فرزندان شما، وسیله آزمایش است و (براى کسانى که از عهده امتحان برآیند،) پاداش عظیمى نزد خداست.
(سوره مبارکه انفال/ آیه ۲۸)
@ayehsobh
Parhizkar008028.mp3
زمان:
حجم:
96.4K
آیه ۲۸ سوره مبارکه انفال
استاد پرهیزگار
@ayehsobh
❇ تفســــــیر ❇
در آیه بعد، به مسلمانان هشدار مى دهد مواظب باشند علاقه به امور مادّى و منافع زودگذر شخصى پرده بر چشم و گوش آنها نیفکند و مرتکب خیانت هائى شوند که سرنوشت جامعه آنها را به خطر مى افکند. مى گوید: بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش و امتحان شما هستند (وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ).
فِتْنَة ـ همان طور که سابقاً هم اشاره کردیم ـ در این گونه موارد به معناى وسیله آزمایش است و در حقیقت مهم ترین وسیله آزمون ایمان و کفر، شخصیت و فقدان شخصیت، و میزان ارزش انسانى اشخاص، همین دو موضوع است.
چگونگى به دست آوردن اموال، چگونگى خرج کردن آنها، طرز نگاهدارى آن، و میزان دلبستگى و علاقه به آن، همگى میدان هاى آزمایش بشر است.
بسیارند کسانى که از نظر عبادات معمولى و تظاهر به دین و مذهب، و حتى گاهى از نظر انجام مستحبات، بسیار سخت گیرند و وفا دارند، اما به هنگامى که پاى یک مسأله مالى به میان مى آید، همه چیز کنار مى رود و تمام قوانین الهى، مسائل انسانى، و حق و عدالت، به دست فراموشى سپرده مى شود.
در مورد فرزندان، که میوه هاى قلب انسان و شکوفه هاى حیات او هستند نیز غالباً چنین است.
بسیارى از کسانى که به ظاهر پاى بند به امور دینى، مسائل انسانى و اخلاقى هستند را مى بینیم به هنگامى که پاى فرزندشان به میان مى آید گوئى پرده اى بر افکارشان مى افتد و همه این مسائل را فراموش مى کنند، عشق به فرزند سبب مى شود حرام را حلال، و حلال را حرام بشمرند و براى تأمین آینده خیالى او، تن به هر کارى بدهند و هر حقى را زیر پا بگذارند.
🌼🌼🌼
باید خود را در این دو میدان بزرگ امتحان، به خدا بسپاریم و به هوش باشیم که بسیار کسان، در این دو میدان لغزیدند، سقوط کردند و نفرین ابدى را براى خود فراهم ساختند.
باید اگر یک روز لغزشى از ما سر زد ابولبابه وار، در مقام جبران لغزش برآئیم و حتى اموالى که سبب چنین لغزشى شده است در این راه فدا کنیم.
و در پایان آیه به آنها که از این دو میدان امتحان، پیروز بیرون مى آیند بشارت مى دهد که پاداش بزرگ نزد پروردگار است (وَ أَنَّ اللّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ).
هر قدر عشق به فرزند بزرگ جلوه کند، و هر اندازه اموالى که مورد نظر است زیاد و مهم و جالب باشد، باز اجر و پاداش پروردگار از آنها برتر، عالى تر و بزرگ تر است.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲۸، سوره مبارکه انفال)
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌺بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم🌺
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»
اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما (نورانیت درون و) وسیله تشخیص حق از باطل قرار مى دهد. و گناهانتان را مى پوشاند. و شما را مى آمرزد. و خداوند داراى فضل عظیم است.
(سوره مبارکه انفال/ آیه ۲۹)
@ayehsobh
Parhizkar008029.mp3
زمان:
حجم:
143.5K
آیه ۲۹ سوره مبارکه انفال
استاد پرهیزگار
@ayehsobh
❇ تفســــــیر ❇
ایمان و روشن بینى
در آیات گذشته یک سلسله دستورات حیات بخش، که ضامن سعادت مادى و معنوى بود بیان شد ولى به کار بستن آنها جز در سایه تقوا میسر نیست، بدین جهت در این آیه، اشاره به اهمیت تقوا و آثار آن در سرنوشت انسان مى کند.
در این آیه چهار نتیجه و ثمره براى تقوا و پرهیزکارى بیان شده است.
نخست، مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید، اگر تقوا پیشه کنید و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید به شما نورانیت و روشن بینى خاصى مى بخشد که بتوانید حق را از باطل به خوبى تشخیص دهید (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً).
فُرْقان صیغه مبالغه از ماده فَرْق است و در اینجا به معناى چیزى است که به خوبى حق را از باطل جدا مى کند.
این جمله کوتاه و پر معنا یکى از مهم ترین مسائل سرنوشت ساز انسان را بیان کرده و آن این که
در مسیر راهى که انسان به سوى پیروزى ها مى رود، همیشه پرتگاه ها و بیراهه هائى وجود دارد که اگر آنها را به خوبى نبیند و نشناسد و پرهیز نکند چنان سقوط مى کند که اثرى از او باقى نماند.
در این راه مهم ترین مسأله، شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت دوست و دشمن، شناخت مفید و زیان بخش، و شناخت عوامل سعادت و یا بدبختى است.
مشکل این است که در بسیارى از این گونه موارد انسان گرفتار اشتباه مى شود، باطل را به جاى حق مى پندارد و دشمن را به جاى دوست انتخاب مى کند، و بیراهه را جاده صاف و مستقیم.
آیه فوق مى گوید: این دید و درک، ثمره درخت تقوا است، اما چگونه تقوا، پرهیز از گناه و هوا و هوس هاى سرکش به انسان چنین دید و درکى مى دهد شاید براى بعضى مبهم باشد، اما کمى دقت پیوند میان این دو را روشن مى سازد.
🌼🌼🌼
اما مطلب مهمى که باید جداً به آن توجه داشت، و مانند بسیارى دیگر از مفاهیم سازنده اسلامى در میان ما مسلمانان دستخوش تحریف شده، این است: بسیارند کسانى که خیال مى کنند آدم با تقوا کسى است که زیاد بدن و لباس خود را آب بکشد و همه کس و همه چیز را نجس یا مشکوک بداند، و در مسائل اجتماعى به انزوا در آید و دست به سیاه و سفید نزند، و در برابر هر مسأله اى سکوت اختیار کند.
این گونه تفسیرهاى غلط براى تقوا و پرهیزکارى در واقع یکى از عوامل انحطاط جوامع اسلامى محسوب مى گردد چنین تقوائى نه آگاهى مى آفریند و نه روشن بینى و فرقان و جدائى حق از باطل!
اکنون که نخستین پاداش پرهیزکاران روشن شد به تفسیر بقیه آیه و سایر پاداش هاى چهارگانه آنها مى پردازیم.
قرآن مى گوید: علاوه بر تشخیص حق از باطل، نتیجه پرهیز کارى این است که خداوند گناهان شما را مى پوشاند و آثار آن را از وجود شما بر مى دارد (وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ).
به علاوه شما را مشمول آمرزش خود قرار مى دهد (وَ یَغْفِرْ لَکُمْ).
و پاداش هاى فراوان دیگرى در انتظار شماست که جز خدا نمى داند; زیرا خداوند فضل و بخشش عظیم دارد (وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ).
این چهار اثر، میوه هاى درخت تقوا و پرهیزکارى هستند و وجود رابطه طبیعى در میان تقوا و پاره اى از این آثار، مانع از آن نمى شود که همه آنها را به خدا نسبت بدهیم; زیرا کراراً در این تفسیر گفته ایم: هر موجودى هر اثرى دارد به خواست خداست و بدین رو هم مى توان آن اثر را به خدا نسبت داد و هم به آن موجود.
🌼🌼🌼
در این که میان تکفیر سیئات و غفران چه تفاوتى است، بعضى از مفسران معتقدند: اولى اشاره به پرده پوشى در دنیا و دومى اشاره به رهائى از مجازات در آخرت است.
ولى احتمال دیگرى در اینجا وجود دارد که تکفیر سیئات اشاره به آثار روانى و اجتماعى گناهان دارد که در پرتو تقوا و پرهیزکارى از میان مى رود، ولى غفران اشاره به مسأله عفو و بخشش خداوند و رهائى از مجازات است.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲۹، سوره مبارکه انفال)
@ayehsobh