از درد به جسم خود.mp3
2.73M
از درد به جسم خود نشان می بینم
هِی ابر سیه در آسمان می بینم
عباس کجا رفته علی اکبر کو ؟
دور و بر خود شمر و سنان می بینم
آن چادر قیمتی دیروزم را
امروز به دست این و آن می بینم
دور و بر خنده های نامحرم ها
سقای حرم را نگران می بینم
از ضربه ی بی هوای شمر است؛ حسین
این درد که من در استخوان می بینم
ای وای خدایا صدقه آوردند
خرما به دهان کودکان می بینم
زان روز که رفته ام به آن مهمانی
خواب لب و چوب خیزران می بینم
هر جا که رقیه با لگد می افتاد
یک فاطمه با قدّ کمان می بینم
دنبال سر سکینه تا مهمانی
یک رومی پست بد دهان می بینم
#روضه #اسارت #حضرت_زینب #حضرت_رقیه #حضرت_سکینه #حاج_منصور_ارضی
@nohematn
|⇦•عمریه آقا سینه زنم...
#سینه_زنی و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده ماه صفر۱۴۰۰ به نفس سیدرضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
عمریه آقا سینه زنم
حک شده بر روی بدنم
بر سر سفره خان کَرَم
جیره خور نان حسنم
مست خراباتی این سینه زنی ام
من حسنی حسنی حسنی ام
تا سایه ی تو باشد به سرم
محتاج تو ام سلطان کَرَم
این نمکِ سفره ی تو کرده اسیرم
آمده ام مُزد مُحرم رو بگیرم
نگاهی کن به دستانم
دَخیلک یا حسن جانم
مثلِ نبی تو بی مثلی
فاتحِ میدان جملی
سیرتِ تو شد فاطمیون
رفته قد و بالات به علی
عاشقتم از ازل ای یار قدیمی
جن وملک جیره خورت بس که کریمی
ای نور دل و چشمان نبی
ای حیدر منش و زهرا نسبی
حل شده با تربت تو آب و گِل ما
صحن و سرای تو بنا شد به دلِ ما
منم عبد و تو سلطانم
دَخیلک یا حسن جانم
مور و سلیمون خاک درت
گردش اصلیِ دور سرُ
روح الامین و جن و مَلَک
خادم دربار پسرت
شاه کَرَم هستی و بی سنگمزاری
ای به فدای حرمی که تو نداری
آتش زده این، غربت جگرم
آقای کریمی، خاکت به سرم
حسر ت دیدار تو افتاده به جانم
فاطمیه کنج بقیع روضه بخوانم
پریشان پریشانم
دَخیلک یا حسن جانم
|⇦•از بس که حُسن نام تو شد...
#روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده ماه صفر۱۴۰۰ به نفس حاج امیر کرمانشاهی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم
عطر بقیع میوزد از باغ دفترم
شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه
از گندم مزار شما ساده بگذرم
مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند
مثل همیشه در صف این خانه آخرم
*چهخونه ای ،چه آقایی، چهکریمی، قربونت برم آقا ...دیدی یه مشکلی برات پیش میاد فکر میکنی میگی
این مشکل رو با کی درمیون بذارم؟ به اون آدمِ نزدیک زندگیت فکر میکنی، باز میگی اصلا بهش بگم؟ نگم؟ نکنه بهش بگم فکری با خودش بکنه؟ نکنه روم رو زمین بندازه؟
اما من همین قدر میتونم برات بگم هرکسی تو زمان امام حسن مجتبی تو مدینه زندگی میکرد، هروقت به مشکلی برمیخورد خیالش راحت بود، میگفت: میرم پیش کریم اهل بیت مشکلم رو حل میکنه، دوست و دشمنم نداشت، أغوشش همیشه به روی همه باز بود .
تو قیامت میگن: اصحاب امامحسین کجان؟ یه جمعیت عظیمی بلند میشن، میگن اصحاب امام حسن کجان ؟ یه جمعیت کمی بلند میشن...
میخوام غربت رو بدونی، تو مدینه وقتی امامحسن رو میدیدن از مرکب پیاده نمیشدن، از رو مرکب میگفتن: "السَّلام عَلَیکَ یا مُذِلَّ المُؤمنین"...
اینقدر سائل عطا میکرد، که سائل می موند، اصلاً باورش نمیشد، در تاریخ أوردن یه روزی از صبح تا شب صدقه و هدیه میداد به سائلهای مختلف، هرچی داشت عطا میکرد، شب یه سائلی اومد، گفت: بده آقا! در راه خدا، حضرت فرمود: هرچی داشتم از صبح دادم، همین کفش ها مونده برام، اینارو بدم بهت برو بفروش...
دیدی میگن: فلانی به داداشش رفته؟ تو گودال از حسین همه چی رو بردن، عبا، عمامه، کلاه خود،رِدا،کفش هاارو بردن، ساربان اومد دید دست خالی مونده، انگشت و انگشتر رو برداشت .....*
نقش است بر کتیبهی خلقت، هُوَ الکَریم
ثبت است بر جریدهی عالم، هُوَ الکَریم
من خواب دیدهام پس از آبادی بقیع
نذر ضریح توست النگویِ مادرم
آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم
حالا خودم کُلونِ قدیمی این درم
گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم
گفتی که این شما و سرای برادرم
حسین جان ...حسینجان ...
اینها دو واژهاند که با هم غریبهاند
بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم
حسن جان ...
#شاعر میلاد حسنی
رنگش پریده موهاش سفیده.mp3
5.71M
متن نوحه
رنگش پریده موهاش سفیده
🔳 #شهادت_حضرت_رقیه(س)
سید مجید بنی فاطمه
رنگش پریده موهاش سفیده گونش سیاهه قدش یه کم خمیده
با اینکه جونش به لب رسیده به عشق باباش ادامه میده
پشت سر اون سر بریده
یه جوری شد از اون شبی که از ناقه افتاد
با هیچی دیگه آروم نمیشه باباشو میخواد
میگه که خستم از سفر بابا
دیگه بیا منو ببر بابا
****
بابا رسیدی صبح امیدی بابا یه ماهه دخترتو ندیدی
تو رو که دیدم شکست غرورم برا تو سوخته دل تنورم
خاک موهاتو خودم میشورم
گلایم اینه چرا بابایی منو نبردی
تموم سر تو زخم اما سیلی نخوردی
دلم پر از سوال پر درده
بابا چرا لبت ورم کرده
***
زخمی وجودم روی کبودم جای خرابه کاشکی رو نیزه بودم
رد طناب و دور گلومه آثار آتیش هنوز رو مومه
این حرفا بین منو عَمومه
بذار خودتو یه لحظه بابا به جای عمه
یه چند شب دیگه وا نمیشه چشای عمه
کاخ یزید بابا همین پشته
مجلس اونجا عمهمو کشته
https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122
─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
#کانال_عاشقان_حضرت_زینب_س
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
91.5K
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_زمزمه
#اسارت
ای وارث علی یاصاحب الزمان
بنگر به عمه ات با چشم خون فشان
بر روی ناقه عریان و بی جهاز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
بنگر به حالت سردار قافله
خون گریه می کند چشمان سلسله
کاهیده جسمش از زنجیر جانگداز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
کی دیده سنگ بر مِهر و قمر زنند
ماتم رسیده را بر دل شرر زنند
یا تسلیت دهند با صبل و چنگ و ساز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
بازوی زینب و دستان عابدین
شد بسته بینشان طفلان دلغمین
زین قصّه بگذرم دارد سرِ دراز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
یک دم قدم گذار در مجلس یزید
چوب ستم بگیر از دست آن پلید
لبهای تشنه را کو میزند به ناز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
سر را به طشت زر گلگون نظاره کن
چون عمه پیرهن از غصه پاره کن
از بهر انتقام بستان زحق جواز
یا فارس الحجاز یا فارس الحجاز
#حسین_یاری
#امام_زمان
https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122
─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
#کانال_عاشقان_حضرت_زینب_س
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Shab05Safar1401[06].mp3
7.25M
▪️داره تماشا میکنه خواهر حسینش رو (#شور)
🎙 بانوای : حاج میثم مطیعی
یکی سرو برد
یکی اومد پیرهن برادرو برد
یکی با حسرت
اومد آروم آروم، انگشترو برد
داره تماشا میکنه خواهر حسینش رو
بی سر حسینش رو
میخونه با حال مضطر حسینش رو
برات بمیرم که سر پیرهنت دعواست
چقد برای کشتنت دعواست
میون نامردا
برا تنت دعواست
سیدنا المظلوم
کفن نداره
با چه رویی بگم که پیرُهن نداره
اصلا حسین نه
هرکس رو خاک افتاد زدن نداره
نرید به سمت خیمه ها آقا هنوز زنده س
مولا هنوز زنده س
اون که واسش میمیریم ما هنوز زنده س
یه جوری کشتن کسی پیکرو نمیشناسه
زینب برادرو نمیشناسه
کسی روی نیزه
سرو نمیشناسه
سیدنا المظلوم
قیامتی بود
هرکسی فکر بردن غنیمتی بود
خدا گواهه
بین اون قتلگاه چه غارتی بود
از روی مرکب روی خاک افتاد زبونم لال
جون داد زبونم لال
آقای ما شد دشمن شاد زبونم لال
یکی اومد از قتلگاه صداش میلرزه
چی شده دست و پاش میلرزه
بعد حسین دنیا
دیگه نمیارزه
سیدنا المظلوم
شاعر: رضا یزدانی✍
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نام خدا
#السلام_ای_حجت_حق_در_زمین
#امام_زمان_عج_الله
#شهادت_حضرت_رقیه
السلام ای حجت حق در زمین
جان بقربانت امام نازنین
کوه غم افتاده در جان دلت
در کجا باشد عزیزم منزلت؟
با چه حالی روز راشب می کنی ؟
یاد درد و داغ زینب می کنی
صبر و تابت را به غارت برده اند
عمه جانت را اسارت برده اند
در کجا می نالی ای صاحب زمان؟
عمه جانم عمه جانم عمه جان
با تو چون کرداست چرخ روزگار؟
ناله هایت بهر زینب زار زار
کی بُوَد وقت طلوع ای آفتاب؟
تا ز دست عمه بگشایی طناب
خاطرت آزرده می گردد ببخش
زینب زهرا کجا بزم شراب ؟
مهدیا جانها شده بر لب بیا
بهر تسکین دل زینب بیا
ازغریبی ناله زد با شور و شین
جان مادیگربه لب آمد ،حسین
عالم از اندوه زینب پیر شد
یابن زهرا انتقامش دیر شد
زجر وخولی بس که بی رحم وبَدند
دسته گل های حسین را می زدند
عمه جانت باز در شام خراب
گشته از داغ رقیه دل کباب
باز زینب داغ لاله دیده است
داغ زهرای سه ساله دیده است
کربلا گرچه توانش را گرفت
این اسیری نیمه جانش راگرفت
داغ زینب تازه گردید آه آه
باز دیده در خرابه قتلگاه
از تن زینب روانش رفته بود
دختر شیرین زبانش رفته بود
دوری از بابا برایش شد محال
گفت عمه جان حلالم کن حلال
تا سه ساله در دل شب دفن شد
گوئیا که جان زینب دفن شد
بر مزار دختر شاه غریب
خوانده زینب تابه صبح اَمَّنْ یُجیب
آه«مداح»زینب از دل ناله زد
ناله ها از داغ آن سه ساله زد.
شعر:علی اکبراسفندیار«مداح»
https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122
─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
#کانال_عاشقان_حضرت_زینب_س
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم
#شهادت_حضرت_رقیه_سلامالله
راحتتر است بابا خار از جگر کشیدن
تا که برای دختر یک شب پدر ندیدن
گفتم که بوسهای و اُفتادی از نوکِ نِی
دیدی که کار من نیست از نیزه بوسه چیدن
بر دورِ گردن ما با این طناب سخت است
تنها نه راه رفتن حتی نفس کشیدن
دیروز با عمو و امروز با حرامی
فرق است از عموجان تا ناسزا شنیدن
من را کدام کشته در دورِ قتلگاهت
بر خارها کشیدن بر تیغها دویدن
ماکه گرسنه بودیم هرشب کباب خوردند
خنده ندارد اما طفل گرسنه دیدن
بوی شراب میداد دست و دهان این زجر
لکنت زبان به من داد تا قافله رسیدن
ترسانده است من را با خونِ دامنش شمر
بعد از تو سهم من شد از خواب هِی پریدن
از وضعِ حنجر تو پیداست قاتل تو...
هِی کرده استراحت هنگام سر بریدن
(حسن لطفی ۴۰۱/۰۶/۱۰)
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
شور امام حسین علیه السلام
(واحد هم خونده میشه)
با موضوع آداب زیارت
به کربلا / با دو چشم گریون میام
به کربلا/ با حال پریشون میام
زایر شما/ کمن زار الله
یا سیدی یا / اباعبدالله
بند اول:
سوی کربلا میام غبارآلوده
وقتی که امام ما چنین فرموده
کوله باری از گناهشو میبخشن
هرکی قدمی تو این مسیر پیموده
به کربلا / دلشکسته محزون میام
توی خطر / من گذشته از جون میام
در پناهتم / میون این راه
یا سیدی یا / اباعبدالله
بند دوم:
رو بال فرشته راهیه افلاکم
اما توی این مسیر چقدر غمناکم
یاد لب تشنه ی حسین زهرام
یاد تن افتاده به روی خاکم
به کربلا/ با لبان عطشان میام
یاد غم / سالار شهیدان میام
سینه می زنم / میگم واویلاه
یا سیدی یا /اباعبدالله
بند سوم:
سرخیه رو صورتش میشه سرمایه
اون زایری که نرفته زیر سایه
با اهل حرم نموده او همدردی
وقتی اربعین میاد حرم مشایه
به کربلا / با دلی شکسته میام
برهنه پا/ ناتوون و خسته میام
روی لبمه / مدد ثارالله
یا سیدی یا / اباعبدالله
بند چهارم :
هر عاشق بی نوا که راهش دوره
میده یه سلامی به تو و ماجوره
همنوای اهلبیت عصمت میشه
با خوندن هر زیارت ماثوره
با یه علم / با پای پیاده میام
دوباره با/ کل خونواده میام
این سفارشه / شما هست والله
یا سیدی یااباعبدالله
بند پنجم:
من مسافر از حریم شاه طوسم
با حال و هوای کربلا مانوسم
سینه خیز میام سمت ضریحت آقا
خاک قدم زایرتو میبوسم
دعای تو / همراهمه وقتی میام
به کربلا/ با تموم سختی میام
تا حسینی ام / نمیشم گمراه
یا سیدی یا/ اباعبدالله
#مرتضی_کربلایی
◾نوحه زمزمه و شور سینه زنی
◾امام حسین، کربلا، اربعین
◾بنداول
عشق منی و حرم تو گردیده دلم
با نام شما سرشته شده آب و گلم
طوفان زادهام حرم تو گشته ساحلم(۲)
مادر من تو روضه نام تو رو شنفته
بعد اذان تو گوشم ذکر شما رو گفته
◾بنددوم
آلودهام و نوکر بی پا و سر تو
همیشه منم آقا زیر بال و پر تو
من گریه کنم توی روضه با مادر تو(۲)
روضه بوریا و روضه حنجر تو
قصه نعل اسب و گریهی خواهر تو
◾بندسوم
مدیون توام حرم تو شد قبله نما
تو روضهی تو حاجت دلم گشته روا
من گریه کنم برای تو و راس جدا(۲)
کی میشه تا که مهمون سفره کرم شم
همیشه آرزوم مدافع حرم شم
◾بندسوم
بین الحرمین بهشت روی زمینمه
خاک کرببلاسجده ی روی جبینمه
خط سرخ حسین همه ی آئین و دینم(۲)
به سوی علقمه من ز کربلا روانم
روضه ی مشک سقا دارم تو راه میخونم
#مرتضی_محمودپور
#غزل
#امام_حسن_علیه_السلام
از بس حسن بخشنده و مهمان نواز است
از عالم و آدم گدایش بی نیاز است
از سفره اش هر قدر می خواهی طلب کن
دستِ حسن در بذل و بخشش بازِ باز است
زانو بغل کردن دگر معنا ندارد
وقتی که آقای کریمت چاره ساز است
هر جای عالم چشم می چرخانم انگار
پرچم سیاهِ "یا حسن" در اهتزاز است
استاد عباس است، باید هم بگویند
شير جمل در هر نبردی یکه تاز است
در جنگ ها، الحق جلودارش نبودند
جنگاوری اش فخرِ تاریخِ حجاز است
*
سجاده را از زیر پایش می کشیدند
غافل از آنکه مجتبی اصل نماز است
اینکه چه ها شد در دل کوچه، بماند
از چادرِخاکی نوشتن جانگداز است
#احسان_نرگسی
حضور حضرت رقیه علیهاالسلام
در کربلا همراه با کاروان😭
می رسه نوای جانسوزی به گوش
در میون ناله های اربعین
کنار مزار خاکی حسین
دختر پیری نشسته رو زمین
کی میگه رقیه جامونده ببین
اولین روضه خون کربوبلاست
اومده قبل همه از شهر شام
زائر دل خسته ی قبر باباست
داره باز شیرین زبون کربلا
میگه از جسارتای شهر شام
اگه بابا سرتو شکسته سنگ
سر من شکسته با سنگ ِ رو بام
بابایی اگه سنان تو قتلگاه
زد به تو سیلی محکم،بی هوا
توی خواب ناز به من سیلی زده
توی راه کوفه زجر بی حیا
خورده تو پهلوی من تو راه شام
کعب اون نیزه ای که رفت تو تنت
معجر من رفته غارت بعداز اون
روزی که رفته به غارت پیرهنت
گفت کنار قبر اکبر، داداشم
مادرت از داغ تو قدکمونه
میشنوه هر دفه مادرت اذان
میره یه گوشه و روضه میخونه
حالا میره کنار قبر عمو
میگه از همسفری با قاتلین
شبیه تو عموجون تو راه شام
خورده ام با صورتم روی زمین
جلوی سر تو روی نیزه ها
دور من رقاصه ها می رقصیدند
توی گوش دختر شامی دیدم
گوشواره ای که همینجا دزدیدند
یادته عموی باغیرت من
خواهرم سکینه بود برات عزیز
نبودی ببینی تو بزم شراب
یکی زد صدا سکینه رو کنیز
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)