eitaa logo
دانلود
این صدای هواپیما تو جنگ قبلی کاری کرد من از خوشحالی بیدار شم ولی این دفعه موقع شنیدن صدای پروازای پشت سر همدیگه فقط به این نتیجه میرسم که با این رویه فقط امتحان نهایی و کنکور داره بهم نزدیک میشه.
این صدای هواپیما تو جنگ قبلی کاری کرد من از خوشحالی بیدار شم ولی این دفعه موقع شنیدن صدای پروازای پش
خوشحال بودم از اینکه بخواد تایمشون بیوفته عقب؟ نه ولی ناراحتم نبودم. به هر حال هرچی زودتر تموم شه حداقل ته کاسه آرامش روانم یه چیزی برای خودم می‌مونه
اگر برای شیبانی سر بریده ام رو به عنوان گزارشکار بفرستم راضی کنندست.
کاش می‌تونستم بغل بگیرمت آسمون.
خدایا منو ببخش و مذمتم نکن اگه دیدی ته دلم امید دارم چیزی شبیه به تولد دوباره هم وجود داشته باشه.
من سوخت موتورمو فراموش کردم. فراموش کردم چطور باید از زندگیم درخواست‌ کنم و از تحویل دادن یک مشت اراجیف به خودم بابت هدف هایی که وصله تن من نیست خجالت میکشم، 'از خودم' خجالت میکشم' همین هدف رو سالهاست دنبالش میگردم، اتفاقا خواب دیدم پیداش کردم ولی چطور ممکنه این تن هنوز هم بابت ندونم کاری هاش بخواد جواب پس بده و سر خودشو اینطوری کلاه بذاره؟ انقدر مشوشم من که چطور ممکنه تا این حد همه چیز علیه‌م باشه.؟ چرا باید بابت خونی که تو تنم در جریانه احساس عذاب وجدان کنم؟ چون نتونستم خودم راه خودمو بسازم؟ چون هیچ جای دنیا رو نگرفتم؟ چون مدام درحال جنگ با خودم و آرمان های تحقق نیافتمم؟ که تلاش کنم فقط بابت اینکه بعد ها تو آینه یه جسم تسلیم نبینم درحالی که همین حالا هم هر بار از جلوش رد میشه فریاد میزنه نمیبینی؟ من همین حالاشم از کار افتادم. از تفحص جسم بی جونم برگشتم درحالی که با دستای خودم سنگسارش کردم. چقدر دورم از همه و چقدر هیچ کس حتی اندازه بال مورچه پیری بلد نیست بخونتم. کاش حداقل دستی از تو بود که روی شونه هام کشیده می‌شد و میگفت من هم همه این روز های تو رو تجربه کردم و تو دختر منی.
منو از این بحران دور کن بذار هیجان های زندگیم با خودم که خالقشونم کج نیوفتن. بذار از لذت هایی که متعلق به خود خودمن استفاده کنم.
بغضمو قورت میدم به تو فکر میکنم و خاک سرد و خودم
من هرچی فکر میکنم نجات دهنده ای جز محرمت به ذهنم نمیرسه. اگه امسال نتونم ازش استفاده کنم هیچی ازم نمیمونه.
تو این آخرین تماس با مشاورم یه چیزی بهم گفت که حقیقت کوبیده شد تو صورتم :ماها روحمونو چنگ میزنیم واسه اینکه بخوایم موفق بشیم ولی حواسمون نیست که روحمون زخمی میشه.
یاد میناب می‌افتم و درد با هر دم از تو ریه هام پخش میشه به کل وجودم. و یاد خنجر است.